درآمد غیرفعال از ارز دیجیتال بدون ترید؛ واقعیتها و ریسکها
درآمد غیرفعال از ارز دیجیتال شدنی است، ولی سودش همیشه از جیب کسی درمیآید: سکه تازه شبکه، بهره وامگیرنده، کارمزد معاملهگرها یا بودجه تبلیغاتی یک پروژه. اینجا میخوانید هر روش چقدر واقعی است، سلسیوس و بلاکفای چطور زمین خوردند، طرحهای جعلی چه نشانههایی دارند و پیش از سپردن پول چه سؤالهایی بپرسید.

درآمد غیرفعال از ارز دیجیتال یعنی رمزارزی را که دارید جایی بگذارید و بدون خرید و فروش، از کاری که با آن انجام میشود سود بگیرید. چند راه واقعی برایش هست: استیکینگ، وام دادن، تأمین نقدینگی در صرافیهای غیرمتمرکز و تا حدی ایردراپ. سود هر کدام از جای مشخصی میآید: سکه تازهای که شبکه منتشر میکند، بهرهای که وامگیرنده میدهد، کارمزدی که معاملهگرها میپردازند یا بودجه تبلیغاتی یک پروژه. هیچکدام سود ثابت و تضمینشده ندارد و هیچکدام بیریسک نیست.
یک قاعده ساده کار را راحت میکند: اگر نمیتوانید بگویید سودی که به شما وعده دادهاند از جیب چه کسی درمیآید، احتمالاً از جیب خودتان یا نفر بعدی درمیآید. پایینتر هر روش را با همین سؤال میسنجیم، سه شکست بزرگ سال ۱۴۰۱ را مرور میکنیم و نشانههای طرحهای جعلی را میگوییم.
«غیرفعال» یعنی بدون ترید، نه بدون ریسک
سود این روشها معمولاً به همان ارزی پرداخت میشود که سپردهاید. فرض کنید ۱۰ اتریوم را استیک کردهاید و سالی ۳ درصد پاداش میگیرید. آخر سال ۱۰٫۳ اتریوم دارید، ولی اگر قیمت اتریوم در همان سال ۲۰ درصد افتاده باشد، ارزش داراییتان به دلار حدود ۱۸ درصد کم شده است. پس این سود جلوی ریسک قیمت را نمیگیرد و فقط کمی از ضربهاش کم میکند.
«غیرفعال» هم یعنی لازم نیست هر روز معامله کنید، نه اینکه لازم نیست چیزی بدانید. باید بدانید پولتان دست کیست، کی میتوانید پسش بگیرید و اگر چیزی خراب شد، چه کسی جوابگوست. نگه داشتن ساده یا هولد هم درآمد غیرفعال نیست؛ هولد یعنی منتظر بالا رفتن قیمت بمانید و تا نفروشید، درآمدی در کار نیست.
سود از کجا میآید؟ چهار منبع واقعی
استیکینگ: سکه تازه و کارمزد شبکه
در شبکههای اثبات سهام مثل اتریوم، سولانا یا ترون، کسی که ارز اصلی شبکه را وثیقه میگذارد تا تراکنشها تأیید شوند، پاداش میگیرد. بیشتر این پاداش سکه تازهای است که شبکه منتشر میکند و بقیهاش از کارمزد تراکنشها میآید.
سکه تازه یعنی تورم. با یک مثال فرضی: اگر شبکهای سالی ۱۰ درصد پاداش بدهد و عرضه کل ارز آن شبکه در همان سال ۸ درصد زیاد شود، سهم شما از کل شبکه فقط حدود ۱٫۹ درصد بزرگتر شده است. بقیه آن ۱۰ درصد فقط نگذاشته سهمتان کوچک شود.
دوره قفل، جریمه اعتبارسنج و روشهای استیک کردن را در راهنمای استیکینگ جدا توضیح دادهایم.
وام دادن: بهرهای که وامگیرنده میپردازد
وقتی رمزارزتان را در یک پروتکل وامدهی مثل Aave میگذارید، کسانی که وثیقه گذاشتهاند و از همان استخر وام گرفتهاند بهره میدهند و این بهره بین سپردهگذارها پخش میشود. طبق پرسشوپاسخ Aave، سود سپردهگذار تقریباً برابر است با میانگین نرخ وام ضرب در سهمی از استخر که قرض داده شده است. پس هر چه تقاضای وام بیشتر باشد، سود سپردهگذار بالاتر میرود و اگر تقاضا کم شود، پایین میآید.
این ماجرا یک روی دیگر هم دارد: پولی که قرض داده شده، دیگر در استخر نیست. Aave خودش میگوید اگر نقدینگی آزاد کافی نباشد، برای برداشت باید صبر کنید تا وامها برگردند یا سپرده تازهای بیاید. اگر هم قیمت وثیقهها آنقدر تند بریزد که نشود بهموقع نقدشان کرد، بدهی بیپشتوانهای در پروتکل میماند.
صرافیهای متمرکز هم محصولاتی با اسم «سپرده سوددار» یا «ارن» (Earn) دارند. آنجا هم سود معمولاً از قرض دادن دارایی شما به دیگران یا از معامله و استیکینگ خود شرکت درمیآید، با این فرق که نمیبینید پولتان به دست چه کسی رسیده است. ethereum.org هم هشدار میدهد محصولی که اسمش استیکینگ است لزوماً استیکینگ واقعی نیست. ماجرای سلسیوس و بلاکفای، که پایینتر آمده، نشان میدهد همین ندیدن چقدر میتواند گران تمام شود.
تأمین نقدینگی: کارمزد معامله، منهای زیان ناپایدار
در صرافیهای غیرمتمرکز، معاملهها با استخرهایی انجام میشوند که خود کاربران پرشان کردهاند. هر کس دو توکن را به نسبت برابر در استخر بگذارد، از کارمزد معاملهها سهم میبرد. مثلاً در نسخه ۲ یونیسواپ، کارمزد ۰٫۳ درصدی هر معامله به تأمینکنندههای نقدینگی میرسد. پول این سود را معاملهگرها میدهند.
یک هزینه پنهان هم در کار است که اسمش زیان ناپایدار (Impermanent Loss) است. یک مثال فرضی بزنیم: ۱٬۰۰۰ دلار را نصف اتریوم و نصف تتر در یک استخر میگذارید و بعد قیمت اتریوم دو برابر میشود.
- اگر همان دو دارایی را فقط نگه داشته بودید، حالا ۱٬۵۰۰ دلار داشتید.
- سهم شما از استخر، بدون حساب کارمزدها، حدود ۱٬۴۱۴ دلار میارزد.
- پس کارمزدهایی که در این مدت گرفتهاید باید دستکم حدود ۸۶ دلار باشد تا فقط به اندازه نگه داشتن ساده سود کرده باشید.
اگر قیمت اتریوم نصف شود هم سهم استخر (حدود ۷۰۷ دلار) از نگه داشتن ساده (۷۵۰ دلار) کمتر است. جدول این زیان برای تغییرهای مختلف قیمت در راهنمای دیفای آمده است.
ایردراپ و بازیها: بودجه تبلیغاتی پروژه
ایردراپ یعنی پروژهای توکن خودش را مجانی بین کاربرانش پخش کند. پول این «سود» از جیب خود پروژه میآید: با آن کاربر جذب میکند و اسمش را سر زبانها میاندازد. برای همین نه پیشبینیپذیر است و نه تکرارشدنی، و دنبال کردنش وقت و کارمزد شبکه میخواهد. بازیهای تلگرامی هم همینطورند. در مثال فرضی حساب سرانگشتی بازیهای تپ تو ارن دیدیم که حتی با یک ایردراپ دستودلباز، هر ساعت بازی کمتر از یک دلار میارزید.
جدول تصمیم: این سود از جیب چه کسی درمیآید؟
هر پیشنهاد سودی را که دیدید، در این جدول پیدا کنید. ستون دوم مهمترین ستون است.
پیشنهاد | پول سود را چه کسی میدهد؟ | اندازه سود به چه بستگی دارد؟ | چه چیزی ممکن است از دست برود؟ |
|---|---|---|---|
استیکینگ | خود شبکه، با سکه تازه و کارمزد تراکنشها | تورم شبکه و تعداد استیککنندهها | ارزش ارز، دسترسی در دوره قفل، بخشی از وثیقه با جریمه |
وامدهی در دیفای | وامگیرندهها | تقاضای وام | سپرده در صورت هک قرارداد؛ صبر برای برداشت |
سپرده سوددار صرافی | معمولاً وامگیرندهها یا معاملههای خود شرکت | تصمیم شرکت، که هر وقت بخواهد عوضش میکند | کل سپرده، اگر شرکت ورشکست شود یا برداشت را ببندد |
تأمین نقدینگی | معاملهگرها، با کارمزد | حجم معامله و نوسان قیمت | زیان ناپایدار؛ سپرده در صورت هک |
ایردراپ و بازیهای تلگرامی | بودجه تبلیغاتی پروژه | تصمیم پروژه | وقت، کارمزد شبکه، کیف پولی که با امضای جعلی خالی شود |
ماینینگ ابری | ظاهراً دستگاههای ماینر؛ در طرحهای جعلی، خریدارهای بعدی | سختی شبکه و قیمت ارز، اگر دستگاهی واقعاً کار کند | همه پول، چون دستگاه را نمیبینید |
سود ثابت روزانه یا «ربات ترید» | سپرده تازهواردها | آمدن آدمهای تازه | همه پول |
سود از دعوت عضو تازه | سپرده کسانی که دعوت کردهاید | رشد تعداد اعضا | همه پول، و پول دوستانتان |
سه ردیف آخر یک وجه مشترک دارند: یا منبع سود اصلاً وجود ندارد یا همان پول سپردهگذارهاست.
وقتی منبع سود پنهان است: سه شکست سال ۱۴۰۱
سال ۱۴۰۱ سه پروژه بزرگ که «سود بدون ترید» میفروختند، پشت سر هم زمین خوردند. ماجرایشان را بیشتر از روی اسناد نهادهای ناظر آمریکا مرور میکنیم، چون هر کدام نشان میدهد چرا باید پرسید سود از کجا میآید.
ترا و انکر: ۲۰ درصد سود روی یک دلار دیجیتال
به گفته کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، شرکت Terraform Labs استیبلکوین UST را «سوددار» تبلیغ میکرد و از طریق پروتکل Anchor تا ۲۰ درصد بازده وعده میداد. بهار ۱۴۰۱، UST برابریاش با دلار را از دست داد و خودش و توکنهای همراهش تقریباً به صفر رسیدند. سؤالی که آن روزها جا داشت پرسیده شود ساده بود: سود ۲۰ درصدی روی یک دلار دیجیتال قرار است از جیب چه کسی بیاید؟
سلسیوس: وعده «تا ۱۸٫۶۳ درصد»، میانگین حدود ۵٫۶ درصد
سلسیوس (Celsius) شرکت وامدهی رمزارز بود و به مشتریهای برنامه Earn سود سالانه «تا ۱۷ درصد» و بعد «تا ۱۸٫۶۳ درصد» وعده میداد. طبق شکایت کمیسیون تجارت فدرال آمریکا (FTC)، بیش از ۹۹ درصد مشتریها هیچوقت به آن ۱۷ درصد نرسیدند. میانه سودها حدود ۴٫۹ درصد بود و میانگینش حدود ۵٫۶ درصد. به حساب ساده، روی ۱٬۰۰۰ تتر فرق تبلیغ و واقعیت میشود ۱۷۰ تتر در برابر حدود ۵۶ تتر در سال.
سلسیوس میگفت سودش را «بدون ریسک» و با وامهای دارای وثیقه به طرفهای معتبر به دست میآورد. به گفته FTC، در عمل وام بیوثیقه هم میداد، با سپرده مشتریها هزینههای خودش و سود مشتریهای دیگر را میپرداخت و بخشی را هم در سرمایهگذاریهای پرریسک گذاشته بود. در خرداد ۱۴۰۱، فقط پنج روز بعد از اینکه گفته بود ذخیره کافی دارد، همه برداشتها را بست و یک ماه بعد، در تیر ۱۴۰۱، اعلام ورشکستگی کرد؛ با بیش از ۴٫۷ میلیارد دلار بدهی به کاربرانش. شرکت بعدتر در توافق با FTC حکمی ۴٫۷ میلیارد دلاری را پذیرفت که اجرایش معلق شد تا دارایی باقیمانده از مسیر ورشکستگی به مشتریها برسد.
نکتهای که کمتر دیده میشود: به گفته FTC، سلسیوس مالکیت سپردههای Earn را به خودش منتقل میکرد و همه را در یک حساب مشترک میریخت. یعنی وقتی شرکت ورشکست شد، مشتریها دیگر صاحب سکههایشان نبودند؛ طلبکارهایی بودند در صف بقیه طلبکارها.
بلاکفای: وام به وامگیرندهای که خودش زمین خورد
بلاکفای (BlockFi) هم به سپردهها سود میداد و دارایی مشتریها را قرض میداد. یکی از وامگیرندههایش Alameda بود، شرکت معاملهگری وابسته به صرافی FTX، و بخشی از داراییاش هم روی خود FTX مانده بود. کمتر از یک ماه بعد از فروپاشی FTX، بلاکفای که برداشتها را از قبل بسته بود، در آذر ۱۴۰۱ اعلام ورشکستگی کرد. به گزارش رویترز، بیش از ۱۰۰ هزار طلبکار داشت و در پروندهاش گفته بود میخواهد برداشت از کیف پولهای امانی را انجام دهد، ولی برای حسابهای سوددار برنامهای اعلام نکرده بود. اوایل همان سال یکی از شرکتهای بلاکفای بابت همین محصول وامدهی، که نزدیک ۶۰۰ هزار نفر از آن استفاده کرده بودند، ۱۰۰ میلیون دلار به SEC و ۳۲ ایالت آمریکا پرداخته بود.
از این سه ماجرا سه درس میماند:
- «تا فلان درصد» سقف تبلیغ است، نه سودی که به شما میرسد.
- وقتی دارایی را به محصول سوددار یک شرکت میسپارید، ممکن است دیگر صاحبش نباشید و فقط از شرکت طلبکار باشید.
- ریسک شما فقط ریسک همان شرکت نیست؛ ریسک کسانی هم هست که شرکت پولتان را به آنها قرض داده است.
ریسکهایی که پشت هر درصد سود هست
- هک قرارداد هوشمند: در دیفای شرکتی پول شما را نگه نمیدارد، ولی این به معنی بینقص بودن کد نیست. پروژه وامدهی Euler Finance در اسفند ۱۴۰۱ در یک حمله ۱۹۷ میلیون دلار از دست داد. آن بار هکر تا اواسط فروردین ۱۴۰۲ بیش از ۱۷۷ میلیون دلارش را پس داد، ولی روی چنین پایانی نمیشود حساب کرد.
- ورشکستگی یا بستن برداشت: در سرویسهای امانی، همه چیز به توان پرداخت و صداقت یک شرکت بستگی دارد؛ همان چیزی که در سلسیوس و بلاکفای دیدیم.
- قفل بودن دارایی: در استیکینگ دوره خروج دارید و در وامدهی ممکن است نقدینگی آزاد نباشد. در ریزش تند بازار، همین چند روز انتظار میتواند گران تمام شود.
- تورم: سود بالا به ارزی که عرضهاش سریع زیاد میشود، کمتر از چیزی است که به نظر میرسد.
- شرایط استفاده سرویسهای خارجی: بعضی سایتها و کیف پولها استفاده ساکنان کشورهای زیر تحریم جامع آمریکا را در شرایط استفادهشان ممنوع کردهاند. نمونهاش شرایط استفاده Uniswap Labs است. پیش از سپردن پول به هر سرویس خارجی، بخش کشورهای ممنوع در شرایط استفادهاش را بخوانید؛ جزئیات بیشترش در بخش کاربر ایرانی راهنمای دیفای آمده است.
نشانههای درآمد غیرفعال جعلی
سود ثابت روزانه
«روزی ۱ درصد» کم به نظر میرسد. ولی اگر سود هر روز روی سرمایه بماند، پولتان بعد از یک سال حدود ۳۸ برابر میشود و حتی بدون سود مرکب، سالی ۳۶۵ درصد سود است. سلسیوس در اوجش سالی «تا ۱۸٫۶۳ درصد» تبلیغ میکرد و همان را هم نتوانست بپردازد. کسبوکاری که بتواند هر روز سود ثابتی در این اندازه به همه مشتریهایش بدهد، پیدا نمیشود. FTC هم صریح میگوید فقط کلاهبردارها سود یا بازده بالا را تضمین میکنند. «ربات ترید هوش مصنوعی» و «مدیریت سرمایه» با سود ماهانه ثابت هم همین الگو را دارند.
سود از آوردن آدم تازه
SEC در مرداد ۱۴۰۱ یازده نفر را به خاطر طرح هرمی Forsage متهم کرد. این طرح از زمستان ۱۳۹۸ روی قراردادهای هوشمند اتریوم، ترون و زنجیره بایننس کار میکرد و بیش از ۳۰۰ میلیون دلار از میلیونها نفر جمع کرده بود. به گفته SEC، سود اعضا از عضوگیری بود و پول تازهواردها به قدیمیها پرداخت میشد. اینکه طرحی روی بلاکچین و با قرارداد هوشمند کار کند، آن را واقعی نمیکند.
این را با برنامه دعوت معمولی صرافیها قاطی نکنید. در آن برنامهها پاداش شما سهمی از کارمزد معاملههای واقعی دوستتان است و لازم نیست برای شروع پولی بگذارید. اگر برای گرفتن سود اول باید پول بگذارید و سودتان به تعداد کسانی بستگی دارد که میآورید، با طرح هرمی طرفید.
ماینینگ ابری با داشبوردی که عددش واقعی نیست
در ماینینگ ابری، شما سهمی از قدرت دستگاههای یک مزرعه ماینینگ را میخرید و قرار است سهمتان از ارز استخراجشده را بگیرید. مشکل این است که دستگاهها را نمیبینید و فقط عددی روی داشبورد سایت دارید. HashFlare نمونه بزرگش بود: طبق وزارت دادگستری آمریکا، از ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸ بیش از ۵۷۷ میلیون دلار قرارداد ماینینگ به صدها هزار نفر در سراسر دنیا فروخت، در حالی که توان پردازشی لازم برای بیشتر آن استخراج را نداشت و داشبوردش اعداد ساختگی نشان میداد. دو گردانندهاش در بهمن ۱۴۰۳ اتهام کلاهبرداری را پذیرفتند.
برای برداشت سود، اول پول بفرستید
اگر برای بیرون کشیدن «سود» یا اصل پولتان از شما «کارمزد آزادسازی»، «مالیات» یا «هزینه فعالسازی» خواستند، آن پول تازه هم از دست میرود. این الگو و راههای دیگرش را در کلاهبرداریهای رایج ارز دیجیتال مفصلتر گفتهایم.
پیش از سپردن پول برای سود، این شش سؤال را بپرسید
- این سود از جیب چه کسی میآید؟ جواب باید اسم داشته باشد: سکه تازه شبکه، وامگیرنده، معاملهگر یا بودجه تبلیغاتی یک پروژه. «الگوریتم اختصاصی» و «ربات هوشمند» جواب نیست.
- سود شناور است یا ثابت؟ سود واقعی با بازار بالا و پایین میرود. «تا فلان درصد» سقف تبلیغ است و سود بالا و ثابت، زنگ خطر.
- سود به چه ارزی است و آن ارز چقدر تورم دارد؟ ۱۰ درصد سود به ارزی که عرضهاش سالی ۸ درصد زیاد میشود، با ۱۰ درصد سود به دلار فرق دارد.
- کلید دست کیست و اگر سرویس ورشکست شود، من صاحب داراییام یا طلبکار؟ این را در شرایط استفاده، در بخش مالکیت سپرده، پیدا کنید.
- اگر فردا بخواهم بیرون بیایم چه میشود، و اگر همه با هم بخواهند؟ دوره قفل و صف خروج را بدانید و ببینید سرویس حق دارد برداشت را متوقف کند یا نه.
- برای گرفتن سود باید آدم بیاورم یا پول تازه بفرستم؟ اگر جواب مثبت است، جلوتر نروید.
اگر به سؤال اول جواب روشنی نرسیدید یا جواب سؤال آخر مثبت بود، همانجا دست نگه دارید. اگر هم به همه جواب دارید، تصمیم با خودتان است؛ فقط پولی را بگذارید که در دوره قفل لازمش ندارید و از دست دادنش زندگیتان را به هم نمیریزد. برای اینکه ببینید این تصمیم در کل داراییتان کجا مینشیند، مدیریت ریسک در ارز دیجیتال و متنوع کردن سبد ارز دیجیتال را ببینید.
سواپولت چه دارد و چه ندارد؟
سواپولت امروز محصولی برای سود گرفتن از موجودی، مثل استیکینگ، سپرده سوددار یا وامدهی، ندارد. پس اگر کسی به اسم سواپولت به شما سود ثابت یا «طرح سرمایهگذاری» پیشنهاد داد، از طرف ما نیست.
کاری که از سواپولت برمیآید سادهتر است: اگر خواستید ارز یک شبکه اثبات سهام را خودتان از کیف پول شخصی استیک کنید، میتوانید آن را با تومان بخرید (مثلاً از صفحه خرید اتریوم) و به آدرس کیف پولتان برداشت کنید. شبکههای برداشت و کارمزد هر ارز را در صفحه کارمزدها ببینید و اولین بار با مقدار کم امتحان کنید.
پرسشهای رایج
درآمد غیرفعال از ارز دیجیتال واقعاً ممکن است؟
بله، ولی معمولاً کمتر از تبلیغها، شناور و همراه با ریسک. استیکینگ، وامدهی و تأمین نقدینگی منبع سود واقعی دارند. سودشان با تقاضای بازار و تورم شبکه بالا و پایین میرود و ارزش خود ارز هم میتواند بیشتر از سود بریزد.
سود ثابت ماهانه روی تتر از کجا میآید؟
تتر شبکه جداگانهای ندارد که بشود استیکش کرد. سودی که روی تتر میدهند معمولاً از قرض دادن آن به دیگران میآید، در یک پروتکل وامدهی یا در خود صرافی. اگر سود ثابت است، یعنی سرویس بالا و پایین شدن نرخ وام را خودش به گردن گرفته و شما باید به توان پرداختش اعتماد کنید. اگر هم خیلی بالاتر از بازار است، یاد Anchor و سلسیوس بیفتید.
استیکینگ امنتر است یا وام دادن؟
ریسکهایشان از یک جنس نیست. در استیکینگ مستقیم از کیف پول خودتان، ریسک اصلی قیمت، دوره قفل و جریمه اعتبارسنج است. در وامدهی دیفای، ریسک قرارداد هوشمند و کمبود نقدینگی برای برداشت هم اضافه میشود. در محصولات سوددار صرافیها هم همه چیز به خود شرکت بستگی دارد. کدام برای شما مناسبتر است، به این بستگی دارد که با کدام ریسک کنار میآیید.
ماینینگ ابری کلاهبرداری است؟
مشکل اصلی این است که نمیتوانید بررسیاش کنید. چیزی که میخرید عددی روی داشبورد سایت است و راهی ندارید ببینید پشتش دستگاهی کار میکند یا نه. HashFlare سالها همینطور کار کرد و بیش از ۵۷۷ میلیون دلار فروخت. سود واقعی ماینینگ هم با سختی شبکه و قیمت ارز تغییر میکند؛ پس سایتی که از ماینینگ سود ثابت روزانه وعده میدهد، از همان اول حرف درستی نمیزند.
اگر پلتفرمی که در آن سود میگرفتم برداشت را بست، چه کنم؟
اول هیچ پول تازهای برای «آزادسازی» نفرستید. از موجودی، تراکنشها و پیامها اسکرینشات بگیرید و فقط از کانالهای رسمی خود سرویس خبر بگیرید. در ورشکستگیهای واقعی مثل سلسیوس، پس گرفتن پول به دادگاه ورشکستگی کشید و یک سال بعد هم پرونده هنوز باز بود. مراقب کسانی هم باشید که بعد از چنین اتفاقی پیدا میشوند و قول برگرداندن پول را میدهند؛ راهنمای کلاهبرداریهای رایج درباره همینها هم توضیح داده است.
