فهرست مطالب۹ بخش
  1. سه اجازه‌ای که نوع بلاکچین را مشخص می‌کنند
  2. بلاکچین عمومی: همه می‌بینند، همه می‌توانند تأیید کنند
  3. بلاکچین خصوصی: کلید در دست یک سازمان است
  4. بلاکچین کنسرسیومی: چند سازمان با هم اداره‌اش می‌کنند
  5. نمونه‌ی بانک‌های مرکزی: پروژه‌ی mBridge
  6. ابزارها: فابریک و کوردا
  7. وقتی کنسرسیوم شکل نمی‌گیرد
  8. بلاکچین ترکیبی: بخشی باز، بخشی بسته
  9. ریال دیجیتال در کدام دسته است؟
  10. مقایسه‌ی چهار نوع بلاکچین
  11. کدام نوع به درد چه کاری می‌خورد؟
  12. این فرق برای کسی که رمزارز دارد چه اهمیتی دارد؟

فرق این بلاکچین‌ها به یک سؤال برمی‌گردد: چه کسی اجازه دارد دفتر را ببیند، تراکنش بفرستد و بلاک تازه را تأیید کند؟ در بلاکچین عمومی، مثل بیت‌کوین و اتریوم، جواب «همه» است و برای هیچ‌کدام از این کارها از کسی اجازه نمی‌گیرید. در بلاکچین خصوصی یک سازمان تصمیم می‌گیرد چه کسی وارد شود و چه چیزی ببیند. بلاکچین کنسرسیومی هم بسته است، ولی تصمیمش دست چند سازمان است، نه یکی. بلاکچین ترکیبی بخشی از کار را باز می‌گذارد و بخشی را محدود می‌کند؛ مثلاً همه می‌توانند از شبکه استفاده کنند، ولی فقط اعضای یک شورا نود اجرا می‌کنند.

فرق اصلی در فناوری نیست؛ در این است که به چه کسی باید اعتماد کنید. هر چه شبکه بازتر باشد، کمتر لازم است به یک نهاد خاص اعتماد کنید، ولی همه‌چیز بیشتر جلوی چشم است و تغییر دادن قواعد هم سخت‌تر می‌شود. هر چه بسته‌تر باشد، سریع‌تر و محرمانه‌تر است، ولی باید به گرداننده‌اش اعتماد کنید.

اگر با خود بلاکچین هنوز آشنا نیستید، اول بلاکچین چیست را بخوانید.

سه اجازه‌ای که نوع بلاکچین را مشخص می‌کنند

برای اینکه بفهمید یک شبکه در کدام دسته است، به اسمش یا به حرف تبلیغاتش نگاه نکنید. این سه سؤال را بپرسید:

  1. چه کسی می‌تواند دفتر را بخواند؟ در بیت‌کوین هر کسی با یک مرورگر بلاکچین همه‌ی تراکنش‌ها را می‌بیند. در یک شبکه‌ی بانکی خصوصی فقط اعضا دفتر را می‌بینند و گاهی هر معامله را فقط دو طرف خودش.
  2. چه کسی می‌تواند تراکنش بفرستد؟ در شبکه‌ی عمومی هر کسی که کیف پول دارد تراکنش می‌فرستد، ولی در شبکه‌ی خصوصی فقط حساب‌هایی که گرداننده ساخته است.
  3. چه کسی بلاک تازه را تأیید می‌کند و قواعد را عوض می‌کند؟ در بیت‌کوین هر کسی می‌تواند ماینر شود و در اتریوم هر کسی که وثیقه بگذارد اعتبارسنج می‌شود. در شبکه‌های مجوزدار این کار فقط دست نودهایی است که از قبل انتخاب شده‌اند.

دو اصطلاح انگلیسی هم زیاد می‌بینید. بدون مجوز (Permissionless) یعنی برای پیوستن به شبکه و تأیید بلاک از کسی اجازه نمی‌گیرید. مجوزدار (Permissioned) یعنی ورود و نقش هر عضو را کسی تعیین می‌کند. «عمومی و خصوصی» معمولاً به سؤال اول، یعنی دیدن دفتر، اشاره دارد و «بدون مجوز و مجوزدار» به سؤال سوم. در نوشته‌های روزمره این دو را با هم قاطی می‌کنند و منظور از بلاکچین عمومی معمولاً شبکه‌ای است که هم دیدنش آزاد است و هم تأییدش.

مستندات هایپرلجر فابریک فرق این دو مدل را خوب توضیح داده است. در شبکه‌ی بدون مجوز تقریباً هر کسی می‌تواند شرکت کند و هویت شرکت‌کننده‌ها معلوم نیست. برای همین شبکه با انگیزه‌ی مالی سرپا می‌ماند: پاداش استخراج یا کارمزدی که به تأییدکننده‌ها می‌رسد. در شبکه‌ی مجوزدار شرکت‌کننده‌ها شناخته‌شده‌اند، هویتشان بررسی شده و طبق قواعدی که با هم توافق کرده‌اند کار می‌کنند. اعتماد در این مدل از همین شناختن و قواعد مشترک می‌آید، نه از پاداش.

اگر سؤال اول و سوم را کنار هم بگذارید، چهار حالت به دست می‌آید:


تأیید بلاک آزاد است

تأیید بلاک مجوز می‌خواهد

همه می‌توانند دفتر را بخوانند

عمومی: بیت‌کوین، اتریوم

عمومیِ مجوزدار (یکی از معناهای «ترکیبی»): هدرا

فقط اعضا دفتر را می‌خوانند

کمیاب؛ کسی که بلاک را تأیید می‌کند معمولاً باید تراکنش‌ها را ببیند

خصوصی یا کنسرسیومی: شبکه‌های ساخته‌شده با فابریک و کوردا، ریال دیجیتال

بلاکچین عمومی: همه می‌بینند، همه می‌توانند تأیید کنند

بیت‌کوین و اتریوم نمونه‌های اصلی‌اند. هر کسی می‌تواند نرم‌افزار شبکه را نصب کند و یک نسخه‌ی کامل از دفتر را روی کامپیوتر خودش نگه دارد. به این کامپیوترها نود می‌گویند. برای ساختن بلاک تازه هم کافی است در بیت‌کوین ماینر شوید یا در اتریوم وثیقه بگذارید؛ ثبت‌نام و احراز هویتی در کار نیست و هر کس فقط با آدرس کیف پولش شناخته می‌شود. اینکه این همه کامپیوتر ناشناس چطور سر یک تاریخچه به توافق می‌رسند، موضوع الگوریتم اجماع است.

چه چیزی به دست می‌آورید:

  • هیچ نهاد واحدی نمی‌تواند به‌تنهایی جلوی ثبت تراکنش معتبر شما را بگیرد یا حسابتان را در خود شبکه ببندد.
  • لازم نیست حرف کسی را باور کنید؛ هر کسی می‌تواند کل تاریخچه را خودش بررسی کند.
  • برای استفاده از شبکه اجازه‌ی هیچ‌کس را لازم ندارید.

چه چیزی را از دست می‌دهید:

  • همه‌چیز دیده می‌شود. مبلغ و آدرس هر تراکنش برای همه پیداست و به گفته‌ی همان مستندات فابریک، همه‌ی نودها هم خود تراکنش‌ها را می‌بینند و هم کد قراردادهایی را که اجرا می‌کنند. برای شرکتی که نمی‌خواهد رقیبش قراردادهایش را ببیند، این عیب بزرگی است.
  • ظرفیت شبکه محدود است و وقتی شلوغ می‌شود، کارمزدها بالا می‌روند.
  • عوض کردن قواعد کند است و به توافق گسترده نیاز دارد. هیچ مدیری نیست که یک‌شبه تصمیم بگیرد.

بلاکچین خصوصی: کلید در دست یک سازمان است

در بلاکچین خصوصی همه‌ی نودها را یک سازمان اداره می‌کند. همین سازمان تعیین می‌کند چه کسی عضو شود، چه کسی تراکنش بفرستد و هر عضو چه چیزی را ببیند. هویت همه‌ی شرکت‌کننده‌ها معلوم است.

بانک آمریکایی جی‌پی‌مورگان نمونه‌ی خوبی است. طبق صفحه‌ی معرفی Kinexys، این بانک در ۱۳۹۵ کورام (Quorum) را ساخت؛ نسخه‌ای مجوزدار از بلاکچین که برای نیاز مؤسسه‌های مالی طراحی شده بود. اسم بخش بلاکچینی بانک هم که قبلاً Onyx بود، در ۱۴۰۳ به Kinexys تغییر کرد.

جی‌پی‌مورگان در معرفی توکن JPM Coin می‌گوید حساب‌های سپرده‌ی بلاکچینی‌اش روی «بلاکچین خصوصی و مجوزدار» خودش کار می‌کنند. کاربردش این است که یک شرکت چندملیتی پولش را بین شعبه‌ها و شرکت‌های تابعه‌اش در کشورهای مختلف، به‌جای چند روز، تقریباً در لحظه جابه‌جا کند. جی‌پی‌مورگان ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ نوشت که Kinexys از ابتدا تا آن روز بیش از ۳ هزار میلیارد دلار تراکنش پردازش کرده است. این رقم را خود بانک اعلام کرده و منبع مستقلی آن را تأیید نکرده است.

چه چیزی به دست می‌آورید: سرعت، محرمانگی و حساب‌هایی که صاحبشان معلوم است. چنین شبکه‌ای به رمزارز و استخراج هم نیازی ندارد. مستندات فابریک می‌گوید شبکه‌ی مجوزدار می‌تواند بدون رمزارز بومی کار کند و هزینه‌ی نگه‌داری‌اش تقریباً مثل هر سیستم توزیع‌شده‌ی دیگری است.

چه چیزی را از دست می‌دهید: مهم‌ترین ویژگی بلاکچین عمومی اینجا از دست می‌رود: اینکه لازم نباشد به هیچ طرفی اعتماد کنید. وقتی همه‌ی نودها دست یک سازمان باشد، همان سازمان در عمل می‌تواند قواعد را عوض کند، عضوی را بیرون بگذارد یا حسابی را ببندد. بلاکچین در این حالت بیشتر یک دفتر مشترک دقیق و ردیابی‌پذیر بین بخش‌های همان سازمان است. سؤالی که هر تیم فنی باید جواب بدهد همین است: اگر قرار است فقط یک سازمان بنویسد و بقیه به آن اعتماد کنند، چرا یک پایگاه داده‌ی معمولی کافی نیست؟

بلاکچین کنسرسیومی: چند سازمان با هم اداره‌اش می‌کنند

کنسرسیوم یعنی گروهی از سازمان‌های شناخته‌شده که با هم یک شبکه را اداره می‌کنند. هر عضو نود خودش را دارد و تصمیم‌ها طبق قواعدی گرفته می‌شود که از اول نوشته‌اند. شبکه نه برای همه باز است و نه دست یک نفر. این مدل به کار جایی می‌آید که چند طرف، گاهی حتی رقیب، بخواهند یک دفتر مشترک داشته باشند ولی هیچ‌کدام حاضر نباشد آن دفتر دست دیگری باشد.

نمونه‌ی بانک‌های مرکزی: پروژه‌ی mBridge

پروژه‌ی mBridge از ۱۴۰۰ با همکاری مرکز نوآوری بانک تسویه‌ی بین‌المللی (BIS)، بانک‌های مرکزی تایلند و امارات، مؤسسه‌ی ارز دیجیتال بانک مرکزی چین و مرجع پولی هنگ‌کنگ شروع شد و بانک مرکزی عربستان هم در ۱۴۰۳ به آن پیوست. هدفش پرداخت‌های فوری بین کشورها با پول دیجیتال بانک‌های مرکزی بود. برای این کار یک بلاکچین تازه به اسم mBridge Ledger ساختند. هر کدام از چهار عضو بنیان‌گذار یک نود تأییدکننده اجرا کرد و برای اداره‌ی شبکه یک آیین‌نامه و چارچوب حقوقی مخصوص نوشتند. پروژه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ به مرحله‌ی محصول اولیه رسید و BIS پاییز همان سال اداره‌اش را به بانک‌های عضو سپرد. همین آیین‌نامه‌ی مشترک چیزی است که کنسرسیوم را از شبکه‌ی خصوصی یک سازمان جدا می‌کند.

یک نمونه‌ی تجاری هم Partior است که جی‌پی‌مورگان در ۱۴۰۰ همراه بانک DBS سنگاپور و شرکت سرمایه‌گذاری تماسک بنیان گذاشت. جی‌پی‌مورگان در صفحه‌ی Kinexys آن را اولین شبکه‌ی بلاکچینی چندبانکی دنیا می‌نامد.

ابزارها: فابریک و کوردا

بیشتر شبکه‌های کنسرسیومی با ابزارهای آماده ساخته می‌شوند. دو نمونه‌ی معروف:

  • هایپرلجر فابریک (Hyperledger Fabric): پلتفرمی متن‌باز و مجوزدار است که زیر نظر بنیاد لینوکس ساخته شده. اعضای شبکه می‌توانند «کانال» بسازند؛ زیرشبکه‌ای که فقط اعضایش تراکنش‌ها و قراردادهای داخلش را می‌بینند. داده‌های حساس را هم می‌شود فقط بین چند عضو مجاز نگه داشت.
  • کوردا (Corda): کوردا را شرکت R3 ساخته است. در این پلتفرم تراکنش برای همه‌ی شبکه پخش نمی‌شود و فقط بین طرف‌هایی می‌رود که باید آن را بدانند. برای پیوستن به یک شبکه‌ی کوردا هم گواهی‌ای از گرداننده‌ی شبکه لازم است که هویت شبکه‌ای شما را به هویت حقوقی‌تان گره می‌زند.

وقتی کنسرسیوم شکل نمی‌گیرد

ضعف اصلی این مدل فنی نیست؛ هماهنگی است. شرکت کشتیرانی مرسک و IBM پلتفرم TradeLens را برای ثبت اسناد حمل بار روی بلاکچین ساخته بودند. ۸ آذر ۱۴۰۱، بیش از چهار سال بعد از معرفی‌اش، اعلام کردند که آن را تعطیل می‌کنند. دلیلی که خودشان گفتند این بود: پلتفرم از نظر فنی کار می‌کرد، ولی همکاری کامل صنعت، که لازمه‌اش بود، به دست نیامد و طرح از نظر تجاری سرپا نماند. شبکه‌ای که برای چند شرکت رقیب ساخته می‌شود، اگر رقبا به آن نپیوندند، کاربردی ندارد.

بلاکچین ترکیبی: بخشی باز، بخشی بسته

«ترکیبی» (Hybrid) اصطلاح استانداردی نیست و منابع مختلف منظورهای متفاوتی از آن دارند. معمولاً یکی از این سه طرح را ترکیبی می‌نامند:

  1. شبکه‌ی عمومی با تأییدکننده‌های مجوزدار. شورای هدرا می‌گوید هدرا (Hedera) شبکه‌ای عمومی است که هر کسی در دنیا می‌تواند از آن استفاده کند، ولی نودهایش فعلاً به شکل مجوزدار کار می‌کنند: اعضای شورا نودها را اجرا می‌کنند و به‌روزرسانی‌های شبکه را هم همان‌ها تأیید می‌کنند.
  2. دارایی مجوزدار روی شبکه‌ی عمومی. جی‌پی‌مورگان در ۱۴۰۴ توکن JPM Coin را، که نماینده‌ی سپرده‌ی دلاری مشتری در خود بانک است، روی Base، شبکه‌ی لایه‌ی دوم اتریوم که کوین‌بیس ساخته، راه انداخت. شبکه عمومی است، ولی این توکن را فقط مشتری‌های نهادی خود جی‌پی‌مورگان می‌توانند بفرستند و بگیرند و انتقال‌هایش زیر همان نظارت و غربالگری تراکنشی است که بانک روی بقیه‌ی پرداخت‌ها دارد.
  3. دفتر خصوصی با رد پای عمومی. شبکه‌ی خصوصی کارش را می‌کند و هر از گاهی فقط یک اثر انگشت (هش) از وضعیت دفترش را روی یک بلاکچین عمومی ثبت می‌کند. داده‌ها محرمانه می‌مانند، ولی اگر کسی بعداً گذشته را دستکاری کند، با آن اثر انگشت عمومی نمی‌خواند.

جی‌پی‌مورگان در همان نوشته‌ی اردیبهشت ۱۴۰۵ می‌گوید مؤسسه‌های مالی سال‌ها این را انتخابی بین دو گزینه می‌دیدند: شبکه‌ی خصوصی برای کارهای داخلی کنترل‌شده، شبکه‌ی عمومی برای بازارهای باز. نظر خود بانک این است که باید از هر دو استفاده کرد و هر کدام را جایی به کار برد که مشکل مشخصی را حل می‌کند. این نظر یک بانک است، نه قاعده‌ی کلی، ولی نشان می‌دهد چرا مرز این دسته‌ها در عمل آن‌قدر هم روشن نیست.

ریال دیجیتال در کدام دسته است؟

ریال دیجیتال روی بلاکچین عمومی نیست. الجزیره ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ گزارش داد که ریال دیجیتال روی پلتفرمی به اسم «برنا» کار می‌کند که با هایپرلجر فابریک ساخته شده است. این شبکه مجوزدار است: فقط بانک مرکزی تعیین می‌کند چه نهادهایی به آن دسترسی داشته باشند، استخراج ندارد و چند بانک منتخب دفتر کل را نگه می‌دارند و به‌روز می‌کنند. یکی از سازندگان برنا آن موقع گفته بود داده‌ها دست‌کم در پنج نقطه نگه داشته می‌شوند و اگر طرح موفق باشد، این تعداد کم‌کم بیشتر می‌شود.

طبق اطلاعیه‌ی روابط عمومی بانک مرکزی که زومیت ۲۹ خرداد ۱۴۰۳ منتشر کرد، فاز پیش‌آزمایشی این طرح از ابتدای ۱۴۰۱ و فاز آزمایشی محدودش از خرداد ۱۴۰۲ شروع شد. از تیر ۱۴۰۳ هم قرار شد با همکاری بانک‌های ملت و تجارت، اول در جزیره‌ی کیش، مردم بتوانند با کیف پول ریال دیجیتال خرید کنند و پول بفرستند.

اگر سه سؤال اول مقاله را بپرسیم: دفتر را عموم مردم نمی‌بینند، تراکنش را مشتری‌های بانک از راه کیف پولی می‌فرستند که بانک‌ها می‌دهند، و تأیید و نگه‌داری دفتر دست بانک مرکزی و چند بانک است. پس ریال دیجیتال روی شبکه‌ای مجوزدار کار می‌کند که تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی‌اش بانک مرکزی است و نگه‌داری دفترش را چند بانک بر عهده دارند؛ یعنی جایی بین خصوصی و کنسرسیومی می‌ایستد و با رمزارزی مثل بیت‌کوین فرق اساسی دارد.

مقایسه‌ی چهار نوع بلاکچین


عمومی

خصوصی

کنسرسیومی

ترکیبی

چه کسی دفتر را می‌بیند؟

همه

کسانی که گرداننده اجازه داده

اعضا؛ گاهی فقط طرفین هر معامله

بسته به طراحی؛ بخش عمومی را همه

چه کسی تراکنش می‌فرستد؟

هر کسی که کیف پول دارد

حساب‌های تعریف‌شده

اعضا و مشتری‌هایشان

هر کسی، یا فقط حساب‌های تأییدشده

چه کسی بلاک را تأیید می‌کند؟

هر کسی که ماینر یا اعتبارسنج شود

نودهای همان سازمان

نودهای اعضا

گروهی منتخب، یا خود شبکه‌ی عمومی

هویت شرکت‌کننده‌ها

فقط آدرس، بدون اسم

معلوم

معلوم

بسته به بخش

به چه کسی اعتماد می‌کنید؟

به قواعد شبکه و انگیزه‌ی مالی تأییدکننده‌ها

به گرداننده

به اعضا و آیین‌نامه‌ی مشترکشان

به گروه گرداننده یا صادرکننده‌ی دارایی

محرمانگی

کم؛ همه‌چیز دیده می‌شود

زیاد

زیاد، با ابزارهایی مثل کانال

متوسط

مقاومت در برابر سانسور

زیاد

کم

متوسط

متوسط

سرعت و هزینه

محدود به ظرفیت شبکه؛ در شلوغی کارمزد بالا می‌رود

معمولاً سریع، بدون استخراج

معمولاً سریع

بسته به طراحی

رمزارز بومی

معمولاً دارد

معمولاً ندارد

معمولاً ندارد

گاهی

نمونه

بیت‌کوین، اتریوم

کورام، شبکه‌ی خصوصی Kinexys

mBridge، Partior

هدرا، JPM Coin روی Base

این جدول حالت معمول هر دسته را نشان می‌دهد. هر شبکه‌ی مشخص را باید جداگانه با همان سه سؤال سنجید، چون طراحی‌ها خیلی با هم فرق دارند.

کدام نوع به درد چه کاری می‌خورد؟

قبل از انتخاب بین این چهار نوع، این سؤال‌ها را به ترتیب جواب بدهید:

  1. آیا چند طرف که به هم اعتماد کامل ندارند، باید روی یک دفتر مشترک توافق کنند؟ اگر یک سازمان همه‌چیز را ثبت می‌کند و بقیه به آن اعتماد دارند، یک پایگاه داده‌ی معمولی ساده‌تر و ارزان‌تر است و بلاکچین چیزی به آن اضافه نمی‌کند.
  2. آیا هر کسی در دنیا باید بتواند بدون اجازه از سیستم استفاده کند یا تاریخچه را خودش بررسی کند؟ اگر بله، سراغ بلاکچین عمومی بروید. معمولاً هم منطقی‌تر است روی یک شبکه‌ی عمومی جاافتاده بسازید تا اینکه شبکه‌ی تازه‌ای راه بیندازید.
  3. اگر نه، شرکت‌کننده‌ها چه کسانی‌اند؟ اگر همه زیرمجموعه‌ی یک سازمان‌اند، بلاکچین خصوصی کافی است. اگر چند سازمان هم‌ترازند، شاید حتی رقیب، کنسرسیوم مناسب است، به شرط اینکه از اول روی قواعد و سهم هر عضو توافق کنند.
  4. اگر دسترسی عمومی می‌خواهید ولی باید بدانید دارایی دست چه کسی است، طرح ترکیبی جواب می‌دهد: دارایی مجوزدار روی یک شبکه‌ی عمومی.

چند مثال آشنا:

کار

انتخاب معمول

چرا

پولی که هر کسی در دنیا بتواند بدون اجازه نگه دارد و بفرستد

عمومی

دروازه‌بان ندارد و کسی نمی‌تواند به‌تنهایی جلوی تراکنش را بگیرد

جابه‌جایی پول بین شعبه‌ها و شرکت‌های تابعه‌ی یک گروه

خصوصی

همه یک صاحب دارند و سرعت و محرمانگی مهم‌تر است

تسویه بین چند بانک یا چند بانک مرکزی

کنسرسیومی

هیچ‌کدام نمی‌خواهد دفتر دست دیگری باشد

ردیابی بار و اسناد بین شرکت‌های رقیب

کنسرسیومی، اگر همه بپیوندند

بدون مشارکت صنعت، TradeLens هم سرپا نماند

توکنی که فقط مشتری‌های تأییدشده نگه دارند ولی روی شبکه‌ی عمومی جابه‌جا شود

ترکیبی

دسترسی شبکه‌ی عمومی، با کنترل روی دارنده‌ها

فهرست داخلی یک شرکت که فقط خودش در آن می‌نویسد

پایگاه داده‌ی معمولی

کسی نیست که بخواهد بدون اعتماد چیزی را بررسی کند

این فرق برای کسی که رمزارز دارد چه اهمیتی دارد؟

بیت‌کوین، اتر و تتری که می‌خرید و می‌فرستید روی شبکه‌های عمومی‌اند. یعنی می‌توانید هر تراکنش را خودتان در مرورگر بلاکچین ببینید و تعداد تأییدهایش را دنبال کنید، و لازم نیست فقط به حرف صرافی یا فرستنده اعتماد کنید.

خبرهایی مثل «فلان بانک بلاکچین راه انداخت» را هم با همین سه سؤال بخوانید. خیلی از این پروژه‌ها، مثل شبکه‌ی خصوصی Kinexys، mBridge یا ریال دیجیتال، شبکه‌هایی مجوزدارند که رمزارزی برای خرید ندارند. چنین خبری به‌تنهایی چیزی درباره‌ی هیچ رمزارزی نمی‌گوید. ریپل هم نمونه‌ی خوبی است: اینکه شرکت ریپل با بانکی قرارداد ببندد، به این معنا نیست که آن بانک از شبکه‌ی عمومی XRP Ledger یا خود XRP استفاده می‌کند.

یک نکته‌ی دیگر هم هست: هر جابه‌جایی رمزارز روی بلاکچین ثبت نمی‌شود. وقتی در سواپ‌ولت تتر را با انتقال داخلی برای دوستتان می‌فرستید، هیچ بلاکچینی درگیر نیست و فقط دفتر داخلی سرویس عوض می‌شود. ولی وقتی تتر را به یک کیف پول بیرونی برداشت می‌کنید، تراکنش روی همان شبکه‌ی عمومی‌ای ثبت می‌شود که موقع برداشت انتخاب کرده‌اید و همه می‌توانند آن را ببینند.

پرسش‌های رایج

بلاکچین خصوصی واقعاً بلاکچین است یا یک پایگاه داده‌ی پیچیده؟

از نظر فنی بلاکچین است: بلاک دارد، بلاک‌ها با هش به هم وصل‌اند و نودها سر تاریخچه توافق می‌کنند. ولی ویژگی اصلی بلاکچین عمومی، یعنی اینکه لازم نباشد به هیچ طرفی اعتماد کنید، در آن ضعیف است، چون همه‌ی نودها دست یک سازمان است. ارزشش وقتی معلوم می‌شود که چند بخش یا چند شرکت تابعه به یک دفتر مشترک و ردیابی‌پذیر نیاز دارند.

کدام امن‌تر است: بلاکچین عمومی یا خصوصی؟

بستگی دارد از چه چیزی می‌ترسید. در یک شبکه‌ی عمومی بزرگ، عوض کردن تاریخچه برای یک نفر بسیار پرهزینه است، ولی داده‌ها برای همه پیداست. در شبکه‌ی خصوصی داده‌ها از چشم بیرونی‌ها پنهان می‌ماند، ولی همه‌چیز به گرداننده بند است و اگر او خطا کند یا کسی به سیستمش نفوذ کند، کل شبکه آسیب می‌بیند.

هایپرلجر فابریک رمزارز دارد؟

نه. طبق مستندات فابریک، این پلتفرم برای کار کردن به رمزارز بومی نیاز ندارد و شبکه‌هایی که با آن ساخته می‌شوند معمولاً سکه‌ای برای خرید و فروش ندارند.

شبکه‌ای که فقط چند ده اعتبارسنج دارد، خصوصی است؟

نه لزوماً. تعداد اعتبارسنج‌ها نوع شبکه را تعیین نمی‌کند. مهم این است که همه بتوانند دفتر را ببینند و تراکنش بفرستند، و اینکه ورود به جمع تأییدکننده‌ها طبق قواعد شبکه باز است یا به اجازه‌ی کسی بستگی دارد. هدرا را هر کسی می‌تواند استفاده کند، ولی نودهایش را فقط اعضای شورا اجرا می‌کنند. در XRP Ledger هم هر سرور خودش انتخاب می‌کند به کدام اعتبارسنج‌ها اعتماد کند؛ جزئیاتش را در راهنمای ریپل نوشته‌ایم.

تتر روی بلاکچین عمومی است؛ پس هیچ‌کس نمی‌تواند آن را مسدود کند؟

نه. شبکه‌هایی مثل ترون و اتریوم عمومی‌اند، ولی قرارداد تتر را شرکت Tether کنترل می‌کند و می‌تواند موجودی یک آدرس را در همان قرارداد مسدود کند. Tether از آذر ۱۴۰۲ اعلام کرده که آدرس‌های موجود در فهرست تحریم وزارت خزانه‌داری آمریکا را مسدود می‌کند. یعنی شبکه عمومی است، ولی خود توکن صاحبی دارد که روی آن اختیار دارد؛ چیزی شبیه همان طرح‌های ترکیبی. فرق انواع استیبل‌کوین را در استیبل کوین چیست توضیح داده‌ایم.

ریال دیجیتال رمزارز است؟

نه. ریال دیجیتال پولی است که بانک مرکزی منتشر می‌کند و روی شبکه‌ای مجوزدار کار می‌کند. کاربر عادی نمی‌تواند نود آن را اجرا کند یا کل دفتر را ببیند. بانک مرکزی خودش آن را مثل اسکناس تعریف کرده است: تعهد بانک مرکزی، ولی به شکل الکترونیکی.