باند بولینگر چیست؟ آموزش با نمودار واقعی بیتکوین
باند بولینگر سه خط دور نمودار قیمت است که نشان میدهد قیمت نسبت به چند هفته اخیر بالاست یا پایین و بازار آرام است یا پرنوسان. فشردگی و شکست را روی نمودار واقعی بیتکوین دنبال کنید.

فهرست مطالب۱۴ بخش
- باند بولینگر در یک نگاه
- جان بولینگر و داستان ساخت این باندها
- باند بولینگر چطور ساخته میشود؟
- یک مثال کوچک با عدد
- باند بولینگر چه چیزی را نشان میدهد؟
- چند درصد قیمتها داخل باندها میماند؟
- نمودار واقعی: فشردگی و شکست بیتکوین در مرداد ۱۴۰۵
- فشردگی (Squeeze): آرامش پیش از حرکت
- شکست فریبنده (Head Fake)
- حرکت روی باندها در روندهای قوی
- بازگشت به میانگین در بازار خنثی
- الگوی کف W و سقف M
- دو شاخص %b و پهنای باند
- شاخص %b: قیمت کجای باندهاست؟
- پهنای باند (BandWidth): باندها چقدر بازند؟
- تنظیمات باند بولینگر برای ارز دیجیتال
- اضافه کردن باند بولینگر در تریدینگویو
- باند بولینگر را با چه اندیکاتوری ترکیب کنیم؟
- پیش از هر معامله با باند بولینگر از خودتان بپرسید
باند بولینگر (Bollinger Bands) اندیکاتوری در تحلیل تکنیکال است که سه خط دور نمودار قیمت میکشد: یک میانگین متحرک ۲۰ دورهای در وسط و دو باند که به اندازه دو برابر «انحراف معیار» بالا و پایین آن کشیده میشوند. این سه خط همزمان دو چیز را نشان میدهند: قیمت نسبت به چند هفته اخیر بالاست یا پایین، و بازار آرام است یا پرنوسان. وقتی قیمت تند بالا و پایین میرود، باندها از هم باز میشوند و وقتی بازار آرام میگیرد، به هم نزدیک میشوند.
مهمترین نکته را همین اول و از زبان خود سازندهاش بگوییم: برخورد قیمت با باند بالا بهتنهایی علامت فروش نیست و برخورد با باند پایین هم بهتنهایی علامت خرید نیست. خیلی از اشتباههای رایج با این ابزار از همین سوءتفاهم شروع میشود. اگر تحلیل تکنیکال برایتان تازه است، اول تحلیل تکنیکال چیست را بخوانید.
باند بولینگر در یک نگاه
- سازنده: جان بولینگر، تحلیلگر بازار، اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی.
- خانواده: اندیکاتورهای نوسان، هرچند شیب خط میانی جهت روند را هم نشان میدهد.
- کاربردها: فهمیدن اینکه قیمت نسبت به گذشته نزدیکش بالاست یا پایین، پیدا کردن دورههای آرامِ پیش از یک حرکت بزرگ، تشخیص روند قوی و تأیید الگوهای کف و سقف.
- دو شاخص همراه: %b که میگوید قیمت کجای باندهاست، و پهنای باند (BandWidth) که میگوید باندها چقدر از هم بازند.
- تنظیم پیشفرض: ۲۰ و ۲، یعنی میانگین ۲۰ کندل و فاصله دو انحراف معیار. در تریدینگویو و بیشتر نرمافزارهای نمودار همین است.
جان بولینگر و داستان ساخت این باندها
جان بولینگر از سال ۱۹۸۰ تماموقت در بازار کار میکرد و بیشتر سرش با اختیار معامله (آپشن) و تحلیل تکنیکال گرم بود. آن سالها «باندهای درصدی» رایج بود: یک میانگین متحرک و دو خط که مثلاً ۷ درصد بالاتر و ۷ درصد پایینتر از آن کشیده میشد. عرض این باندها ثابت بود و هر چند وقت یک بار باید دستی جابهجایشان میکردند. بولینگر در توضیحی که روی سایتش نوشته میگوید همین تنظیم دستی پای احساسات را به تحلیل باز میکرد؛ کسی که خوشبین بود، باندها را طوری میکشید که نمودار خوشبینانه به نظر برسد.
راهحل از کار دیگرش بیرون آمد. بولینگر برای معاملههای آپشنش در یکی از اولین برنامههای صفحهگسترده، به اسم SuperCalc، مدل نوسان ساخته بود. یک روز فرمول نوسان را برای یک ستون کامل از قیمتها کپی کرد و دید عدد نوسان مدام عوض میشود. آن زمان نوسان را ویژگی تقریباً ثابتِ هر سهم میدانستند. فکر بعدی ساده بود: اگر نوسان عوض میشود، عرض باندها هم باید همراهش عوض شود. نتیجه همان فرمولی شد که امروز میشناسیم و به گفته خودش، تنظیم پیشفرضش از همان روزها دست نخورده است.
اسم «باند بولینگر» هم کاملاً اتفاقی روی این ابزار ماند. بیل گریفث، مجری شبکه تلویزیونی Financial News Network، وسط برنامه زنده از او پرسید اسم این خطها چیست. بولینگر که آمادگی چنین سؤالی را نداشت، بیمقدمه اسم خودش را گفت.
باند بولینگر چطور ساخته میشود؟
برای ساختن باندها فقط قیمت بسته شدن ۲۰ کندل آخر لازم است. در نمودار روزانه یعنی ۲۰ روز آخر و در نمودار چهارساعته، ۲۰ کندل چهارساعته آخر.
- خط میانی: میانگین ساده (SMA) همین ۲۰ قیمت است. هر بار که کندل تازهای بسته شود، قدیمیترین قیمت کنار میرود و تازهترین اضافه میشود.
- انحراف معیار: عددی است که نشان میدهد این ۲۰ قیمت معمولاً چقدر از میانگینشان دورند. اگر قیمتها نزدیک هم باشند، این عدد کوچک است و اگر پراکنده باشند، بزرگ.
- باند بالا: خط میانی بهعلاوه دو برابر انحراف معیار.
- باند پایین: خط میانی منهای دو برابر انحراف معیار.
پس دو باند همیشه به یک فاصله از خط میانیاند، ولی خود این فاصله با نوسان بازار کم و زیاد میشود. خط میانی همان میانگین متحرکی است که شاید از قبل بشناسید. بولینگر در قانون دوازدهم توضیح میدهد که عمداً میانگین ساده را انتخاب کرده است: انحراف معیار هم با میانگین ساده حساب میشود و او میخواست دو نیمه فرمول با هم جور باشند.
یک مثال کوچک با عدد
حساب کردن ۲۰ قیمت روی کاغذ حوصله میخواهد، پس همین کار را با ۵ قیمت انجام میدهیم؛ منطقش دقیقاً همان است. فرض کنید رمزارزی در پنج روز آخر روی ۱۰۰، ۹۶، ۹۸، ۱۰۲ و ۱۰۴ دلار بسته شده است.
- میانگین: جمع این پنج عدد ۵۰۰ است، پس خط میانی روی ۱۰۰ دلار قرار میگیرد.
- فاصله هر قیمت از میانگین: صفر، منفی ۴، منفی ۲، مثبت ۲ و مثبت ۴.
- توان دوم این فاصلهها: صفر، ۱۶، ۴، ۴ و ۱۶ که جمعشان ۴۰ میشود.
- انحراف معیار: ۴۰ تقسیم بر ۵ میشود ۸ و جذر ۸ حدود ۲٫۸۳ است. بولینگر جمع را بر خود تعداد قیمتها (اینجا ۵) تقسیم میکند؛ بعضی کتابهای آمار آن را بر یکی کمتر (۴) تقسیم میکنند.
- باندها: دو برابر انحراف معیار حدود ۵٫۶۶ است، پس باند بالا روی ۱۰۵٫۶۶ و باند پایین روی ۹۴٫۳۴ دلار مینشیند.
حالا همین حساب را برای بازاری آرامتر انجام دهید که قیمتهایش ۱۰۰، ۹۹، ۱۰۰، ۱۰۱ و ۱۰۰ دلار بوده است:
بازار پرنوسان | بازار آرام | |
|---|---|---|
قیمتها (دلار) | ۱۰۰، ۹۶، ۹۸، ۱۰۲، ۱۰۴ | ۱۰۰، ۹۹، ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۰۰ |
خط میانی | ۱۰۰ | ۱۰۰ |
انحراف معیار | حدود ۲٫۸۳ | حدود ۰٫۶۳ |
باند بالا | ۱۰۵٫۶۶ | ۱۰۱٫۲۶ |
باند پایین | ۹۴٫۳۴ | ۹۸٫۷۴ |
فاصله دو باند | حدود ۱۱٫۳ دلار | حدود ۲٫۵ دلار |
میانگین هر دو بازار یکی است، ولی باندهای بازار پرنوسان بیش از چهار برابر بازترند. باند بولینگر دقیقاً همین تفاوت را جلوی چشمتان میگذارد. این عددها فرضیاند و فقط برای نشان دادن روش حساب انتخاب شدهاند.
باند بولینگر چه چیزی را نشان میدهد؟
اولین قانون از ۲۲ قانونی که بولینگر برای کار با باندها نوشته این است که باندها بالا و پایین را «نسبی» تعریف میکنند: قیمتی که به باند بالا رسیده، نسبت به ۲۰ کندل اخیر بالاست و قیمتی که به باند پایین رسیده، نسبت به همانها پایین. این فقط یعنی قیمت از معمولِ همین چند هفته گرانتر یا ارزانتر است؛ معنایش این نیست که حتماً برمیگردد.
آرام یا پرنوسان بودن بازار را هم در مثال بالا دیدید: هر چه قیمتها پراکندهتر باشند، باندها بازترند.
چند درصد قیمتها داخل باندها میماند؟
در آمار، اگر دادهها توزیع «نرمال» داشته باشند، حدود ۹۵ درصدشان در فاصله دو انحراف معیار از میانگین قرار میگیرد. بولینگر در قانون چهاردهم هشدار میدهد که این حساب را به بازار تعمیم ندهید، چون توزیع قیمتها نرمال نیست و ۲۰ کندل هم برای نتیجهگیری آماری کم است. به تجربه او، با تنظیم پیشفرض حدود ۹۰ درصد قیمتها داخل باندها میمانند، نه ۹۵ درصد.
ما این را با یک بررسی ساده روی بیتکوین امتحان کردیم. در کندلهای روزانه BTC/USDT صرافی بایننس از شهریور ۱۳۹۶ تا مهر ۱۴۰۵، یعنی حدود ۳٬۳۰۰ روز، قیمت در ۸۷٫۷ درصد روزها داخل باندهای ۲۰ و ۲ بسته شد. به عبارت دیگر، تقریباً از هر هشت روز یک روز بیرون باندها بسته شده است. بیرون زدن از باند آنقدر نادر نیست که هر بار معنای بزرگی داشته باشد.
نمودار واقعی: فشردگی و شکست بیتکوین در مرداد ۱۴۰۵
این نمودار روزانه بیتکوین در سه ماه و نیم، چند رفتار مهم باند بولینگر را یکجا نشان میدهد. باندها و پهنای باند را خودمان از قیمتهای بسته شدن بایننس حساب کردهایم.

- حرکت روی باند پایین (۱۱ تا ۱۶ خرداد): بیتکوین شش روز پشت سر هم زیر باند پایین بسته شد. کسی که ۱۱ خرداد به خیال اینکه «قیمت به باند پایین خورده و برمیگردد» روی ۷۱٬۴۰۹ دلار خریده بود، پنج روز بعد حدود ۱۵ درصد در ضرر بود. پهنای باند چند روز بعد به حدود ۳۶ درصد رسید.
- جمع شدن باندها (تیر و مرداد): بعد از آن ریزش، قیمت حدود دو ماه بین ۵۹ و ۶۷ هزار دلار درجا زد و باندها کمکم به هم نزدیکتر شدند.
- یک شروع ناموفق (۳۰ تیر): قیمت یک روز بالای باند بالا بسته شد، ولی فردایش به داخل باندها برگشت و دوباره درجا زد.
- فشردگی (۱۹ تا ۲۷ مرداد): پهنای باند زیر ۵ درصد رفت و ۲۴ مرداد به ۴٫۲ درصد رسید. باندها از ۹ مرداد ۱۴۰۴، یعنی بیش از یک سال، اینقدر باریک نشده بودند. آن روز کل فاصله باند بالا تا باند پایین فقط حدود ۲٬۷۰۰ دلار بود.
- شکست (۲۸ مرداد): بیتکوین با یک کندل بلند روی ۶۹٬۳۳۵ دلار بسته شد که حدود ۲٬۴۰۰ دلار بالاتر از باند بالا بود.
- حرکت روی باند بالا (۲۸ مرداد تا ۱ شهریور): قیمت پنج روز پشت سر هم بالای باند بالا بسته شد و پهنای باند در دو هفته از ۴ به حدود ۴۰ درصد رسید. کسی که این بسته شدنها را «اشباع خرید» و علامت فروش میدانست، بیشتر حرکت را از دست داد: بیتکوین ۱۲ شهریور روی ۸۱٬۲۷۰ دلار بسته شد، حدود ۱۷ درصد بالاتر از روز شکست و ۲۹ درصد بالاتر از ۲۴ مرداد.
این نمونه را وقتی انتخاب کردیم که نتیجهاش معلوم بود و همه فشردگیها چنین پایانی ندارند. تا ۲۸ مرداد هم هیچ چیز در خود باندها نشان نمیداد که حرکت بعدی رو به بالا خواهد بود.
فشردگی (Squeeze): آرامش پیش از حرکت
به گفته بولینگر، بعد از دورههای کمنوسان معمولاً دورههای پرنوسان میآید. فشردگی، که خیلیها به آن «اسکوییز» هم میگویند، همین دوره کمنوسان است: باندها آنقدر به هم نزدیک میشوند که پهنایشان به پایینترین حد چند ماه اخیر میرسد. سایت StockCharts معیار سادهای پیشنهاد میکند: پهنای باند نزدیک کمترین حد شش ماه اخیرش باشد. بازار رمزارز هفت روز هفته باز است، پس در نمودار روزانه شش ماه یعنی حدود ۱۸۰ کندل.
عدد ثابتی برای «باریک» وجود ندارد، چون هر بازار نوسان خودش را دارد. پهنای ۴ درصد برای بیتکوین خیلی کم است، ولی برای سهام کمنوسانی مثل شرکتهای آب و برق آمریکا عددی معمولی است.
خود باریک شدن باندها جهتی را نشان نمیدهد. وقتی فشردگی را دیدید، اینطور جلو بروید:
- صبر کنید تا قیمت بیرون یکی از باندها بسته شود. بسته شدن بالای باند بالا شروع حرکت صعودی را نشان میدهد و بسته شدن زیر باند پایین شروع حرکت نزولی را.
- شکست را با نشانه دیگری تأیید کنید، مثل شکستن یک مقاومت یا حمایت روشن، یا حجم معاملات بیشتر از معمول.
- حد ضررتان را پیش از ورود مشخص کنید، چون اولین شکست ممکن است فریب باشد.
وسط فشردگی، اندیکاتورهای مومنتوم و میانگینهای متحرک هم مثل خود قیمت صاف میشوند و چیز زیادی نمیگویند. سایت StockCharts برای حدس زدن جهت، اندیکاتورهای حجمی مثل حجم تعادلی (OBV) یا شاخص جریان پول (MFI) را پیشنهاد میکند. اگر اینها نشان دهند که در همان روزهای کمنوسان خریدارها کمکم دست بالا را پیدا کردهاند، احتمال شکست رو به بالا بیشتر است و اگر فشار فروش ببینید، احتمال شکست رو به پایین.
شکست فریبنده (Head Fake)
بولینگر در کتاب Bollinger on Bollinger Bands درباره دامی به اسم «هد فیک» هشدار میدهد. در فشردگی، قیمت اول از یک باند بیرون میزند و همه را به همان سمت میکشاند، ولی زود برمیگردد، از باند مقابل بیرون میزند و حرکت اصلی در جهت مخالف شکل میگیرد.
بیتکوین در تابستان ۱۴۰۰ نمونه روشنی از این دام ساخت. بعد از یک دوره فشردگی، ۲۵ تیر و دوباره ۲۹ تیر زیر باند پایین بسته شد و به حدود ۲۹٬۸۰۰ دلار رسید. کسی که این را شروع ریزش دانست و فروخت، چند روز بعد دید قیمت ۴ مرداد بالای باند بالا بسته شد و تا ۱۸ مرداد به حدود ۴۶ هزار دلار رسید.
برای اینکه ببینیم این دام چقدر رایج است، کندلهای روزانه بیتکوین از ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۵ را شمردیم. ۲۰ دوره پیدا شد که پهنای باند به پایینترین حد ۱۸۰ روز قبلش رسیده بود. سی روز بعد از اولین شکستِ هر کدام، در ۱۴ مورد قیمت در جهت همان شکست رفته بود و در ۶ مورد خلاف آن. یعنی از هر ده شکست، سه تا خلاف جهت اولش تمام شد. این فقط شمارشی ساده روی یک رمزارز است؛ آن را یک نشانه بدانید، نه آمار قطعی.
حرکت روی باندها در روندهای قوی
حرفی که اول مقاله گفتیم، قانون ششم بولینگر است: برخورد با باند فقط برخورد است، نه سیگنال. در قانون هفتم توضیح میدهد که در بازار روندار، قیمت میتواند مدتی روی باند بالا یا پایین «راه برود». قانون هشتم یک قدم جلوتر میرود: بسته شدن بیرون باندها در ابتدا بیشتر نشانه ادامه حرکت است تا برگشت آن.
ما این را روی بیتکوین هم سنجیدیم. جدول زیر تغییر قیمت در ۲۰ روز بعد از هر بسته شدن بیرون باندها را با ۲۰ روز بعد از همه روزها مقایسه میکند:
بعد از | تعداد روزها | قیمت ۲۰ روز بعد بالاتر بود | میانه تغییر قیمت در ۲۰ روز |
|---|---|---|---|
بسته شدن بالای باند بالا | ۲۴۶ | ۵۹ درصد | ۳٫۹ درصد افزایش |
بسته شدن زیر باند پایین | ۱۶۲ | ۴۵ درصد | ۱٫۱ درصد کاهش |
همه روزها | ۳٬۳۰۹ | ۵۴ درصد | ۱٫۰ درصد افزایش |
داده: کندلهای روزانه BTC/USDT بایننس، شهریور ۱۳۹۶ تا مهر ۱۴۰۵. اگر قیمت چند روز پشت سر هم بیرون باند بسته شده باشد، هر روز جداگانه شمرده شده است. این یک بررسی ساده روی یک رمزارز است، نه یک سیستم معاملاتی آزمودهشده.
فاصله این عددها با یک روز معمولی زیاد نیست، ولی جهتش با قانون هشتم جور است: در این داده، بسته شدن بالای باند بالا بیشتر به ادامه رشد رسیده و بسته شدن زیر باند پایین بیشتر به ادامه افت، نه به برگشت.
در روند صعودی قوی، قیمت اغلب اصلاً به باند پایین نمیرسد و گاهی روی خط میانی حمایت میشود و دوباره بالا میرود. اگر در چنین روندی قیمت چند روز زیر خط میانی بماند، وقت آن است که روند را دوباره بسنجید.
بازگشت به میانگین در بازار خنثی
بازار خنثی یعنی بازاری که روند مشخصی ندارد. در چنین بازاری خط میانی تقریباً افقی است و پهنای باند تغییر زیادی نمیکند. قیمت معمولاً بین دو باند رفتوبرگشت میکند و همینجاست که برخورد با باندها به کار میآید. معاملهگرها نزدیک باند پایین دنبال فرصت خرید و نزدیک باند بالا دنبال فرصت فروش میگردند و خط میانی را اولین هدف میگذارند.
خود بولینگر هم به برخورد خالی با باند بسنده نمیکند. در مثالی که روی سایتش آورده، قیمت به باند بالا رسیده بود ولی یک اندیکاتور حجمی به اسم Intraday Intensity منفی بود و قدرت خرید را تأیید نمیکرد. او این را فقط «آمادهباش» فروش دانست و اولین روز منفی بعد از آن را علامت ورود.
بزرگترین خطر این روش وقتی است که بازار خنثی ناگهان روندار شود و قیمت، مثل نمونههایی که بالاتر دیدید، روی باند راه برود. برای همین، حد ضرر را کمی آن طرفتر از باند یا آخرین سقف و کف بگذارید. حد ضرر و حد سود چیست روش گذاشتنش را با مثال توضیح میدهد.
الگوی کف W و سقف M
بولینگر در قانون پنجم میگوید باندها برای تشخیص الگوهای قیمتی مثل کفهای W و سقفهای M هم به کار میآیند. آرتور مریل پیشتر ۱۶ الگو با شکل پایه W و ۱۶ الگو با شکل پایه M را دستهبندی کرده بود و بولینگر آنها را با باندها ترکیب کرد. اصل ماجرا این است که در موج دوم، قیمت از موج اول جلوتر میرود (در کف W پایینتر و در سقف M بالاتر) ولی دیگر از باند بیرون نمیزند؛ یعنی فشار فروش یا خرید کمتر شده است.

کف W طبق توضیح StockCharts چهار قدم دارد. اول قیمت کفی میسازد که معمولاً زیر باند پایین است. بعد تا حدود خط میانی برمیگردد. سپس کف تازهای میسازد که پایینتر از کف اول است، ولی این بار داخل باند میماند. تأیید وقتی میرسد که قیمت با قدرت از کف دوم بالا بیاید و سقفِ برگشت قبلی را بشکند. این الگو شبیه کف دوقلو در الگوهای نموداری است. فرقش این است که باند بولینگر نشان میدهد کف دوم با اینکه از نظر قیمت پایینتر است، نسبت به نوسان آن روزها کمتر افت کرده است.
سقف M برعکس همین است. قیمت اول بالای باند بالا سقف میزند، بعد تا حدود خط میانی عقب مینشیند و سقف دوم را بالاتر از اولی میزند، ولی این بار به باند بالا نمیرسد. الگو وقتی تأیید میشود که کفِ عقبنشینی بشکند. به گفته بولینگر، سقفها معمولاً پیچیدهتر از کفها هستند و شکل گرفتنشان بیشتر طول میکشد؛ گاهی هم به شکل سر و شانه درمیآیند.
دو شاخص %b و پهنای باند
بولینگر کمی بعد از ساختن باندها، دو شاخص هم کنارشان گذاشت تا آنچه با چشم روی نمودار دیده میشود، عدد شود.
شاخص %b: قیمت کجای باندهاست؟
شاخص %b میگوید قیمت بسته شدن چقدر از باند پایین بالاتر است، به نسبت کل عرض باندها. یعنی فاصله قیمت تا باند پایین را بر فاصله باند بالا تا باند پایین تقسیم میکنیم. عددی که به دست میآید اینطور خوانده میشود:
- ۱: قیمت دقیقاً روی باند بالاست.
- ۰٫۵: قیمت روی خط میانی است.
- صفر: قیمت روی باند پایین است.
- بیشتر از ۱ یا کمتر از صفر: قیمت بیرون باندها بسته شده است.
در مثال عددی بالا قیمت آخر ۱۰۴ دلار بود. فاصلهاش تا باند پایین ۹٫۶۶ دلار است (۱۰۴ منهای ۹۴٫۳۴) و عرض کل باندها حدود ۱۱٫۳ دلار، پس %b حدود ۰٫۸۵ میشود. یعنی قیمت ۸۵ درصد راه را از باند پایین تا باند بالا رفته است. در نمودار بیتکوین، %b روز شکست، ۲۸ مرداد، حدود ۱٫۴۳ بود؛ یعنی قیمت به اندازه ۴۳ درصد عرض باندها بالاتر از باند بالا بسته شد.
یکی از فایدههای مهم %b مقایسه دو نقطه است. در کف W، قیمت در کف دوم پایینتر است ولی %b بالاتر. به این اختلاف واگرایی میگویند و بدون عدد، دقیق دیدنش سخت است. به گفته بولینگر، %b برای کدنویسی سیستمهای معاملاتی هم به کار میآید.
پهنای باند (BandWidth): باندها چقدر بازند؟
پهنای باند فاصله دو باند را به نسبت خط میانی نشان میدهد: فاصله باند بالا تا باند پایین را بر خط میانی تقسیم میکنیم و در ۱۰۰ ضرب میکنیم تا درصد شود.
تقسیم بر خط میانی باعث میشود عدد به قیمت دارایی بستگی نداشته باشد و بشود پهنای باند بیتکوین ۸۰ هزار دلاری را با یک رمزارز چندسنتی مقایسه کرد. در مثال عددی، پهنای باند بازار پرنوسان حدود ۱۱٫۳ درصد و بازار آرام حدود ۲٫۵ درصد بود. کاربرد اصلی این شاخص پیدا کردن فشردگی است.
تنظیمات باند بولینگر برای ارز دیجیتال
بولینگر در قانون نهم میگوید ۲۰ و ۲ فقط پیشفرضاند و هر بازار یا هر کاری ممکن است تنظیم دیگری بخواهد. با این حال، برای شروع به آنها دست نزنید. اگر بعدها خواستید عوضشان کنید، طبق قانون یازدهم طول دوره و ضریب را با هم تغییر دهید تا باندها همان سهم از قیمتها را در بر بگیرند: ۱۰ با ۱٫۹ و ۵۰ با ۲٫۱. ما این قانون را روی بیتکوین امتحان کردیم:
تنظیم (دوره و ضریب) | از کجا آمده | سهم روزهایی که قیمت داخل باندها بسته شد |
|---|---|---|
۱۰ و ۱٫۹ | پیشنهاد بولینگر برای دوره کوتاه | ۸۷٫۶ درصد |
۲۰ و ۲ | پیشفرض | ۸۷٫۷ درصد |
۵۰ و ۲٫۱ | پیشنهاد بولینگر برای دوره بلند | ۸۶٫۳ درصد |
۱۰ و ۱٫۵ | پیشنهاد بعضی آموزشها | ۷۲٫۹ درصد |
۲۰ و ۲٫۵ | باندهای بازتر | ۹۵٫۹ درصد |
داده: کندلهای روزانه BTC/USDT بایننس، مهر ۱۳۹۶ تا مهر ۱۴۰۵، حدود ۳٬۳۰۰ روز.
در این داده، سه تنظیمی که بولینگر پیشنهاد کرده تقریباً به یک اندازه قیمت را داخل باندها نگه داشتهاند؛ پس بیرون زدن قیمت در هر سه همانقدر کمیاب است. ولی با ۱۰ و ۱٫۵، قیمت از هر چهار روز حدود یک روز بیرون باندها بسته شده و بیرون زدن دیگر اتفاق خاصی نیست. باندهای ۲٫۵ هم آنقدر بازند که قیمت بهندرت بیرونشان بسته میشود.
قانون دهم هم میگوید طول خط میانی را برای گرفتن بهترین سیگنال تقاطع قیمت و میانگین انتخاب نکنید؛ این خط باید روند میانمدت را نشان دهد.
دو نکته هم مخصوص بازار رمزارز است:
- ۲۰ کندل روزانه در رمزارز یعنی ۲۰ روز تقویمی. بازار سهام آخر هفتهها تعطیل است و آنجا ۲۰ روز معاملاتی حدود یک ماه است، پس خط میانی در رمزارز بازه کوتاهتری را خلاصه میکند. با این حال، دیدید که همین تنظیم روی بیتکوین هم نزدیک به ۹۰ درصد قیمتها را داخل باندها نگه داشته است؛ پس دلیل محکمی برای عوض کردنش نمیبینیم.
- میانگین را ساده (SMA) نگه دارید. در تریدینگویو میشود خط میانی را مثلاً به میانگین نمایی (EMA) تغییر داد. ولی طبق قانون سیزدهم، در باندهای نمایی انحراف معیار هم باید نمایی حساب شود؛ پس نمایی کردن خط میانی بهتنهایی همان نسخهای نیست که بولینگر تعریف کرده است.
اضافه کردن باند بولینگر در تریدینگویو
- نمودار بیتکوین (مثلاً BTCUSDT) یا هر نماد دیگری را باز کنید و تایمفریم را انتخاب کنید.
- بالای نمودار روی Indicators (اندیکاتورها) بزنید و Bollinger Bands را جستوجو کنید.
- از بین نتیجهها، نسخه داخلی خود تریدینگویو به اسم Bollinger Bands را انتخاب کنید، نه اسکریپتهایی که کاربران ساختهاند.
- روی آیکون چرخدنده کنار اسم اندیکاتور بزنید تا تنظیماتش باز شود.
طبق راهنمای تریدینگویو، در تنظیمات این گزینهها را میبینید:
- طول دوره (Length): پیشفرض ۲۰.
- نوع میانگین خط میانی (Basis MA Type): همان گزینهای که بالاتر گفتیم روی SMA بماند.
- قیمت مبنا (Source): پیشفرض قیمت بسته شدن.
- ضریب انحراف معیار (StdDev): پیشفرض ۲.
- جابهجایی (Offset): باندها را روی محور زمان جلو یا عقب میبرد.
شاخصهای %b و پهنای باند هم در تریدینگویو جداگانه وجود دارند. با جستوجوی Bollinger Bands %b و Bollinger BandWidth پیدایشان میکنید و هر کدام در کادری زیر نمودار اصلی مینشیند.
باند بولینگر را با چه اندیکاتوری ترکیب کنیم؟
باند بولینگر خودش نوسان را میسنجد، پس بهترین همراهش اندیکاتوری است که چیز دیگری بسنجد. بولینگر در قانونهای دوم تا چهارم همین را میگوید: جای قیمت در باندها را با رفتار یک اندیکاتور دیگر مقایسه کنید که از مومنتوم، حجم معاملات، احساسات بازار، قراردادهای باز (Open Interest) یا داده بازارهای دیگر ساخته شده باشد. اگر هم بیش از یکی میگذارید، نباید مستقیم به هم مربوط باشند. یک اندیکاتور مومنتوم مثل RSI و یک اندیکاتور حجمی مثل OBV مکمل هماند، ولی دو اندیکاتور مومنتوم بهتر از یکی نیستند؛ RSI و مکدی کنار هم بیشتر حس اطمینان میدهند تا اطلاعات تازه.
ترکیب باند بولینگر و RSI که خیلیها دنبالش هستند، با همین منطق کار میکند. اگر در بازار خنثی قیمت به باند بالا برسد ولی RSI سقف پایینتری از دفعه قبل بزند، برخورد با باند تأیید نشده است و احتمال برگشت بیشتر است. ولی در روند قوی، RSI بالای ۷۰ کنار حرکت قیمت روی باند بالا بیشتر نشانه قدرت است تا هشدار. بولینگر در قانون هفدهم راهی پیشنهاد میکند که برای RSI هم به کار میآید: بهجای مرزهای ثابت ۷۰ و ۳۰، باندهای بولینگر ۵۰ دورهای یا بلندتر را روی خود RSI بکشید و %b آن را بخوانید تا مرزها با رفتار همان بازار تنظیم شوند.
پیش از هر معامله با باند بولینگر از خودتان بپرسید
بولینگر در آخرین قانونش، قانون بیستودوم، میگوید باندها مدام به شما نمیگویند چه کنید؛ فقط کمک میکنند موقعیتهایی را پیدا کنید که شاید شانس در آنها با شما باشد. این سؤالها آن موقعیتها را از بقیه جدا میکنند:
- بازار روندار است یا خنثی؟ شیب خط میانی و جای سقفها و کفها را ببینید. در روند، بیرون زدن از باند بیشتر نشانه ادامه حرکت است و در بازار خنثی، برخورد با باند احتمال برگشت را بیشتر میکند.
- این برخورد یا شکست را چه چیز دیگری تأیید میکند؟ یک اندیکاتور از خانواده دیگر، یک حمایت یا مقاومت، یا حجم معاملات؟
- اگر فشردگی است، صبر کردهام قیمت بیرون باند بسته شود، یا فقط حدس میزنم؟
- اگر اشتباه کرده باشم، کجا خارج میشوم و چقدر از سرمایهام از دست میرود؟ مدیریت ریسک در ارز دیجیتال نشان میدهد حجم معامله را از روی همین عدد چطور حساب کنید.
بهترین قدم بعدی تمرین بدون پول است. نمودار روزانه بیتکوین را در تریدینگویو باز کنید، باند بولینگر و پهنای باند را اضافه کنید و سه فشردگی آخر را پیدا کنید. برای هر کدام ببینید شکست به کدام طرف بود، شکست اول دوام آورد یا فریب بود، و %b در کفها چه میگفت. اگر بعد از چند ماه تمرین خواستید با پول واقعی معامله کنید، با مبلغ کم شروع کنید؛ میتوانید بیتکوین را با تومان از سواپولت بخرید.
پرسشهای رایج
بهترین تنظیمات باند بولینگر برای ارز دیجیتال چیست؟
برای بیشتر کاربردها همان ۲۰ و ۲ کافی است. اگر دوره دیگری میخواهید، ضریب را هم همراهش عوض کنید: ۱۰ با ۱٫۹ و ۵۰ با ۲٫۱. با ۱۰ و ۱٫۵ باندها آنقدر تنگ میشوند که بیرون زدن قیمت دیگر معنای خاصی ندارد.
باند بولینگر در کدام تایمفریم بهتر جواب میدهد؟
بولینگر در قانون بیستویکم میگوید باندها روی کندلهای هر طولی کار میکنند، از پنج دقیقه و یک ساعت تا روزانه و هفتگی، به شرطی که هر کندل آنقدر معامله داشته باشد که تصویر درستی از قیمت بدهد. در رمزارزهای کمحجم و تایمفریمهای خیلی کوتاه این شرط معمولاً برقرار نیست. برای یاد گرفتن، نمودار روزانه یا چهارساعته را انتخاب کنید.
فرق باند بولینگر با کانال کلتنر و کانال دانچیان چیست؟
هر سه دور قیمت باند میکشند، ولی عرض باند را با چیز متفاوتی تنظیم میکنند. طبق توضیح خود بولینگر، کانال دانچیان بالاترین سقف و پایینترین کفِ چند روز اخیر (مثلاً ۲۰ روز) را نشان میدهد، کانال کلتنر از میانگین دامنه واقعی (ATR) استفاده میکند و باند بولینگر از انحراف معیار قیمت.
باند بولینگر اندیکاتور پیشرو است یا تأخیری؟
تأخیری. باندها از ۲۰ قیمت گذشته ساخته میشوند و مثل هر میانگین متحرکی کمی دنبال قیمت میآیند. فشردگی هم پیشبینی نیست؛ فقط میگوید نوسان کم شده و معمولاً بعد از آن حرکت بزرگتری میآید، بدون اینکه جهتش را بگوید.
باند بولینگر در فارکس و بورس هم کاربرد دارد؟
بله. طبق قانون بیستم بولینگر، باندها روی بیشتر بازارهای مالی کار میکنند: سهام، شاخصها، بازار ارز، کالاها، قراردادهای آتی، آپشن و اوراق قرضه. منطقشان در همه یکی است، ولی پهنای «عادی» باند در هر بازار فرق دارد.
