الگوهای نموداری در تحلیل تکنیکال؛ آموزش الگوهای کلاسیک
الگوهای نموداری شکلهاییاند که قیمت بارها روی نمودار ساخته است و تحلیلگرها آنها را نشانه ادامه یا چرخش روند میدانند. فایده اصلیشان پیشگویی نیست؛ هر الگو سطح تأیید، هدف و حد ضرر روشنی دستتان میدهد.

فهرست مطالب۱۰ بخش
- الگوی نموداری چیست و چرا شکل میگیرد؟
- انواع الگوهای نموداری: برگشتی، ادامهدهنده و دوطرفه
- از دیدن الگو تا نقشه معامله: چهار قدم مشترک
- ۱. اول روند قبلی را پیدا کنید
- ۲. صبر کنید تا کندل آن طرف خط بسته شود
- ۳. برای پولبک نقشه داشته باشید
- ۴. هدف و حد ضرر را پیش از ورود بنویسید
- مثال: سر و شانه روی رمزارز فرضی X
- الگوهای برگشتی
- سر و شانه سقف
- سر و شانه کف (سر و شانه معکوس)
- سقف دوقلو و کف دوقلو
- سقف سهقلو و کف سهقلو
- کف گرد (نعلبکی) و سقف گرد
- الگوهای ادامهدهنده
- پرچم صعودی و پرچم نزولی
- پرچم سهگوش (پنانت)
- فنجان و دسته
- الگوهای دوطرفه: مثلثها، مستطیل و کنجها
- مثلث متقارن
- مثلث صعودی و مثلث نزولی
- مستطیل
- کنج صعودی و کنج نزولی
- الگوهای نموداری چقدر جواب میدهند؟ آمار بولکوفسکی
- مثال واقعی: سقف دوقلوی بیتکوین در زمستان ۱۴۰۳
- اشتباههای رایج با الگوهای نموداری
- الگوها را کنار چه ابزارهایی بگذارید؟
الگوهای نموداری (Chart Patterns)، یا به قول خیلیها «الگوهای کلاسیک»، شکلهاییاند که قیمت بارها روی نمودار ساخته است؛ مثل سر و شانه، سقف دوقلو، مثلث، پرچم و کنج. تحلیلگر تکنیکال از روی آنها حدس میزند روند فعلی ادامه پیدا میکند یا برمیگردد. ولی بیشترین فایدهشان پیشگویی نیست؛ این است که هر الگو سه عدد روشن دستتان میدهد: سطحی که اگر قیمت آن طرفش بسته شود الگو تأیید شده، هدفی که قیمت احتمالاً تا آنجا میرود، و نقطهای که اگر قیمت به آن برسد یعنی اشتباه کردهاید.
این سه عدد قول نیستند. توماس بولکوفسکی (Thomas Bulkowski) هزاران الگو را روی سهام آمریکا شمرده و در آمار او فقط حدود نیمی از الگوهای سر و شانه سقف به هدف کاملشان رسیدهاند. اگر با کندل، حمایت و مقاومت و روند هنوز آشنا نیستید، اول تحلیل تکنیکال چیست را بخوانید.
الگوی نموداری چیست و چرا شکل میگیرد؟
هر الگو ردپای کشمکش خریدارها و فروشندههاست. سقف دوقلو را در نظر بگیرید: خریدارها دو بار قیمت را تا یک سطح بالا میبرند و هر دو بار فروشندهها همانجا جلویشان را میگیرند. بین این دو تلاش، قیمت تا یک کف پایین میآید و دوباره بالا میرود. حالا اگر قیمت آن کف را هم بشکند، معلوم میشود خریدارها دیگر حاضر نیستند حتی در قیمتی بخرند که چند هفته پیش میخریدند. این همان لحظهای است که میگوییم الگو «تأیید» شد.
پس الگو چیز مرموزی نیست؛ ترکیبی است از سه چیزی که روی هر نموداری میبینید: حمایت و مقاومت، جهت روند و حجم معاملات. خط گردن در سر و شانه همان حمایتی است که چند بار نگه داشته و ضلع صاف مثلث صعودی همان مقاومتی است که چند بار جلوی قیمت را گرفته است.
یک ایراد جدی هم دارند: تشخیصشان سلیقهای است. دو نفر به یک نمودار نگاه میکنند؛ یکی سر و شانه میبیند و دیگری هیچ چیز. اندرو لو و همکارانش برای کنار گذاشتن همین سلیقه، الگوها را با یک الگوریتم در قیمت سهام آمریکا پیدا کردند. پژوهششان سال ۱۳۷۹ در Journal of Finance چاپ شد و نتیجه گرفت که چند الگو اطلاعات تازهای به معاملهگر میدهند و شاید به کار بیایند (Lo، Mamaysky و Wang). همان «شاید» مهم است: الگو احتمالها را کمی جابهجا میکند و بیشتر از این نباید از آن انتظار داشت.
انواع الگوهای نموداری: برگشتی، ادامهدهنده و دوطرفه
الگوها را معمولاً سه دسته میکنند. الگوهای برگشتی (Reversal) در انتهای یک روند ظاهر میشوند و از چرخش آن خبر میدهند. الگوهای ادامهدهنده (Continuation) مکثهایی وسط روندند که بعدشان بازار معمولاً در همان جهت قبلی راه میافتد. الگوهای دوطرفه (Bilateral) به هر دو طرف میتوانند بشکنند و تا شکست (Breakout)، یعنی بسته شدن قیمت بیرون از الگو، اتفاق نیفتد جهتشان معلوم نیست.
دسته | الگوها | جهت رایج شکست |
|---|---|---|
برگشتی | سر و شانه سقف و کف، سقف و کف دوقلو، سقف و کف سهقلو، کف و سقف گرد | خلاف روند قبلی |
ادامهدهنده | پرچم، پرچم سهگوش، فنجان و دسته | همجهت با روند قبلی |
دوطرفه | مثلث متقارن، مثلث صعودی و نزولی، مستطیل، کنج صعودی و نزولی | هر دو طرف؛ مثلث صعودی و کنج نزولی بیشتر رو به بالا، مثلث نزولی و کنج صعودی بیشتر رو به پایین |
ستون آخر فقط تمایل را نشان میدهد. در آمار بولکوفسکی مثلث صعودی ۶۳ درصد مواقع رو به بالا شکسته است؛ یعنی بیش از یکسوم این مثلثها رو به پایین شکستهاند. پس تا شکست اتفاق نیفتاده، روی جهتی که الگو «باید» برود حساب نکنید.
از دیدن الگو تا نقشه معامله: چهار قدم مشترک
همه الگوهای این راهنما را با همین چهار قدم میشود خواند، حتی الگوهایی را که اینجا نیامدهاند.
۱. اول روند قبلی را پیدا کنید
الگوی برگشتی باید روندی داشته باشد که برگرداند. بولکوفسکی در توضیح سر و شانه سقف همین را میگوید: اگر صعود پیش از الگو کوچک بوده، منتظر ریزش کوچکی هم بعد از آن باشید. سه قله کنار هم وسط یک بازار بیجهت سر و شانه نیست؛ فقط نوسان است.
۲. صبر کنید تا کندل آن طرف خط بسته شود
الگو تا وقتی تأیید نشده، فقط یک احتمال است. تأیید یعنی یک کندل، معمولاً کندل روزانه، آن طرف خط کلیدی الگو بسته شود؛ مثلاً زیر خط گردن در سر و شانه سقف، زیر کف دره در سقف دوقلو یا بالای ضلع صاف در مثلث صعودی. سایهای که لحظهای از خط رد شود و برگردد، تأیید نیست.
این صبر تعارف نیست. بولکوفسکی دیده وقتی قیمت دو قله تقریباً همسطح میسازد، در ۶۰ درصد موارد اصلاً زیر دره بین آنها بسته نمیشود و بهجای ریزش بالا میرود. در کف دوقلو هم در ۴۸ درصد موارد، قیمت بهجای تأیید پایینتر رفته است.
حجم هم بخشی از تأیید است. در بیشتر این الگوها حجم معاملات داخل الگو کمکم پایین میآید و روز شکست بالا میرود. بولکوفسکی در مثلث متقارن دیده الگوهایی که روز شکستشان حجمی بیشتر از میانگین ۳۰ روز داشتهاند، بعد از شکست حرکت بهتری داشتهاند.
۳. برای پولبک نقشه داشته باشید
بعد از شکست، قیمت خیلی وقتها برمیگردد و خطی را که شکسته دوباره لمس میکند. به این برگشت پولبک (Pullback) میگویند. در آمار بولکوفسکی، بسته به نوع الگو، ۶۲ تا ۷۴ درصد الگوها ظرف ۳۰ روز بعد از شکست به قیمت شکست برگشتهاند.
پس دو راه دارید. یا همان لحظه شکست وارد شوید و قبول کنید قیمت ممکن است اول خلاف جهتتان برگردد، یا منتظر پولبک بمانید و قیمت ورود بهتری بگیرید؛ با این ریسک که گاهی پولبکی در کار نیست و جا میمانید. بولکوفسکی یک چیز دیگر هم دیده: الگوهایی که پولبک داشتهاند، بهطور میانگین بعدش حرکت ضعیفتری کردهاند.
۴. هدف و حد ضرر را پیش از ورود بنویسید
هدف قیمت را معمولاً با روشی ساده حساب میکنند که به آن «حرکت اندازهگیریشده» (Measured Move) میگویند: ارتفاع الگو را اندازه بگیرید و همان اندازه را از نقطه شکست، در جهت شکست، جلو ببرید.
خود بولکوفسکی در واژهنامه سایتش نوشته این روش معمولاً دقیق نیست. پیشنهادش این است که ارتفاع را در درصدی ضرب کنید که آن الگو در آمارش به هدف کامل رسیده است. مثلاً سر و شانه سقف ۵۱ درصد مواقع به هدف کامل رسیده، پس حدود نصف ارتفاع را حساب کنید. از اینجا به بعد اولی را «هدف کلاسیک» میگوییم و دومی را «هدف محافظهکارانه».
حد ضرر معمولاً آن طرف الگو مینشیند؛ جایی که اگر قیمت به آن برسد، الگو دیگر معنی ندارد. اگر این نقطه خیلی دور باشد، معامله یا حجم کوچکتری میخواهد یا اصلاً نمیارزد. جزئیات سفارشها را در حد ضرر و حد سود چیست و حساب حجم هر معامله را در مدیریت ریسک در ارز دیجیتال نوشتهایم.
مثال: سر و شانه روی رمزارز فرضی X
فرض کنید رمزارز X بعد از یک صعود، شانه چپ را روی ۱۱۰ ساخته، سر را روی ۱۲۰ و شانه راست را روی ۱۰۹. هر دو کف بین این قلهها حدود ۱۰۰ بوده، پس خط گردن افقی است و روی ۱۰۰ قرار دارد. یک روز کندل روزانه روی ۹۷ بسته میشود؛ الگو تأیید شده است.

- ارتفاع الگو: از سر تا خط گردن، یعنی ۱۲۰ منهای ۱۰۰، میشود ۲۰.
- هدف کلاسیک: ۱۰۰ منهای ۲۰، یعنی ۸۰.
- هدف محافظهکارانه: ۵۱ درصدِ ۲۰ حدود ۱۰ است، پس هدف حدود ۹۰ میشود.
- حد ضرر: کمی بالای شانه راست، روی ۱۱۰.
حالا حساب کنید. اگر روی ۹۷ معامله فروش (شورت) باز کنید، تا حد ضرر ۱۳ واحد ریسک میکنید. تا هدف محافظهکارانه فقط حدود ۷ واحد سود دارید و تا هدف کلاسیک ۱۷ واحد. یعنی اگر آمار بولکوفسکی را جدی بگیرید، ریسک این معامله از سود احتمالیاش بیشتر است. اگر منتظر پولبک بمانید و روی ۱۰۰ وارد شوید، ریسک ۱۰ واحد میشود و سود تا هدف محافظهکارانه هم حدود ۱۰ واحد؛ تقریباً یک به یک. الگو عوض نشده؛ فقط جای ورود عوض شده و همین معامله را از بد به قابلقبول رسانده است.
اگر X را دارید و نمیخواهید شورت بگیرید، همین الگو میتواند علامت فروختن باشد، یا دستکم بالا کشیدن حد ضرر. معامله فروش و ریسکهایش را در لانگ و شورت چیست توضیح دادهایم.
الگوهای برگشتی

سر و شانه سقف
سر و شانه سقف (Head and Shoulders) سه قله پشت سر هم است که قله وسطی، یعنی سر، از دو قله کناری، یعنی شانهها، بلندتر است. دو شانه باید تقریباً همقد باشند و کموبیش به یک فاصله از سر قرار بگیرند. خطی که دو کف میان قلهها را به هم وصل میکند «خط گردن» (Neckline) است و میتواند افقی، کمی رو به بالا یا کمی رو به پایین باشد.
- حجم: معمولاً روی شانه چپ از همه بیشتر است، بعد روی سر، و تا شانه راست کم میشود؛ انگار خریدارها هر بار نفس کمتری دارند.
- تأیید: قیمت باید زیر خط گردن بسته شود. اگر خط گردن رو به پایین باشد، بولکوفسکی بسته شدن زیر کف سمت راست را ملاک میگیرد.
- هدف و حد ضرر: هر دو را در مثال X حساب کردیم؛ هدف به اندازه فاصله سر تا خط گردن پایینتر از نقطه شکست است و حد ضرر بالای شانه راست.
- وقتی جواب نمیدهد: قیمت زیر خط گردن میرود، ولی چند روز بعد دوباره بالای آن بسته میشود و از شانه راست هم بالاتر میرود. وقتی سر و شانه اینطور خراب میشود، خودش نشانه قدرت خریدارهاست.
سر و شانه کف (سر و شانه معکوس)
سر و شانه کف (Inverse Head and Shoulders) آینه سر و شانه سقف است و بعد از یک روند نزولی شکل میگیرد: سه دره پشت سر هم که دره وسطی از بقیه پایینتر است. خیلیها به آن «سر و شانه صعودی» هم میگویند، چون بعد از تأییدش انتظار صعود دارند.
حجم معمولاً روی شانه چپ یا سر از همه بیشتر است و روی شانه راست کمتر، و بهتر است روز شکست دوباره بالا برود. الگو با بسته شدن قیمت بالای خط گردن تأیید میشود، یا اگر خط گردن رو به بالا باشد، بالای سقف سمت راست. هدف به اندازه فاصله سر تا خط گردن بالاتر از نقطه شکست است و حد ضرر زیر شانه راست. بولکوفسکی یک نکته ریز هم دیده: وقتی کف شانه چپ بالاتر از کف شانه راست بوده، الگو بعد از شکست نتیجه بدتری داشته است.
سقف دوقلو و کف دوقلو
سقف دوقلو (Double Top) را الگوی M یا «دو قله» هم میگویند و از دو قله تقریباً همسطح با یک دره میانشان ساخته میشود. در نمونه کلاسیکی که بولکوفسکی بررسی کرده، دو قله معمولاً کمتر از ۳ درصد اختلاف قیمت و ۲ تا ۶ هفته فاصله دارند. کف دوقلو (Double Bottom) یا الگوی W آینه همین الگوست.
- تأیید: قیمت زیر پایینترین نقطه دره بسته میشود؛ در کف دوقلو، بالای بلندترین نقطه میان دو کف.
- هدف: فاصله بلندترین قله تا کف دره را از نقطه شکست کم کنید.
- حد ضرر: بالای بلندترین قله. این حد ضرر معمولاً دور است؛ برای همین خیلیها بعد از پولبک وارد میشوند و حد ضرر را بالای سقف پولبک میگذارند.
- وقتی جواب نمیدهد: قیمت از قله دوم بالاتر میرود و الگو اصلاً کامل نمیشود، یا بعد از تأیید کمی پایین میرود و برمیگردد.
سقف سهقلو و کف سهقلو
سقف سهقلو (Triple Top) سه قله تقریباً همسطح دارد؛ مثل سر و شانهای که سرش همقد شانههاست. نسخه وارونهاش کف سهقلوست. خواندنش فرقی با سقف دوقلو ندارد: وقتی قیمت زیر پایینترین دره الگو بسته شود، الگو تأیید شده است. هدف به اندازه ارتفاع الگوست و حد ضرر بالای قلهها مینشیند.
کف گرد (نعلبکی) و سقف گرد
کف گرد (Rounding Bottom) یک چرخش آرام و طولانی است: قیمت کمکم پایین میآید، مدتی کف میماند و بعد آرام بالا میرود؛ شکلی شبیه نعلبکی. حجم معاملات هم معمولاً همین شکل U را دارد، یعنی دو سرش زیاد است و وسطش کم. چون گاهی ماهها طول میکشد تا کامل شود، روی نمودار هفتگی راحتتر دیده میشود.
تأییدش بسته شدن قیمت بالای لبه است، یعنی سطحی که ریزش از آنجا شروع شده بود. بعضی تحلیلگرها عمق کاسه را به لبه اضافه میکنند و آن را هدف میگیرند، ولی هدف این الگو از همه قراردادیتر است. سقف گرد هم برعکس همین است و از خسته شدن آرام خریدارها خبر میدهد.
الگوهای ادامهدهنده
پرچم و پرچم سهگوش استراحتهای کوتاهیاند بعد از یک حرکت تند. فنجان و دسته مکث طولانیتری است که گاهی بیش از یک سال طول میکشد.

پرچم صعودی و پرچم نزولی
پرچم (Flag) با یک حرکت تند و تقریباً عمودی شروع میشود که به آن «میله» میگویند. بعد قیمت چند روز در یک کانال کوچک و موازی، کمی خلاف جهت میله، استراحت میکند؛ این همان پارچه پرچم است. در پرچم صعودی میله رو به بالاست و پرچم کمی رو به پایین، و در پرچم نزولی برعکس.
- مدت و شکل: بولکوفسکی پرچم را کمتر از سه هفته تعریف میکند و الگوی طولانیتر را مستطیل یا کانال میداند. به گفته او بدون میله، پرچمی هم در کار نیست و بهترین پرچمها میلهای بلند و تقریباً عمودی داشتهاند.
- حجم: داخل پرچم کم میشود و روز شکست بالا میرود.
- تأیید: قیمت بیرون از کانال پرچم، در جهت میله، بسته میشود.
- هدف: به اندازه طول میله از نقطه شکست، با این فرض که پرچم وسط راه حرکت ظاهر میشود و نیمه دوم حرکت هماندازه نیمه اول است. بولکوفسکی محافظهکارانهتر حساب میکند: طول میله را در ۴۶ درصد ضرب میکند و حاصل را به کف پرچم اضافه میکند.
- حد ضرر: آن طرف پرچم؛ در پرچم صعودی، زیر پایینترین نقطه پرچم.
- وقتی جواب نمیدهد: پرچم شل و نامنظم است و قیمت مدام از خطهایش بیرون میزند. در آمار بولکوفسکی، پرچمهای جمعوجور بهتر از پرچمهای شل جواب دادهاند.
پرچم سهگوش (پنانت)
پرچم سهگوش (Pennant) همان پرچم است، با این فرق که بدنهاش بهجای کانال موازی، مثلث کوچکی است که سقفهایش کمی پایین میآیند و کفهایش کمی بالا. تأیید، هدف (طول میله) و حد ضرر هم مثل پرچم است. با مثلث متقارن دو فرق دارد: میله تندی که پیش از آن آمده، و کوتاهیاش. بولکوفسکی حتی کنجی را که کمتر از سه هفته طول بکشد، پرچم سهگوش حساب میکند.
فنجان و دسته
فنجان و دسته (Cup and Handle) یک کف گرد U شکل است با یک ریزش کوچک و کوتاه در سمت راستش که به آن دسته میگویند. قیمت از یک سقف پایین میآید، کاسه را میسازد و تا نزدیک همان سقف (لبه فنجان) برمیگردد؛ بعد کمی استراحت میکند و لبه را میشکند.
- شکل: کاسه باید گرد باشد، نه V تیز، و دسته در نیمه بالایی فنجان شکل بگیرد. بولکوفسکی برای فنجان ۷ تا ۶۵ هفته و برای دسته دستکم یک هفته در نظر میگیرد.
- تأیید و ورود: قیمت بالای لبه سمت راست فنجان بسته میشود. اگر بشود روی سقفهای دسته یک خط نزولی کشید، بسته شدن بالای همین خط اجازه ورود زودتر را میدهد.
- هدف: به اندازه عمق فنجان، بالاتر از لبه.
- حد ضرر: زیر پایینترین نقطه دسته؛ با بالا رفتن قیمت هم آن را بالا بکشید.
- نکته: در آمار بولکوفسکی، دستههایی که کوتاهتر از ۲۲ روز (میانه نمونهها) بودهاند، بعد از شکست نتیجه بهتری داشتهاند.
الگوهای دوطرفه: مثلثها، مستطیل و کنجها

مثلث متقارن
در مثلث متقارن (Symmetrical Triangle) دو خط به هم نزدیک میشوند: هر سقف پایینتر از سقف قبلی است و هر کف بالاتر از کف قبلی؛ یعنی هیچ طرف دست بالا را ندارد. بولکوفسکی برای مثلث معتبر دستکم سه برخورد به یک خط و دو برخورد به خط دیگر میخواهد، و قیمت باید فضای مثلث را پر کند، نه اینکه وسطش خالی بماند.
- حجم: در ۸۴ تا ۸۶ درصد مثلثهایی که بولکوفسکی شمرده، حجم داخل مثلث رو به کاهش بوده است.
- جهت: به هر دو طرف ممکن است. در نمونههای او ۶۰ درصد شکستها رو به بالا بوده و بهطور میانگین وقتی اتفاق افتاده که قیمت حدود سهچهارم راه را تا رأس مثلث رفته بوده است.
- تأیید و هدف: کندلی که بیرون یکی از دو ضلع بسته شود، الگو را تأیید میکند. هدف به اندازه پهنترین قسمت مثلث (از بالاترین قله تا پایینترین دره) از نقطه شکست است.
- حد ضرر: آن طرف مثلث، یا پشت آخرین قله یا دره داخل آن.
- وقتی جواب نمیدهد: قیمت از یک ضلع بیرون میزند و برمیگردد (همان شکست جعلی) و بعد از ضلع دیگر میشکند. اگر هم قیمت تا نزدیک رأس جلو برود و هنوز نشکسته باشد، احتیاط کنید؛ بولکوفسکی میگوید حوالی رأس مثلث منتظر چرخش بازار باشید.
مثلث صعودی و مثلث نزولی
مثلث صعودی (Ascending Triangle)، که بعضیها افزایشی هم میگویند، سقفی صاف دارد و کفهایی که هر بار بالاتر میآیند. انگار فروشندهای در یک قیمت ثابت ایستاده و خریدارها هر بار زودتر وارد میشوند. مثلث نزولی یا کاهشی (Descending Triangle) آینه آن است: کفی صاف و سقفهایی که هر بار پایینتر میآیند.
مثلث صعودی بیشتر رو به بالا میشکند (۶۳ درصد مواقع در آمار بولکوفسکی) و مثلث نزولی بیشتر رو به پایین. هدف را با فاصله ضلع صاف تا پایینترین دره داخل مثلث حساب کنید (در مثلث نزولی، تا بلندترین قله) و از نقطه شکست جلو ببرید. برای حد ضرر، بولکوفسکی در شکست رو به بالای مثلث صعودی زیر یکی از کفهای کوچک داخل مثلث را پیشنهاد میکند و در شکست رو به پایینش، خود ضلع صاف را. دام رایج این مثلثها این است که قیمت ضلع صاف را میشکند، ولی دوباره به داخل برمیگردد و از ضلع دیگر بیرون میزند.
مستطیل
در مستطیل (Rectangle) قیمت بین یک سقف و یک کف افقی بالا و پایین میرود؛ همان چیزی که معاملهگرها به آن «رنج» میگویند. شکستش به هر دو طرف ممکن است. هدف به اندازه ارتفاع مستطیل است و حد ضرر معمولاً وسط مستطیل یا آن طرفش.
یک نمونه تازه: بیتکوین در بایننس از ۱۵ تیر تا ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، حدود شش هفته بین ۶۱٬۳۰۰ و ۶۷٬۰۰۰ دلار ماند. کندل روزانه ۲۸ مرداد با حجمی حدود ۲٫۳ برابر میانگین ۳۰ روز قبل، روی ۶۹٬۳۳۵ دلار و بالای سقف رنج بسته شد. ارتفاع رنج حدود ۵٬۶۵۰ دلار بود و هدف کلاسیکش، حدود ۷۲٬۶۰۰ دلار، فردای همان روز لمس شد. البته همه رنجها اینقدر تمیز تمام نمیشوند.
کنج صعودی و کنج نزولی
کنج یا گوه (Wedge) شبیه مثلث است، با یک فرق مهم: هر دو خطش در یک جهت شیب دارند. در کنج صعودی (Rising Wedge) هر دو خط رو به بالا میروند و به هم نزدیک میشوند؛ قیمت بالا میرود، ولی هر قله تازه کمتر از قبلی جلو میرود. در کنج نزولی (Falling Wedge) هر دو خط رو به پاییناند.
- جهت: کنج صعودی بیشتر رو به پایین میشکند (۶۰ درصد مواقع در آمار بولکوفسکی) و کنج نزولی بیشتر رو به بالا (۶۸ درصد).
- شکل درست: مثل مثلث، دستکم سه برخورد به یک خط و دو برخورد به خط دیگر لازم است و الگو باید بیشتر از سه هفته طول بکشد.
- هدف: برای کنج صعودی که رو به پایین شکسته، پایینترین دره داخل کنج است؛ یعنی جایی که کنج از آن شروع شده بود. برای کنج نزولی که رو به بالا شکسته هم بلندترین قله داخل کنج است.
- حد ضرر: پشت آخرین قله در کنج صعودی، یا پشت آخرین دره در کنج نزولی.
- هشدار: کنج صعودی را معمولاً الگویی خطرناک برای خریدارها معرفی میکنند، ولی در آمار بولکوفسکی شکست رو به پایینش میان ۳۶ الگوی نزولی رتبه آخر را دارد: ۵۱ درصد این شکستها حتی ۵ درصد هم پایین نرفتهاند.
الگوهای نموداری چقدر جواب میدهند؟ آمار بولکوفسکی
توماس بولکوفسکی نویسنده کتاب Encyclopedia of Chart Patterns است؛ همان که خیلی از معاملهگرها به اسم «کتاب الگوهای نموداری بولکوفسکی» میشناسند. او هزاران الگو را روی نمودار سهام آمریکا پیدا کرده، رفتار قیمت بعد از شکست هر کدام را شمرده و نتیجه را در سایتش منتشر کرده است.
عددهای جدول زیر از همان سایتاند و به دورههای بازار صعودی مربوط میشوند. ستون «به هدف کامل رسید» یعنی چند درصد الگوها به هدف کلاسیک رسیدهاند. ستون آخر یعنی چند درصدشان بعد از شکست حتی ۵ درصد هم جلو نرفتهاند؛ معاملهای که به گفته بولکوفسکی هزینههایش را هم درنمیآورد.
الگو | جهت شکست | به هدف کامل رسید | کمتر از ۵٪ حرکت کرد |
|---|---|---|---|
سر و شانه سقف | پایین | ۵۱٪ | ۱۹٪ |
سر و شانه کف | بالا | ۷۱٪ | ۱۱٪ |
سقف دوقلو | پایین | ۴۳٪ | ۲۰٪ |
کف دوقلو | بالا | ۶۵٪ | ۱۲٪ |
فنجان و دسته | بالا | ۶۱٪ | ۵٪ |
مثلث صعودی | بالا (۶۳٪ موارد) / پایین | ۷۰٪ / ۴۴٪ | ۱۷٪ / ۳۸٪ |
مثلث متقارن | بالا (۶۰٪ موارد) / پایین | ۵۸٪ / ۳۶٪ | ۲۵٪ / ۳۷٪ |
کنج صعودی | پایین (۶۰٪ موارد) / بالا | ۳۲٪ / ۶۳٪ | ۵۱٪ / ۱۹٪ |
کنج نزولی | بالا (۶۸٪ موارد) / پایین | ۶۲٪ / ۲۹٪ | ۲۶٪ / ۲۹٪ |
پرچم | بالا (۶۰٪ موارد) / پایین | ۴۶٪ / ۴۶٪ | ۴۴٪ / ۴۵٪ |
سقف و کف دوقلو در این جدول نسخه کلاسیکاند که بولکوفسکی به آن «حوا و حوا» (Eve & Eve) میگوید؛ یعنی دو قله یا دو کف پهن و گرد. آمار پرچم را هم با بقیه مقایسه نکنید، چون او حرکت بعد از پرچم را فقط تا پایان همان موج کوتاه حساب کرده است.
پیش از اینکه این عددها را به رمزارز تعمیم دهید، چهار چیز را بدانید:
- دادهها از سهام آمریکاست. بازار رمزارز تعطیلی ندارد، پرنوسانتر است و لزوماً همین رفتار را نشان نمیدهد.
- فقط بازار صعودی حساب شده است. بولکوفسکی دو دوره سقوط بازار سهام آمریکا را بازار نزولی حساب کرده است: از فروردین ۱۳۷۹ تا مهر ۱۳۸۱ و از مهر ۱۳۸۶ تا اسفند ۱۳۸۷. عددهای بالا مربوط به بقیه سالهاست.
- معاملهها بینقص فرض شدهاند. بولکوفسکی حرکت را از روز بعد از شکست تا بهترین قیمت پیش از یک برگشت ۲۰ درصدی اندازه گرفته است. در عمل کسی دقیقاً در بهترین نقطه از معامله بیرون نمیآید و کارمزد و لغزش قیمت هم هست؛ پس نتیجه واقعی شما بدتر خواهد بود.
- الگوها را خودش تشخیص داده است. پس همان سلیقهای که لو و همکارانش میخواستند کنارش بگذارند، اینجا هم در کار است.
با همه اینها، جدول چند درس روشن دارد. هدف کلاسیک در هیچ الگویی قطعی نیست: حتی در بهترین ردیفها حدود ۳۰ درصد هدفها نرسیدهاند، در سقف دوقلو بیش از نیمی و در کنج صعودی با شکست رو به پایین بیش از دوسوم. پس یا هدف محافظهکارانه بگیرید یا بخشی از سود را زودتر بردارید.
الگوهای کف هم در این نمونهها بهتر از الگوهای سقف جواب دادهاند: سر و شانه کف ۷۱ درصد در برابر ۵۱ درصد، و کف دوقلو ۶۵ درصد در برابر ۴۳ درصد. برداشت ما این است که در بازار صعودی، الگوی صعودی باد موافق دارد. معروف بودن یک الگو هم به معنی کارنامه خوبش نیست: کنج صعودی و پرچم ضعیفاند، ولی فنجان و دسته فقط در ۵ درصد موارد کمتر از ۵ درصد حرکت کرده است.
مثال واقعی: سقف دوقلوی بیتکوین در زمستان ۱۴۰۳
بیتکوین ۲۷ آذر ۱۴۰۳ در بایننس تا ۱۰۸٬۳۵۳ دلار بالا رفت و بعد عقب نشست. ۲۴ دی به ۸۹٬۲۵۷ دلار رسید، یعنی حدود ۱۸ درصد پایینتر، و دوباره بالا رفت. ۱ بهمن، حدود پنج هفته بعد از قله اول، قله دوم را روی ۱۰۹٬۵۸۸ دلار ساخت؛ فقط ۱٫۱ درصد بالاتر. فاصله زمانی و اختلاف قیمت این دو قله با تعریف بولکوفسکی جور بود، ولی تا اینجا فقط دو قله داشتیم؛ چیزی که طبق آمار او بیشتر وقتها به سقف دوقلو تبدیل نمیشود.

تأیید ۷ اسفند ۱۴۰۳ رسید: کندل روزانه آن روز روی ۸۸٬۶۸۰ دلار، زیر کف دره، بسته شد و حجمش حدود ۳٫۴ برابر میانگین ۳۰ روز قبل بود. حساب الگو اینطور بود:
- ارتفاع الگو: ۱۰۹٬۵۸۸ منهای ۸۹٬۲۵۷، یعنی ۲۰٬۳۳۱ دلار.
- هدف کلاسیک: ۸۹٬۲۵۷ منهای ۲۰٬۳۳۱، یعنی حدود ۶۸٬۹۰۰ دلار.
- هدف محافظهکارانه: ۸۹٬۲۵۷ منهای ۴۳ درصد ارتفاع (درصدی که سقف دوقلو در آمار بولکوفسکی به هدف رسیده)، یعنی حدود ۸۰٬۵۰۰ دلار.
بعدش این اتفاقها افتاد:
- ۱۰ اسفند، سه روز بعد از تأیید، قیمت تا ۷۸٬۲۵۹ دلار پایین آمد و از هدف محافظهکارانه هم گذشت.
- ۱۲ اسفند یک جهش تند قیمت را تا ۹۵ هزار دلار برد و کندل آن روز روی ۹۴٬۲۷۰ دلار، بالای خط تأیید، بسته شد. فردایش قیمت دوباره زیر خط بسته شد.
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ کف بعدی روی ۷۴٬۵۰۸ دلار ثبت شد. قیمت حدود ۷۲ درصد راه تا هدف کلاسیک را رفت، ولی در آن دوره به خود هدف نرسید.
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ بیتکوین از هر دو قله بالاتر رفت و فردایش به ۱۱۱٬۹۸۰ دلار رسید.
این نمونه چند چیز را خوب نشان میدهد:
- صبر برای تأیید به ضرر نشد. کسی که صبر کرد تا قیمت زیر دره بسته شود جا نماند؛ از قیمت تأیید تا کف بعدی هنوز حدود ۱۶ درصد ریزش در پیش بود.
- هدف کلاسیک قطعی نبود. قیمت تا هدف کلاسیک نرسید و برگشت، در حالی که هدف محافظهکارانه سه روزه رسید. ارتفاع را میشود به درصد هم حساب کرد: قیمت از قله دوم تا کف دره ۱۸٫۶ درصد افتاده بود و اگر همین درصد را از کف دره کم کنید، هدف حدود ۷۲٬۷۰۰ دلار میشود. در رمزارزها که ارتفاع الگو گاهی به دهها درصد میرسد، فرق این دو روش زیاد است و برای همین خیلیها نمودار لگاریتمی را ترجیح میدهند.
- حد ضرر نزدیک زده شد. هر کس حد ضرر را کمی بالای خط تأیید گذاشته بود، ۱۲ اسفند از معامله بیرون افتاد. حد ضرر کلاسیک، بالای قله دوم، هم حدود ۲۴ درصد با قیمت تأیید فاصله داشت که برای بیشتر معاملهگرها زیادی دور است. این انتخاب همیشه هست: حد ضرر نزدیک زودتر زده میشود و حد ضرر دور، اگر زده شود، ضرر بزرگتری میدهد.
- سقف وسط روند صعودی لزوماً پایان روند نیست. این سقف دوقلو یک اصلاح چندماهه را درست نشان داد، ولی بازار صعودی را تمام نکرد و حدود سه ماه بعد از تأیید، قیمت سقف تازهای ساخت.
اگر میخواهید پیدا کردن این الگوها را تمرین کنید، نمودار زنده بیتکوین در صفحه بیتکوین سواپولت هست.
اشتباههای رایج با الگوهای نموداری
- معامله پیش از بسته شدن کندل. سایهای که چند دقیقه از خط رد شده، شکست نیست؛ صبر کنید کندل بسته شود. در بایننس کندل روزانه ساعت ۳:۳۰ بامداد به وقت تهران بسته میشود. نکتههای زمان کندل را در تحلیل تکنیکال چیست نوشتهایم.
- دیدن الگو در هر نوسان. روی نمودار یکدقیقهای و پنجدقیقهای، نوسان تصادفی هم شکل الگو به خودش میگیرد و کارمزد هر معامله سهم بزرگی از سود احتمالی را میبرد.
- کشیدن خط به زور. اگر برای جا انداختن الگو مجبورید خط را از وسط کندلها رد کنید یا یکی از قلهها را نادیده بگیرید، احتمالاً الگویی در کار نیست.
- اعتماد به حجم صرافیهای کوچک و نمودار تومانی. بخش بزرگی از حجم صرافیهای بینظارت ساختگی است (Cong و همکاران). نمودار تومانی هم دو حرکت را با هم نشان میدهد: قیمت خود رمزارز و نرخ تتر به تومان. الگو را روی نمودار تتری و در صرافیهای پرمعامله بخوانید.
- نادیده گرفتن الگوی باطلشده. بولکوفسکی به الگویی که بعد از شکست حداکثر ۱۰ درصد حرکت کند، برگردد و آن طرف الگو بسته شود، «الگوی باطلشده» (Busted Pattern) میگوید. چنین برگشتی خودش علامت است و گاهی حرکت تندی در جهت مخالف راه میاندازد.
- سپردن تشخیص به ابزار خودکار. ابزارهای تشخیص خودکار الگو و مدلهای هوش مصنوعی اسم الگو را با اطمینان میگویند، ولی عددهایی که از روی تصویر نمودار میخوانند همیشه درست نیست. در تحلیل چارت با هوش مصنوعی نوشتهایم کجا کمک میکنند و کجا اشتباه میکنند.
الگوها را کنار چه ابزارهایی بگذارید؟
الگویی که نشانههای دیگر هم تأییدش کنند، قابلاعتمادتر از الگوی تنهاست. این چهار نشانه بیشتر از بقیه به کار میآیند:
حمایت و مقاومت. خط گردنی که روی یک حمایت قدیمی و چندباره افتاده، معتبرتر از خطی است که فقط دو نقطه را به هم وصل میکند. هدفی هم که درست پشت یک مقاومت قوی باشد، احتمالاً همانجا گیر میکند.
الگوهای کندلی. کندل روز شکست هم مهم است: کندل بلند با بدنه کامل قانعکنندهتر از کندلی است که با سایه بلند خلاف جهت بسته شده.
فیبوناچی. جایی که هدف الگو با یکی از سطحهای اصلاحی یا اکستنشن فیبوناچی روی هم میافتد، برای برداشتن سود منطقیتر است.
اندیکاتورها و حجم. واگرایی RSI روی قله دوم سقف دوقلو، یا حجم چند برابر میانگین در روز شکست، تأیید را محکمتر میکند. برای کشیدن خط و الگو هم تریدینگویو (TradingView) ابزار آماده دارد؛ در هوش مصنوعی تریدینگ ویو گفتهایم دستیار هوش مصنوعیاش اینجا چه کمکی میکند.
پرسشهای رایج
معتبرترین الگوی نموداری کدام است؟
در رتبهبندی بولکوفسکی روی سهام آمریکا، فنجان و دسته و کف دوقلوی کلاسیک میان ۳۹ الگو با شکست رو به بالا رتبههای ۳ و ۵ را دارند. رتبه آخر الگوهای نزولی هم مال کنج صعودی با شکست رو به پایین است. ولی هیچ الگویی همیشه جواب نمیدهد و این رتبهها مال بازار سهام است، نه رمزارز.
سر و شانه صعودی یعنی چه؟
منظور همان سر و شانه کف یا معکوس است که بعد از یک روند نزولی شکل میگیرد و با بسته شدن قیمت بالای خط گردن تأیید میشود. کارنامهاش هم بهتر از نسخه سقف است: در آمار بولکوفسکی ۷۱ درصد این الگوها به هدف کلاسیک رسیدهاند، در برابر ۵۱ درصد سر و شانه سقف.
فرق کنج با مثلث چیست؟
در مثلث، دو خط در خلاف جهت هم شیب دارند یا یکی از آنها صاف است. در کنج، هر دو خط در یک جهتاند. برای همین کنج صعودی، با اینکه قیمت داخلش بالا میرود، بیشتر وقتها رو به پایین میشکند.
فرق پرچم، پرچم سهگوش و مستطیل چیست؟
پرچم و پرچم سهگوش هر دو بعد از یک حرکت تند (میله) میآیند و کوتاهاند؛ بدنه پرچم کانالی موازی است و بدنه پرچم سهگوش مثلثی کوچک. مستطیل میله لازم ندارد و طولانیتر است؛ بولکوفسکی پرچمی را که بیشتر از سه هفته طول بکشد، مستطیل یا کانال حساب میکند.
الگوهای نموداری در ارز دیجیتال هم جواب میدهند؟
منطق عرضه و تقاضا در بازار رمزارز هم همان است و الگوها روی نمودار بیتکوین هم دیده میشوند؛ نمونهاش را بالاتر دیدید. ولی آمار گستردهای که در دست است بیشتر از سهام آمده و در رمزارزهای کوچک، حجم کم یا ساختگی الگوها را کماعتبار میکند. پس الگوها را بیشتر روی رمزارزهای بزرگ و پرمعامله جدی بگیرید.
الگوهای کلاسیک را روی چه تایمفریمی بخوانیم؟
اندازههایی که بولکوفسکی برای الگوها میدهد، مثل پرچم کمتر از سه هفته یا فنجان ۷ تا ۶۵ هفته، برای نمودار روزانه و هفتگی است. اگر روی تایمفریم کوتاهتری معامله میکنید، دستکم نمودار روزانه را هم نگاه کنید تا خلاف روند بزرگتر وارد نشوید.
