طرح پانزی چیست؟ کلاهبرداری پانزی و هرمی در ارز دیجیتال
طرح پانزی سود قدیمیها را از پول تازهواردها میدهد و فقط تا وقتی سرپاست که آدم تازه بیاید. با یک حساب ساده ببینید چرا هر وعده سود ثابت ماهانه بالاخره فرو میریزد.

فهرست مطالب۸ بخش
- طرح پانزی چیست و اسمش از کجا آمده؟
- فرق طرح پانزی و هرمی چیست؟
- آیا شرکت هرمی در ایران جرم است؟
- بازاریابی شبکهای همان شرکت هرمی است؟
- چرا هر طرح پانزی بالاخره فرو میریزد؟ یک حساب ساده
- چرا برداشت آزمایشی چیزی را ثابت نمیکند؟
- چند طرح پانزی معروف در ارز دیجیتال
- طرح پانزی امروز در تلگرام چه شکلی دارد؟
- طرح پانزی را چطور تشخیص دهیم؟ سه سؤال ساده
- اگر در طرح پانزی پول گذاشتهاید چه کنید؟
طرح پانزی (Ponzi Scheme) کلاهبرداریای است که سود قدیمیها را از پول تازهواردها میدهد، نه از کار یا سرمایهگذاری واقعی. گرداننده سود بالا و بیدردسری قول میدهد، مثلاً «ماهی ۱۰ درصد» یا «روزی ۱ درصد»، و چند ماه اول هم سر وقت میپردازد. همین پرداختهای اول است که آدمهای بعدی را به طرح میکشاند.
طرح هرمی یا شرکت هرمی از همین خانواده است، با این فرق که آنجا درآمد شما آشکارا به آوردن آدم تازه بسته است. هر دو فقط تا وقتی سرپا میمانند که پول تازه برسد. در ایران هم راه انداختن طرحی که درآمدش از «افزایش اعضا» میآید و عضوگیری برای آن، طبق قانون جرم است.
در بازار رمزارز این طرحها اسمهای تازهای گرفتهاند: ربات معاملهگر با سود تضمینی، «پلن» سرمایهگذاری با سود روزانه، ماینینگ ابری و توکنی که روی قرارداد هوشمند اجرا میشود. پایینتر با یک صندوق فرضی حساب میکنیم چرا وعده سود ثابت دوام نمیآورد و چرا یک برداشت موفق چیزی را ثابت نمیکند. اگر همین حالا در چنین طرحی پول دارید، بخش «اگر در طرح پانزی پول گذاشتهاید چه کنید؟» را اول بخوانید.
طرح پانزی چیست و اسمش از کجا آمده؟
کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) هم طرح پانزی را کلاهبرداری سرمایهگذاریای میداند که سود سرمایهگذارهای فعلی را از پول سرمایهگذارهای تازه میدهد. به گفته SEC، گرداننده معمولاً قول سود بالا با ریسک کم یا صفر میدهد، ولی در خیلی از این طرحها پول اصلاً جایی سرمایهگذاری نمیشود. همان پول خرج سود قبلیها میشود و گاهی بخشی از آن هم در جیب گرداننده میماند. چون درآمد واقعیای در کار نیست، دو اتفاق کار طرح را تمام میکند: سخت شدن عضوگیری، یا اینکه عده زیادی با هم بخواهند پولشان را بیرون بکشند.
اسمش از چارلز پانزی آمده؛ مهاجری ایتالیایی که زمستان ۱۲۹۸ در بوستون آمریکا به مردم قول داد پولشان را در ۴۵ روز ۵۰ درصد بیشتر کند، آن هم وقتی بانکها سالی حدود ۵ درصد سود میدادند.
قصهای که تعریف میکرد ظاهر منطقی داشت. کسی که به کشور دیگری نامه میفرستاد، میتوانست «کوپن پاسخ بینالمللی» پست را همراه نامه بگذارد تا گیرنده با آن تمبر نامه جواب را بگیرد. تورم بعد از جنگ جهانی اول این کوپنها را در کشورهایی مثل ایتالیا ارزان کرده بود و پانزی میگفت آنها را آنجا میخرد و در آمریکا با تمبرهایی عوض میکند که بیشتر میارزند.
ماه اول ۱۸ نفر روی هم ۱٬۸۰۰ دلار به او دادند و ماه بعد سودشان سر وقت رسید؛ از پول کسانی که بعد از آنها آمده بودند. خبرش دهانبهدهان چرخید و پول سرازیر شد. بعد یک روزنامهنگار مالی حسابوکتابش را درآورد: اگر پانزی با این همه پول واقعاً کوپن خریده بود، باید ۱۶۰ میلیون کوپن در گردش میبود، در حالی که کل کوپنهای موجود حدود ۲۷ هزار تا بود. طرح تابستان ۱۲۹۹ فرو ریخت و سرمایهگذارها از هر دلارشان کمتر از ۳۰ سنت پس گرفتند.
صد سال گذشته و فقط کوپن پستی جایش را به ربات معاملهگر، آربیتراژ رمزارز و هوش مصنوعی داده است.
فرق طرح پانزی و هرمی چیست؟
این دو اسم را معمولاً به جای هم به کار میبرند، ولی ظاهرشان یکی نیست و اگر هر دو ظاهر را بشناسید، زودتر متوجه میشوید با کدام طرفید:
طرح پانزی | طرح هرمی (شرکت هرمی) | |
|---|---|---|
چه چیزی میفروشد | فرصت سرمایهگذاری: ربات، استخراج، معامله یا «پلن» | عضویت، «بسته» یا کالایی که فقط بهانه است |
به شما میگویند سود از کجا میآید | از کاری که گرداننده با پولتان میکند | از کسانی که خودتان و زیرمجموعهتان میآورید |
باید کسی را بیاورید؟ | نه، گرداننده خودش عضو جذب میکند | بله، بدون عضوگیری درآمدی ندارید |
پول در واقع از کجا میآید | از تازهواردها | از تازهواردها |
ردیف آخر حرف اصلی است: قصهها فرق دارند، ولی پول در هر دو یک مسیر را میرود. خیلی از طرحها هم هر دو را با هم دارند؛ سود ثابت ماهانه قول میدهند و برای آوردن دوستان هم پاداش، «سطح» و «تیم» میگذارند. پلاستوکن و میرور تریدینگ (Mirror Trading International)، که پایینتر سراغشان میرویم، همین ترکیب را داشتند.
حساب طرح هرمی حتی سادهتر است. فرض کنید هر عضو فقط باید پنج نفر بیاورد. لایه اول ۵ نفر است، لایه دوم ۲۵ نفر و لایه دهم نزدیک ۱۰ میلیون نفر. لایه دوازدهم ۲۴۴ میلیون عضو تازه لازم دارد؛ بیش از دو برابر جمعیت ایران.
یک نکته دیگر هم در این حساب هست که کمتر کسی به آن دقت میکند: در چنین هرمی، تعداد آدمهای لایه آخر حدوداً چهار برابر همه لایههای بالاتر روی هم است. پس هرم هر جا از رشد بایستد، و خیلی زودتر از لایه دوازدهم میایستد، حدود ۸۰ درصد اعضا هنوز کسی را نیاوردهاند و فقط پول دادهاند.
آیا شرکت هرمی در ایران جرم است؟
بله. دی ۱۳۸۴ مجلس بند «ز» را به ماده ۱ قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور اضافه کرد و این کار را اخلال در نظام اقتصادی دانست: «تأسیس، قبول نمایندگی و عضوگیری در بنگاه، مؤسسه، شرکت یا گروه بهمنظور کسب درآمد ناشی از افزایش اعضاء به نحوی که اعضاء جدید جهت کسب منفعت، افراد دیگری را جذب نموده و توسعه زنجیره یا شبکه انسانی تداوم یابد.» قانون برای این جرم، حتی وقتی ابعادش کلان نباشد، علاوه بر پس دادن مال، حبس و جزای نقدی گذاشته است.
در متن همین بند دو نکته هست. اول اینکه قانون فقط از «شرکت» حرف نمیزند و «بنگاه، مؤسسه، شرکت یا گروه» را کنار هم میآورد؛ معیارش اسم و ظاهر کار نیست، منبع درآمد است. دوم اینکه فقط سراغ مؤسس نمیرود. «قبول نمایندگی» و «عضوگیری» هم در همین بند آمده است؛ یعنی عضوی که با آوردن دیگران از طرح پول درمیآورد، حتی اگر خودش هم پول از دست داده باشد، در این تعریف جا میگیرد.
پلیس فتا هم پانزی و هرمی را از یک خانواده میداند. سرهنگ رامین پاشایی، رئیس مرکز امداد و فوریتهای سایبری پلیس فتا، ۲۹ مهر ۱۴۰۴ در رادیو گفتوگو گفت پانزی تقریباً همان کلاهبرداری هرمی است که ایران از دهه هشتاد تجربهاش را دارد و گلدکوئست نمونه بارزش بود. به گفته او، آن موقع پلیس فتا و پلیس امنیت اقتصادی با هم چند پرونده پانزی را پیگیری میکردند و کانالهای تلگرامی و سایتهای این طرحها در بسیاری از موارد با هوش مصنوعی اداره میشد.
بازاریابی شبکهای همان شرکت هرمی است؟
هر فروشی که چند سطح فروشنده دارد هرمی نیست. فرقشان را با یک سؤال میشود فهمید: اگر از فردا هیچ عضو تازهای نیاید، پول از کجا میآید؟ در کسبوکاری که کالای واقعی را به مشتری واقعی میفروشد، فروش ادامه پیدا میکند و هر فروشنده از فروش خودش سهم میبرد.
در شرکت هرمی «کالا» فقط بهانه است. معمولاً گرانتر از بازار است، کسی بیرون از شبکه آن را نمیخرد و اعضا میخرندش تا جایشان در شبکه بماند. اسمش «بازاریابی شبکهای» باشد یا «کسبوکار اینترنتی»، همان سؤال بالا تکلیف را روشن میکند.
چرا هر طرح پانزی بالاخره فرو میریزد؟ یک حساب ساده
بیایید یک صندوق فرضی بسازیم که قول میدهد ماهی ۱۰ درصد سود بدهد؛ عددی که در تبلیغ رباتها و «پلن»های تلگرامی زیاد میبینید. هر ماه ۱۰۰ نفر تازه میآیند و هر کدام ۱٬۰۰۰ تتر میگذارند. سود هر ماه نقد پرداخت میشود؛ یعنی هر نفر ماهی ۱۰۰ تتر میگیرد و اصل پولش در صندوق میماند.
برای اینکه حساب منصفانه باشد، گرداننده را آدم درستکاری فرض میکنیم که یک تتر هم برای خودش برنمیدارد. تنها ایرادش این است که پول را جایی سرمایهگذاری نمیکند و سود را از همان پولی میدهد که در صندوق است. همه عددها فرضیاند.
ماه اول ۱۰۰ هزار تتر میآید و فقط ۱۰ هزار تتر سود باید داد. صندوق پر است و همه راضیاند. ولی سود هر ماه ۱۰ درصد کل پولی است که تا آن روز آمده؛ این عدد هر ماه بزرگتر میشود و پول تازه همان ۱۰۰ هزار تتر میماند. در ماه دهم، سودی که باید داد به ۱۰۰ هزار تتر میرسد و همه پول تازه آن ماه خرج سود میشود.
از ماه یازدهم صندوق از ذخیرهاش خرج میکند و آخر ماه نوزدهم چیزی در آن نمیماند. ماه بیستم باید ۲۰۰ هزار تتر سود بدهد و فقط ۱۰۰ هزار تتر پول تازه آمده است. اینجاست که برداشتها بسته میشود.

تا آخر ماه نوزدهم، این صندوق به اسم سود دقیقاً ۱٫۹ میلیون تتر داده است؛ همان مبلغی که تا آن روز از اعضا گرفته بود. یعنی هیچ ثروتی ساخته نشده و پول فقط از جیب دیرآمدهها به جیب زودآمدهها رفته است. اصل پول هیچکس هم برنمیگردد. جدول زیر نشان میدهد هر کس بسته به ماهی که وارد شده، تا بسته شدن صندوق چه گرفته است:
ماه ورود | سودی که گرفت | نتیجه روی ۱٬۰۰۰ تتر |
|---|---|---|
ماه ۱ | ۱٬۹۰۰ تتر | ۹۰۰ تتر سود |
ماه ۵ | ۱٬۵۰۰ تتر | ۵۰۰ تتر سود |
ماه ۱۰ | ۱٬۰۰۰ تتر | سربهسر |
ماه ۱۵ | ۵۰۰ تتر | ۵۰۰ تتر ضرر |
ماه ۱۹ | ۱۰۰ تتر | ۹۰۰ تتر ضرر |
ماه ۲۰ | هیچ | ۱٬۰۰۰ تتر ضرر |
از ۲٬۰۰۰ نفری که آمدند، ۹۰۰ نفر سود کردند، ۱۰۰ نفر سربهسر شدند و ۱٬۰۰۰ نفر ضرر کردند؛ و این تازه بهترین حالت ممکن است. در دنیای واقعی گرداننده سهم بزرگی برای خودش برمیدارد و طرح زودتر فرو میریزد. تعداد تازهواردها هم ثابت نیست؛ اول کم است، با تبلیغ و دعوت زیاد میشود و ناگهان میایستد. پس بیشتر پول در ماههای آخر میآید و بیشتر آدمها در ردیفهای پایین همین جدول میافتند.
پول تازه بیشتر هم صندوق را نجات نمیدهد، فقط سقوط را عقب میاندازد. طبق حساب ما، برای اینکه این صندوق هیچوقت کم نیاورد، تعداد تازهواردها باید هر ماه حدود ۱۱ درصد از ماه قبل بیشتر شود. اگر ماه اول ۱۰۰ نفر آمده باشند، ماه شصتم، یعنی پنج سال بعد، باید حدود ۵۰ هزار نفر تازه بیایند و ماه صدوبیستم حدود ۲۸ میلیون نفر، آن هم فقط در همان یک ماه. با رشدی کمی کمتر، مثلاً ماهی ۱۰ درصد، صندوق در ماه سیونهم فرو میریزد. هیچ جمعیتی تا ابد با این سرعت زیاد نمیشود.
چرا برداشت آزمایشی چیزی را ثابت نمیکند؟
توصیهای که در گروهها زیاد میشنوید این است: «اول کم بگذار و یک برداشت بزن. اگر پول آمد، یعنی واقعی است.» به صندوق فرضیمان برگردیم. در ۱۹ ماه اول هر برداشتی کامل و سر وقت پرداخت شد؛ برداشت آزمایشی شما هم بیدردسر انجام میشد.
پرداخت بهموقع جزئی از خود طرح پانزی است، نه نشانه سالم بودنش. سودی که به چند نفر اول میرسد، در عمل هزینه تبلیغ طرح است؛ همانها عکس برداشتشان را در گروه میگذارند و دوستانشان را میآورند.
پروندههای واقعی هم همین را نشان میدهند. چارلز پانزی سود ۱۸ نفر اول را سر وقت داد. هشفلر، که قرارداد ماینینگ ابری بیتکوین میفروخت، سالها پول برداشت مشتریها را میداد. ولی به گفته دادستانی آمریکا، دستگاههایش کمتر از ۱ درصد قدرت ادعایی را داشتند و بیتکوینی که به مشتریها میرسید، گاهی از بازار خریده شده بود، نه از استخراج. SEC هم هشدار میدهد که گردانندهها گاهی برای اینکه اعضا پولشان را بیرون نکشند، سود بیشتری برای «ماندن» پیشنهاد میکنند.
پس از یک برداشت موفق دلگرم نشوید. در سرمایهگذاری واقعی، منبع سود را بیرون از حرف گرداننده هم میشود دید: معاملهای که در حساب خود شما در صرافی ثبت شده، پاداشی که روی بلاکچین میآید یا اجارهای که مستأجر میدهد. عددی که فقط داشبورد خود طرح نشانتان میدهد، مدرک نیست. اگر میخواهید بدانید سود هر نوع «درآمد غیرفعال» در رمزارز از جیب چه کسی میآید، درآمد غیرفعال از ارز دیجیتال را بخوانید.
بازده واقعی هم خط صاف نیست. سرمایهگذاریای که ماهبهماه، هر حالی که بازار داشته باشد، سود یکنواخت میدهد، به گفته SEC خودش نشانه هشدار است. برای اینکه ببینید بازده داراییهای واقعی در عمل چه شکلی دارد، مقایسه بازدهی داراییها در آزمایشگاه سواپولت را باز کنید و کنار وعدههای «سود ثابت» بگذارید.
چند طرح پانزی معروف در ارز دیجیتال
رمزارز چیز تازهای به این کلاهبرداری اضافه نکرد، جز اسمهای تازه و اینکه حالا میشود خیلی سریع از کشورهای مختلف آدم جمع کرد. اطلاعات جدول زیر از نهادهای رسمی آمریکا و شرکت تحلیل بلاکچین Chainalysis است و بیشترش اتهام یا ادعای همان نهادهاست، نه حکم دادگاه:
طرح | وعدهاش | ابعاد | سرانجام |
|---|---|---|---|
بیتکانکت (BitConnect) | سپردهها را «ربات معاملهگر نوسانگیر» اختصاصیاش با سود بسیار بالا معامله میکند | حدود ۲ میلیارد دلار از سرمایهگذارهای خرد در سراسر دنیا، به ادعای SEC | SEC شهریور ۱۴۰۰ از بنیانگذار و مروج اصلیاش در آمریکا شکایت کرد؛ مروج در پرونده کیفری به جرمش اعتراف کرد |
وانکوین (OneCoin) | «رمزارزی» که با شعار «قاتل بیتکوین» در قالب بستههای سرمایهگذاری فروخته میشد | بیش از ۴ میلیارد دلار از میلیونها نفر، طبق FBI | بنیانگذارش روجا ایگناتووا از آبان ۱۳۹۶ ناپدید است و اسمش در فهرست ده متهم تحت تعقیب FBI است |
پلاستوکن (PlusToken) | کیف پولی در چین که میگفت سود بالایش از معامله، استخراج و دعوت دیگران میآید | حدود ۲ میلیارد دلار رمزارز از میلیونها نفر، طبق Chainalysis | سال ۱۳۹۸ شش نفر از افراد مرتبط با آن بازداشت شدند |
فورسیج (Forsage) | درآمد از عضوگیری، با قرارداد هوشمند روی اتریوم، ترون و زنجیره بایننس | بیش از ۳۰۰ میلیون دلار از میلیونها نفر، به ادعای SEC | SEC مرداد ۱۴۰۱ یازده نفر را متهم کرد |
میرور تریدینگ (Mirror Trading International) | ربات معامله فارکس با دستکم ماهی ۱۰ درصد سود تضمینی و پاداش معرفی | بیش از ۱٫۷ میلیارد دلار بیتکوین از دستکم ۲۳ هزار نفر | به گفته CFTC پول کمی واقعاً معامله شد و طرح در عمل پانزی بود |
هر کدام از این پروندهها یکی از بهانههایی را که امروز هم میبینید، زودتر امتحان کرده بود:
- ربات معاملهگر. بیتکانکت و میرور تریدینگ هر دو سود را به یک ربات نسبت میدادند. به ادعای SEC، بیتکانکت بهجای معامله، پول سرمایهگذارها را به کیف پولهایی میبرد که در اختیار خود شرکت، بنیانگذارش و مروج اصلیاش بود. شبکهای از مروجها هم داشت که کمیسیون میگرفتند و بخش بزرگی از این کمیسیونها از سرمایهگذارها پنهان میماند.
- پول به حساب گرداننده. در وانکوین، به گفته FBI، قربانیها پولشان را برای خرید «بستههای وانکوین» به حسابهای خود شرکت میفرستادند. از همان لحظه، هر عددی که میدیدند فقط حرف شرکت بود.
- کیف پول سوددار. پلاستوکن خودش را کیف پول رمزارز معرفی میکرد. به گفته Chainalysis، بخشی از پول را به سرمایهگذارهای اول میداد تا سود بالا واقعی به نظر برسد.
- قرارداد هوشمند. فورسیج نشان داد کدی که روی بلاکچین پیداست، فقط مسیر پول را روشن میکند. اگر مسیر از تازهواردها به قدیمیهاست، طرح باز هم هرمی است، هر قدر هم «غیرمتمرکز» تبلیغ شود.
طرح پانزی امروز در تلگرام چه شکلی دارد؟
ظاهر این طرحها مدام عوض میشود، ولی اگر مسیر پول را دنبال کنید، معمولاً به یکی از این قالبها میرسید:
- ربات «سود روزانه» و «استخراج تتر». موجودیای که ربات نشان میدهد هر ساعت بالا میرود، «ماینر» سریعتر پول میخواهد و برداشت به واریز تازه یا دعوت دوستان گره خورده است. ترفندهایش را در ربات استخراج تتر در تلگرام باز کردهایم.
- «پلن» سرمایهگذاری و مدیریت سرمایه. یک کانال تلگرامی پلن برنزی، نقرهای و طلایی با سود روزانه یا ماهانه میفروشد و میگوید تریدرها یا ربات هوش مصنوعیاش پول را میچرخانند؛ شما فقط باید تتر را به یک آدرس یا تومان را به یک کارت شخصی بفرستید. کپیترید واقعی این شکلی نیست. در کپیترید، معاملههای یک تریدر در حساب خود شما در صرافی تکرار میشود و سود و ضررش هم مال خودتان است؛ نه پولی به حساب تریدر میرود و نه سود ثابتی در کار است. فرق ربات واقعی و ربات پانزی را در ربات ترید چیست گفتهایم.
- ماینینگ ابری با سود ثابت. درآمد استخراج واقعی هر روز با قیمت رمزارز و رقابت ماینرها عوض میشود. قراردادی که سود روزانه ثابت قول میدهد، با حسابوکتاب ماینینگ جور درنمیآید.
- بازیهای تپ تو ارن با ارتقای پولی. این بازیها به خودی خود پانزی نیستند. ولی نسخههایی که برای «ماینر سریعتر» یا «سطح بالاتر» پول میگیرند و برداشت را به دعوت دوستان گره میزنند، همان ساختار را دارند. فرقشان را در بازیهای تپ تو ارن تلگرام ببینید.
- توکن «بدون گرداننده». طرح را با قرارداد هوشمند و شعار «هیچکس نمیتواند پول را بردارد» تبلیغ میکنند، ولی سود هر عضو از واریز زیرمجموعهاش میآید. این همان فورسیج است با اسمی تازه.
- اسم یک برند معروف. گاهی پلن را به اسم یک صرافی یا شرکت شناختهشده میفروشند تا راحتتر اعتماد مردم را جلب کنند. سواپولت به هیچکس سود ثابت یا تضمینی پیشنهاد نمیدهد و ربات رسمیاش در تلگرام فقط @SwapWalletBot است.
طرح پانزی را چطور تشخیص دهیم؟ سه سؤال ساده
قبل از اینکه به هر طرحی پول بدهید، هر کسی هم که معرفیاش کرده باشد، این سه سؤال را از خودتان بپرسید:
- سود دقیقاً از کجا میآید و میتوانم بدون حرف گرداننده آن را ببینم؟ اگر جواب «ربات اختصاصی»، «استراتژی محرمانه» یا «آربیتراژ» است و تنها مدرکش داشبورد خود طرح است، جوابی نگرفتهاید.
- اگر از فردا هیچ عضو تازهای نیاید، سود من از کجا پرداخت میشود؟ اگر صادقانهترین جواب «از پول بقیه» است، با پانزی طرفید.
- پول من الان کجاست و به اسم کیست؟ در حساب خودتان در صرافی است، در کیف پولی که کلیدش دست شماست، یا در کارت و آدرس یک غریبه؟ اگر سومی است، کنترلش دیگر دست شما نیست.
چند نشانه هم هست که اگر حتی یکیاش را دیدید، بهتر است دست نگه دارید:
- سود از قبل معلوم است، روزانه یا ماهانه، با بالا و پایین بازار تکان نمیخورد و «بیریسک» یا «تضمینی» معرفی میشود.
- با آوردن دوستان بیشتر سود میکنید و طرح «سطح»، «تیم» یا پاداش زیرمجموعه دارد.
- برداشت سخت یا مشروط است؛ مثلاً حداقل برداشت بالایی دارد یا «کارمزد آزادسازی» میخواهد.
- معلوم نیست گرداننده کیست، شرکتش کجا ثبت شده و از چه نهادی مجوز دارد.
- عجله دارند: ظرفیت «محدود» است و «فقط تا امشب» وقت دارید.
فهرست کاملتر ده نشانه را، همراه با راه بررسی سن دامنه سایت و عکس گردانندهها، در نشانههای ربات ترید کلاهبرداری آوردهایم.
اگر در طرح پانزی پول گذاشتهاید چه کنید؟
اگر پول دادهاید، خودتان را سرزنش نکنید؛ همین طرحها میلیونها نفر را در دنیا فریب دادهاند. پس گرفتن همه پول معمولاً ممکن نیست، ولی هنوز میشود جلوی ضرر بیشتر را گرفت، هم برای خودتان و هم برای کسانی که دعوت کردهاید. از اینجا شروع کنید:
- دیگر پول نگذارید. نه برای «ارتقا»، نه برای «آزاد کردن برداشت» و نه به اسم مالیات و کارمزد. طرحی که برای پس دادن پولتان پول تازه میخواهد، همان چرخه را این بار با خود شما تکرار میکند.
- کسی را دعوت نکنید، حتی اگر قول دادهاند با آوردن چند نفر برداشتتان آزاد میشود. هر کسی که از اینجا به بعد بیاید، پول شما را از جیب خودش میدهد. عضوگیری برای چنین طرحی در متن قانون هم آمده است.
- مدرک نگه دارید. آدرس کیف پول یا شماره کارتی که به آن پول دادهاید، شناسه تراکنش (TXID)، شناسه کانال و ربات، و عکس گفتوگوها و صفحه موجودی را جایی امن ذخیره کنید. گفتوگوها را پاک نکنید.
- ماجرا را به پلیس فتا بگویید. از سایت policefata.ir یا با شماره ۰۹۶۳۸۰ میتوانید گزارش بدهید. هر چه زودتر و با مدرک کاملتر این کار را بکنید، پیگیری راحتتر است.
- به کسانی که آوردهاید خبر بدهید. سخت است، ولی هر روزی که دیرتر بگویید، ممکن است پول بیشتری بگذارند.
- به «بازگرداندن پول» پول ندهید. کلاهبردارها سراغ قربانیهای قبلی هم میروند؛ خودشان را وکیل، «شرکت بازیابی رمزارز» یا مأمور یک نهاد دولتی معرفی میکنند و برای پس گرفتن پولتان اول پیشپرداخت میخواهند. FBI مرداد ۱۴۰۴ درباره همین الگو هشدار داده است.
اگر کیف پولتان را به ربات یا سایت طرح وصل کردهاید یا عبارت بازیابیاش را جایی وارد کردهاید، چند کار دیگر هم لازم است که در بخش «اگر پول دادهاید یا کیف پول را وصل کردهاید» از راهنمای ربات استخراج تتر در تلگرام گفتهایم. الگوهای دیگر کلاهبرداری را هم در ۱۰ کلاهبرداری رایج ارز دیجیتال ببینید.
پرسشهای رایج
پانزی و هرمی در یک جمله چه فرقی دارند؟
پانزی را به اسم سرمایهگذاری میفروشند و از شما نمیخواهند کسی را بیاورید؛ در طرح هرمی بدون عضوگیری درآمدی ندارید. برای کسی که پول گذاشته نتیجه یکی است، چون در هر دو سود قدیمیها از پول تازهواردها پرداخت میشود.
آیا بیتکوین پانزی است؟
نه. در بیتکوین کسی به شما سودی قول نداده و گردانندهای نیست که پول تازهواردها را به قدیمیها بدهد؛ قیمتش با خرید و فروش مردم در بازار بالا و پایین میرود. بیتکوین پرنوسان و پرریسک است، ولی ساختار پانزی ندارد. با این حال، هر جا کسی برای نگه داشتن یک توکن سود ثابت قول داد، همانجا شک کنید.
سود روزانه ۱ درصد واقعی است؟
روزی ۱ درصد، حتی اگر سود را هر روز بردارید و روی سرمایه نماند، یعنی سالی ۳۶۵ درصد. هیچ بازار واقعیای چنین سود ثابتی نمیدهد. اگر کسی واقعاً راهی برای ساختنش بلد بود، با پول خودش این کار را میکرد و سراغ پول مردم نمیآمد.
طرحی که روی قرارداد هوشمند اجرا میشود هم میتواند پانزی باشد؟
بله. قرارداد هوشمند فقط قاعدهها را خودکار اجرا میکند و چیزی درباره منبع سود تضمین نمیکند. اگر قاعده این باشد که پول تازهواردها به قدیمیها برسد، کد هم همین را بیکموکاست اجرا میکند و آخرین واریزکنندهها باز ضرر میکنند. «تغییرناپذیر» یا «بررسیشده» بودن قرارداد فقط یعنی کد همان کاری را میکند که نوشته شده، نه اینکه آن کار سود واقعی میسازد. فورسیج، که SEC آن را طرح هرمی دانست، دقیقاً همین شکلی بود.
پولی که در طرح پانزی رفته برمیگردد؟
گاهی بخشی از آن برمیگردد، آن هم دیر و بعد از سالها پیگیری. سرمایهگذارهای خود چارلز پانزی از هر دلار کمتر از ۳۰ سنت پس گرفتند. در پرونده هشفلر هم صفحه رسمی دادستانی آمریکا تا مهر ۱۴۰۵، چند سال بعد از تعطیلی طرح، هنوز میگوید روند بازپرداخت به قربانیها در حال راهاندازی است.
کسی را به طرح آوردهام؛ مسئولیتی دارم؟
ممکن است. متن قانون ایران «عضوگیری» برای چنین طرحی را هم جزو جرم آورده است. اینکه درباره هر نفر چه تصمیمی گرفته شود به جزئیات پرونده بستگی دارد. همین حالا دعوت را متوقف کنید، به کسانی که آوردهاید خبر بدهید و برای وضعیت خودتان با یک وکیل مشورت کنید.
