فهرست مطالب۱۲ بخش
  1. اجزای کندل: بدنه، سایه و رنگ
  2. یک کندل درباره خریدارها و فروشنده‌ها چه می‌گوید؟
  3. چیزی که کندل نشان نمی‌دهد
  4. تایم‌فریم: هر کندل چقدر زمان است؟
  5. چرا به آن کندل ژاپنی می‌گویند؟
  6. الگوی کندلی چیست و پیش از هر الگو به چه نگاه کنیم؟
  7. الگوهای تک‌کندلی
  8. دوجی (Doji) و چهار شکلش
  9. فرفره (Spinning Top)
  10. ماروبوزو (Marubozu)
  11. چکش و مرد آویزان
  12. چکش معکوس و ستاره دنباله‌دار
  13. الگوهای دوکندلی
  14. پوشا (Engulfing)
  15. هارامی (Harami)
  16. الگوی نفوذی و ابر سیاه
  17. الگوهای سه‌کندلی
  18. ستاره صبحگاهی و ستاره عصرگاهی
  19. سه سرباز سفید و سه کلاغ سیاه
  20. خلاصه ۲۰ الگو در یک جدول
  21. تأیید یعنی چه؟ دو چکش واقعی روی نمودار بیت‌کوین
  22. الگوهای کندلی واقعاً چقدر درست درمی‌آیند؟
  23. پژوهش‌ها چه می‌گویند؟
  24. شمارش ما روی نمودار بیت‌کوین
  25. نمودار را چطور شمعی کنیم؟

کندل استیک (Candlestick) یا نمودار شمعی یکی از رایج‌ترین شکل‌های نمودار قیمت است و آن را در بازار رمزارز، طلا، دلار و سهام می‌بینید. هر شمع یا «کندل» خلاصه یک دوره زمانی است و چهار قیمت را یکجا نشان می‌دهد: قیمت شروع دوره، بالاترین و پایین‌ترین قیمت آن، و قیمتی که دوره با آن تمام شد. از همین چهار عدد می‌شود فهمید در آن دوره دست خریدارها بالا بوده یا فروشنده‌ها، و برنده چقدر راحت برده است.

پایین‌تر خواندن یک کندل و ۲۰ الگوی کندلی معروف را با تصویر می‌بینید و آخر سر به سؤالی می‌رسیم که کمتر کسی جوابش را می‌دهد: این الگوها واقعاً چقدر درست درمی‌آیند؟ برای جوابش، علاوه بر پژوهش‌های دانشگاهی، خودمان الگوها را روی بیش از هشت سال نمودار روزانه بیت‌کوین شمرده‌ایم. اگر با تحلیل تکنیکال آشنا نیستید، اول تحلیل تکنیکال چیست را بخوانید.

اجزای کندل: بدنه، سایه و رنگ

هر کندل یک دوره زمانی است، مثلاً در نمودار روزانه یک روز، و از این چهار قیمت ساخته می‌شود:

  • قیمت باز شدن (Open): قیمت اولین معامله دوره
  • بالاترین قیمت (High): بالاترین قیمتی که در دوره معامله شد
  • پایین‌ترین قیمت (Low): پایین‌ترین قیمتی که در دوره معامله شد
  • قیمت بسته شدن (Close): قیمت آخرین معامله، درست پیش از تمام شدن دوره
نمودار نمونه اجزای کندل: بدنه، سایه بالا و پایین و چهار قیمت باز شدن، بالاترین، پایین‌ترین و بسته شدن در کندل صعودی سبز و کندل نزولی قرمز

بدنه (Body) مستطیل وسط کندل است و از قیمت باز شدن تا قیمت بسته شدن کشیده می‌شود. در کندل سبز یا صعودی، باز شدن لبه پایین بدنه است و بسته شدن لبه بالای آن. در کندل قرمز یا نزولی برعکس است.

سایه‌ها (Shadow) خط‌های باریک بالا و پایین بدنه‌اند و به آن‌ها «فیتیله» (Wick) هم می‌گویند. نوک سایه بالا همان بالاترین قیمت دوره است و ته سایه پایین، پایین‌ترین قیمت. اگر کندلی سایه نداشته باشد، یعنی قیمت در تمام دوره از محدوده بدنه بیرون نرفته است.

رنگ فقط می‌گوید دوره بالاتر از شروعش تمام شد یا پایین‌تر: سبز یعنی بالاتر و قرمز یعنی پایین‌تر. قدیم‌ترها کندل صعودی را توخالی یا سفید می‌کشیدند و کندل نزولی را توپر یا سیاه، و اسم الگوهایی مثل «سه سرباز سفید» و «سه کلاغ سیاه» یادگار همان رنگ‌بندی است. رنگ‌ها را در هر نرم‌افزاری می‌شود عوض کرد؛ روی نمودار کس دیگر، اول ببینید کدام رنگ را برای صعود گذاشته است.

یک کندل درباره خریدارها و فروشنده‌ها چه می‌گوید؟

یک کندل روزانه فرضی را در نظر بگیرید: رمزارزی با ۲۰۰ دلار باز شده، در طول روز تا ۱۸۱ دلار پایین رفته، بعد تا ۲۰۸ دلار هم بالا رفته و آخر روز روی ۲۰۵ دلار بسته شده است. این کندل سه چیز به ما می‌گوید:

  • بدنه سبز، ۵ دلار: خریدارها برنده روزند، ولی با اختلاف کم.
  • سایه پایین، ۱۹ دلار: فروشنده‌ها قیمت را حدود ۹٫۵ درصد پایین بردند ولی نتوانستند آنجا نگهش دارند. در قیمت‌های پایین‌تر آن‌قدر خریدار پیدا شد که کل ریزش جبران شد.
  • سایه بالا، ۳ دلار: نزدیک سقف روز کمی فروش آمد، ولی آن‌قدر نبود که مهم باشد.

روز با ترس شروع شده و با آرامش تمام شده است؛ پایین‌تر می‌بینید که به این شکل «چکش» می‌گویند. هر کندل دیگری را هم می‌شود با این سه سؤال خواند:

  • بدنه نسبت به کندل‌های قبلی بلند است یا کوتاه؟ بدنه بلند یعنی یک طرف از اول تا آخر دوره کنترل را در دست داشته و بدنه کوتاه یعنی هیچ طرف نتوانسته برتری‌اش را تا پایان نگه دارد. «بلند» هم نسبی است: کندلی با ۲ درصد تغییر در هفته‌ای آرام بزرگ است و در هفته‌ای پرنوسان معمولی.
  • سایه بلند کدام طرف است؟ اگر سایه پایین بلند باشد، یعنی بازار قیمت‌های پایین‌تر را نپذیرفته؛ اگر سایه بالا بلند باشد، قیمت‌های بالاتر را.
  • قیمت کجای دامنه کندل بسته شده است؟ بسته شدن نزدیک سقف یعنی خریدارها تا لحظه آخر فشار می‌آوردند و نزدیک کف یعنی فروشنده‌ها.

چیزی که کندل نشان نمی‌دهد

کندل نمی‌گوید اتفاق‌های دوره به چه ترتیبی افتاده‌اند. در تصویر زیر، روز اول با ریزش شروع شده و بعد قیمت برگشته است. روز دوم قیمت اول جهش کرده، بعد ریخته و دوباره بالا آمده است. باز و بسته شدن و سقف و کف هر دو روز یکی است، پس کندل روزانه‌شان دقیقاً یک شکل است.

نمودار نمونه: شش کندل چهارساعته در دو روز متفاوت که هر دو به یک کندل روزانه یکسان با باز شدن ۲۰۰، بالاترین ۲۰۸، پایین‌ترین ۱۸۱ و بسته شدن ۲۰۵ می‌رسند

برای اینکه بفهمید داخل یک کندل چه گذشته است، همان دوره را در تایم‌فریم کوتاه‌تر باز کنید. حجم معاملات هم در کندل نیست و معمولاً با میله‌هایی زیر نمودار نشان داده می‌شود.

تایم‌فریم: هر کندل چقدر زمان است؟

تایم‌فریم (Timeframe) طول زمانی هر کندل است: یک دقیقه، پانزده دقیقه، یک ساعت، چهار ساعت، یک روز یا یک هفته. کندل‌های کوتاه‌تر روی هم کندل بلندتر را می‌سازند. در تصویر بالا، شش کندل چهارساعته یک کندل روزانه ساخته‌اند: باز شدنش از کندل اول آمده، بسته شدنش از کندل آخر، و سقف و کفش بالاترین و پایین‌ترین قیمت هر شش کندل است. پس چکشی که روی نمودار روزانه می‌بینید، در نمودار چهارساعته چند کندل ریزشی است که پشتشان چند کندل صعودی آمده است.

به نظر ما هر چه کندل زمان بیشتری را خلاصه کند، معامله‌های بیشتری پشتش است و نوسان‌های تصادفی کمتر شکلش را می‌سازند. برای همین یک الگو روی نمودار روزانه یا هفتگی وزن بیشتری دارد تا روی نمودار پنج‌دقیقه‌ای.

کندل تا بسته نشده، تمام نشده است. کندلی که هنوز در حال ساخته شدن است هر لحظه ممکن است شکلش عوض شود. چکشی که ساعت ۸ شب روی نمودار روزانه می‌بینید، شاید تا آخر روز یک کندل قرمز بلند شود. پس الگو را فقط روی کندل بسته‌شده بخوانید.

در بایننس، کندل روزانه بیت‌کوین ساعت ۳:۳۰ بامداد به وقت تهران بسته می‌شود. نمودارهای دیگر ممکن است منطقه زمانی دیگری داشته باشند؛ آن را در تنظیمات نمودار ببینید. نمودار تومانی بیت‌کوین هم دو چیز را با هم قاطی می‌کند: قیمت جهانی بیت‌کوین و قیمت تتر در ایران. برای خواندن کندل‌های خود رمزارز، سراغ نمودار جفت تتری مثل BTC/USDT بروید.

چرا به آن کندل ژاپنی می‌گویند؟

ریشه این نمودارها به بازار برنج ژاپن در دوره ادو برمی‌گردد، وقتی برنجی که اربابان محلی به‌جای مالیات می‌گرفتند در اوساکا فروخته می‌شد و رسیدهای برنج همان‌جا دست‌به‌دست می‌شد. به گفته بورس امروزی دوجیما در اوساکا، حکومت شوگون در سال ۱۷۳۰ میلادی به بازار برنج دوجیما مجوز رسمی داد. این بورس خودش را اولین بازار معاملات آتی دنیا می‌داند.

معمولاً می‌گویند کندل‌ها را مونه‌هیسا هوما (Munehisa Homma)، تاجر برنج قرن هجدهم، ابداع کرده است. ولی استیو نیسون (Steve Nison) در این باره تردید دارد؛ همان کسی که کتابش، Japanese Candlestick Charting Techniques، در سال ۱۹۹۱ کندل‌ها را بین معامله‌گرهای غربی جا انداخت. نیسون در کتاب بعدی‌اش، Beyond Candlesticks، نوشته است بعید می‌داند هوما از نمودار شمعی استفاده کرده باشد و به احتمال زیاد این نمودارها اوایل دوره میجی، یعنی اواخر قرن نوزدهم، ساخته شده‌اند (به نقل از ویکی‌پدیا).

الگوی کندلی چیست و پیش از هر الگو به چه نگاه کنیم؟

الگوی کندلی (Candlestick Pattern) شکلی اسم‌دار از یک تا سه کندل است که معامله‌گرها آن را نشانه تغییر توازن خریدار و فروشنده می‌دانند. بیشتر الگوهای معروف «برگشتی»اند، یعنی می‌گویند روند قبلی ممکن است تمام شود. پیش از رفتن سراغ اسم‌ها، این سه نکته را درباره همه‌شان بدانید:

  1. جای الگو از شکلش مهم‌تر است. الگوی برگشتی وقتی معنی دارد که چیزی برای برگشتن باشد، یعنی پیش از آن روند روشنی دیده شود. چکش وسط بازاری که جهت ندارد تقریباً هیچ حرفی نمی‌زند. بهترین جا برای الگوی برگشتی، انتهای یک حرکت و نزدیک یک محدوده حمایت یا مقاومت است.
  2. الگو بدون تأیید فقط یک احتمال است. تأیید یعنی کندل بعدی در جهت الگو بسته شود؛ برای الگوی صعودی، بالاتر از بسته شدن الگو. بعضی‌ها سخت‌گیرترند و می‌خواهند کندل بعدی بالای سقف الگو بسته شود. برای الگوی نزولی همین قاعده برعکس است.
  3. اندازه، حجم و تایم‌فریم به الگو وزن می‌دهند. الگویی که کندل‌هایش از کندل‌های اخیر بزرگ‌ترند و حجمش از معمول بیشتر است، حرف محکم‌تری می‌زند تا الگویی ریز در روزی آرام. تایم‌فریم بالاتر را هم نگاه کنید: چکش روزانه در دل یک روند نزولی هفتگی وزن کمی دارد.

بازار رمزارز در این بحث یک فرق مهم با بورس دارد. بورس شب‌ها تعطیل است و قیمت روز بعد ممکن است خیلی بالاتر یا پایین‌تر از بسته شدن دیروز باز شود؛ به این فاصله «گپ» (Gap) می‌گویند. بازار رمزارز تعطیلی ندارد و کندل‌ها تقریباً بی‌فاصله پشت سر هم می‌آیند. ما این را در داده‌های بیت‌کوین شمردیم: در ۳٬۱۳۱ کندل روزانه پشت‌سرهم BTC/USDT در بایننس، از اسفند ۱۳۹۶ تا مهر ۱۴۰۵، فقط ۹ بار قیمت باز شدن بیش از ۰٫۱ درصد با بسته شدن کندل قبلی فاصله داشت. بیشترین فاصله هم ۰٫۱۹ درصد بود. پس در الگوهایی که تعریف کلاسیکشان گپ دارد، مثل ستاره صبحگاهی، الگوی نفوذی و ابر سیاه، روی نمودار رمزارز شرط گپ را کنار بگذارید و فقط به بدنه‌ها و جای بسته شدن نگاه کنید.

الگوهای تک‌کندلی

یک کندل به‌تنهایی وقتی اسم خاصی می‌گیرد که شکلش از حالت معمول بیرون بزند: بدنه‌اش تقریباً صفر باشد، سایه نداشته باشد یا یکی از سایه‌هایش چند برابر بدنه باشد.

نمودار نمونه الگوهای تک‌کندلی دوجی، دوجی پایه‌بلند، دوجی سنجاقک، دوجی سنگ قبر، فرفره و ماروبوزو

دوجی (Doji) و چهار شکلش

در دوجی، قیمت باز و بسته شدن تقریباً یکی است و بدنه به خطی افقی تبدیل می‌شود؛ کندل شبیه صلیب یا علامت جمع است. قیمت در طول دوره بالا و پایین رفته ولی همان‌جایی بسته شده که شروع کرده بود، پس هیچ طرف نبرده است. بسته به طول سایه‌ها و جای این خط، چهار جور دوجی داریم:

  • دوجی معمولی: سایه‌های دو طرف کوتاه یا متوسط‌اند و کندل فقط از تعادل خبر می‌دهد.
  • دوجی پایه‌بلند (Long-legged): سایه‌ها از هر دو طرف بلندند و قیمت نزدیک وسط دامنه بسته شده است. هر دو طرف زور زده‌اند و هیچ‌کدام نبرده؛ بازار به‌شدت مردد است.
  • دوجی سنجاقک (Dragonfly): قیمت در سقف کندل باز و بسته شده و زیرش سایه بلندی است. فروشنده‌ها قیمت را پایین کشیدند و خریدارها تا آخر دوره همه‌اش را جبران کردند. اگر در کف یک ریزش دیده شود، ممکن است اولین خبر برگشت قیمت باشد.
  • دوجی سنگ قبر (Gravestone): وارونه سنجاقک است؛ قیمت در کف کندل باز و بسته شده و بالایش سایه بلندی است. خریدارها جهش کرده‌اند و دست خالی برگشته‌اند. اگر این شکل در سقف یک رشد ظاهر شود، می‌تواند هشدار ریزش باشد.

دوجی به‌تنهایی سیگنال نیست و خیلی هم زیاد پیش می‌آید. در شمارش ما، ۳۵۹ روز از ۳٬۱۳۱ روز بیت‌کوین، یعنی حدود ۱۱٫۵ درصد روزها، بدنه‌ای حداکثر به اندازه یک‌دهم طول کل کندل داشتند. دوجی وقتی مهم می‌شود که بعد از چند کندل بلند هم‌جهت بیاید؛ مثلاً دوجی بعد از چند روز رشد پرقدرت یعنی خریدارها دیگر نتوانسته‌اند قیمت را بالاتر ببرند. کندل بعدی معلوم می‌کند بازار از آنجا به کدام طرف می‌رود.

فرفره (Spinning Top)

بدنه فرفره کوچک است و از دو طرفش سایه‌هایی بلندتر از خود بدنه بیرون زده است. فرفره هم از تردید می‌گوید، فقط ضعیف‌تر از دوجی، چون بالاخره یکی از دو طرف کمی جلو افتاده است. بیشتر خبر از کند شدن روند می‌دهد تا برگشتش.

ماروبوزو (Marubozu)

ماروبوزو بدنه‌ای بلند دارد و سایه‌اش یا نیست یا آن‌قدر کوتاه است که به چشم نمی‌آید. طبق فرهنگ الگوهای StockCharts، این کلمه در ژاپنی یعنی «از ته تراشیده». ماروبوزوی سبز یعنی قیمت در کف دوره باز شده و در سقفش بسته شده است؛ خریدارها از اول تا آخر کنترل را داشته‌اند. در ماروبوزوی قرمز، فروشنده‌ها همین کار را کرده‌اند. این کندل بیشتر از قدرت در جهت خودش خبر می‌دهد تا از برگشت. اگر یک مقاومت مهم با ماروبوزوی سبز شکسته شود، آن شکست را جدی‌تر از شکستی بگیرید که با کندلی کوچک اتفاق افتاده است.

چکش و مرد آویزان

نمودار نمونه چکش و چکش معکوس بعد از ریزش و مرد آویزان و ستاره دنباله‌دار بعد از رشد

چکش و مرد آویزان هم‌شکل‌اند. بدنه‌شان کوچک است و بالای کندل نشسته، زیرش سایه بلندی آویزان است و سایه بالا یا خیلی کوتاه است یا اصلاً نیست. قاعده سرانگشتی رایج این است که سایه پایین دست‌کم دو برابر بدنه باشد. رنگ بدنه شرط نیست؛ چکش واقعی‌ای که پایین‌تر روی نمودار بیت‌کوین می‌بینید قرمز است. تنها فرق این دو، جایی است که ظاهر می‌شوند:

  • چکش (Hammer) بعد از ریزش می‌آید. فروشنده‌ها بعد از باز شدن قیمت را خیلی پایین بردند، ولی در آن قیمت‌ها آن‌قدر خریدار بود که قیمت برگشت و نزدیک باز شدن بسته شد. برای تأییدش منتظر بمانید کندل بعدی بالاتر از بدنه چکش بسته شود.
  • مرد آویزان (Hanging Man) همین شکل است، ولی بعد از یک رشد. خریدارها هنوز قیمت را بالا بسته‌اند، ولی سایه بلند پایین نشان می‌دهد فروشنده‌ها در طول دوره توانسته‌اند قیمت را به‌شدت پایین بکشند. این اولین نشانه شل شدن دست خریدارهاست و تا کندل بعدی زیر بدنه‌اش بسته نشود، معنای زیادی ندارد.

چکش معکوس و ستاره دنباله‌دار

این دو هم یک شکل دارند: چکشی که سر و ته شده باشد. بدنه کوچک پایین کندل نشسته، سایه بلند بالای آن است و پایینش سایه چندانی ندارد.

  • چکش معکوس (Inverted Hammer) در کف یک ریزش می‌آید. قیمت در طول دوره بالا رفته ولی نزدیک قیمت باز شدن بسته شده است. خریدارها اولین تلاششان را کرده‌اند و هنوز موفق نشده‌اند، برای همین این الگو حتی بیشتر از چکش به تأیید نیاز دارد.
  • ستاره دنباله‌دار (Shooting Star) همان شکل در بالای یک رشد است. قیمت جهش کرده و همه آن جهش تا آخر دوره از دست رفته است؛ پیداست که در قیمت‌های بالاتر فروشنده‌ها منتظر بوده‌اند. اگر کندل بعدی پایین‌تر بسته شود، الگو تأیید شده است.

الگوهای دوکندلی

در الگوهای دوکندلی، کندل دوم جواب کندل اول است. الگوهای ردیف بالای تصویر زیر بعد از ریزش معنی دارند و الگوهای ردیف پایین بعد از رشد.

نمودار نمونه الگوهای دوکندلی پوشای صعودی و نزولی، هارامی صعودی و نزولی، الگوی نفوذی و ابر سیاه

پوشا (Engulfing)

بعد از یک ریزش، کندل قرمزی می‌آید و پشتش کندل سبزی که بدنه‌اش کل بدنه قرمز را در بر می‌گیرد. به این پوشای صعودی می‌گویند: فروشنده‌ها یک روز را برده بودند و خریدارها روز بعد نه فقط همه را پس گرفتند که بالاتر هم بستند. پوشای نزولی درست برعکس، در سقف یک رشد شکل می‌گیرد و بدنه قرمزش کل بدنه سبز قبلی را می‌پوشاند. در هر دو، فقط بدنه‌ها حساب‌اند و لازم نیست سایه‌ها هم پوشانده شوند.

روی نمودار رمزارز، چون هر کندل تقریباً همان‌جایی باز می‌شود که کندل قبلی بسته شده، پوشا در عمل یعنی «کندلی با رنگ مخالف و بدنه‌ای بزرگ‌تر از کندل قبلی»، و چنین چیزی زیاد پیش می‌آید. در شمارش ما روی هشت سال و نیم نمودار روزانه بیت‌کوین، ۲۰۲ پوشای صعودی و ۱۸۲ پوشای نزولی پیدا شد؛ تقریباً هفته‌ای یکی. پس پوشا فقط وقتی ارزش توجه دارد که در جای مهمی ظاهر شود و کندل دومش آشکارا بزرگ‌تر باشد.

هارامی (Harami)

هارامی برعکس پوشاست. بعد از یک کندل بلند، کندل کوچکی با رنگ مخالف می‌آید که بدنه‌اش کامل داخل بدنه کندل اول جا می‌شود. حرکت پرقدرت روز قبل ادامه پیدا نکرده و روند به نفس‌نفس افتاده است. هارامی از پوشا ضعیف‌تر است، چون طرف مقابل هنوز چیزی را پس نگرفته و فقط حرکت را متوقف کرده است. اگر کندل دوم دوجی باشد، به الگو «هارامی صلیبی» (Harami Cross) می‌گویند.

الگوی نفوذی و ابر سیاه

الگوی نفوذی (Piercing Line) در کف یک ریزش شکل می‌گیرد. اول یک کندل قرمز بلند می‌آید و بعد کندل سبزی که بالای وسط بدنه قرمز بسته می‌شود. اگر آن‌قدر بالا می‌رفت که کل بدنه قرمز را بپوشاند، پوشای صعودی می‌شد؛ اینجا خریدارها بیش از نیمی از ضرر روز قبل را جبران کرده‌اند، ولی نه همه‌اش را.

ابر سیاه (Dark Cloud Cover) همین داستان در سقف است: بعد از یک رشد، کندل سبز بلندی می‌آید و پشتش کندل قرمزی که زیر وسط بدنه سبز بسته می‌شود. در تعریف کلاسیک، کندل دوم این دو الگو با گپ باز می‌شود؛ روی نمودار رمزارز همین که بسته شدنش از وسط بدنه کندل اول رد شود کافی است.

الگوهای سه‌کندلی

نمودار نمونه الگوهای سه‌کندلی ستاره صبحگاهی، ستاره عصرگاهی، سه سرباز سفید و سه کلاغ سیاه

ستاره صبحگاهی و ستاره عصرگاهی

ستاره صبحگاهی (Morning Star) برگشتی سه‌مرحله‌ای است. روز اول، کندل قرمز بلندی ریزش را ادامه می‌دهد. روز دوم، کندلی با بدنه کوچک در پایین‌ترین نقطه می‌آید و معلوم می‌شود فروش دیگر جلو نمی‌رود. روز سوم، کندل سبز بلندی بالای وسط بدنه روز اول بسته می‌شود. اگر کندل وسط دوجی باشد، اسمش «ستاره صبحگاهی دوجی» است.

ستاره عصرگاهی (Evening Star) تصویر آینه‌ای همین الگو در سقف است. اول کندل سبز بلندی می‌آید، بعد کندلی کوچک در بالاترین نقطه، و روز سوم کندل قرمزی زیر وسط بدنه روز اول بسته می‌شود.

سه سرباز سفید و سه کلاغ سیاه

سه سرباز سفید (Three White Soldiers) سه کندل سبز بلند پشت سر هم است. هر کدام داخل بدنه کندل قبلی باز می‌شود و نزدیک سقف خودش بسته می‌شود؛ یعنی خریدارها سه دوره پشت هم برده‌اند و هر بار تا آخر کار کنترل را از دست نداده‌اند. سه کلاغ سیاه (Three Black Crows) همین الگو با سه کندل قرمز است که هر کدام نزدیک کف خودش بسته می‌شود.

در تعریف کلاسیک، این دو الگوی برگشتی‌اند و بعد از یک روند مخالف معنی دارند. به نظر ما اگر سه سرباز سفید بعد از یک رشد طولانی بیاید، بیشتر نشانه هیجان است تا شروع روندی تازه: کسی که بعد از سه روز رشد تند می‌خرد، نزدیک گران‌ترین نقطه همان حرکت خریده است.

خلاصه ۲۰ الگو در یک جدول

الگو

تعداد کندل

کجا معنی دارد

چه می‌گوید

تأیید

دوجی

۱

بعد از چند کندل بلند هم‌جهت

تعادل؛ کند شدن روند

جهت کندل بعدی

دوجی پایه‌بلند

۱

بعد از یک حرکت تند

تردید شدید

جهت کندل بعدی

دوجی سنجاقک

۱

کف یک ریزش

پس زده شدن قیمت‌های پایین

کندل بعدی بالاتر بسته شود

دوجی سنگ قبر

۱

سقف یک رشد

پس زده شدن قیمت‌های بالا

کندل بعدی پایین‌تر بسته شود

فرفره

۱

میانه یا انتهای روند

تردید، ضعیف‌تر از دوجی

جهت کندل بعدی

ماروبوزو

۱

شکست یک سطح

قدرت کامل یک طرف

ادامه در کندل بعدی

چکش

۱

بعد از ریزش

پس زده شدن فروش

بسته شدن بالای بدنه چکش

مرد آویزان

۱

بعد از رشد

اولین نشانه ضعف خریدارها

بسته شدن زیر بدنه

چکش معکوس

۱

بعد از ریزش

اولین تلاش خریدارها

بسته شدن بالای بدنه

ستاره دنباله‌دار

۱

بعد از رشد

پس زده شدن قیمت‌های بالا

بسته شدن زیر بدنه

پوشای صعودی و نزولی

۲

انتهای روند

برگشت؛ طرف مقابل همه را پس گرفته

کندل سوم در همان جهت

هارامی صعودی و نزولی

۲

انتهای روند

متوقف شدن حرکت

کندل سوم در جهت الگو

الگوی نفوذی و ابر سیاه

۲

انتهای روند

جبران بیش از نیمی از کندل قبل

کندل سوم در همان جهت

ستاره صبحگاهی و عصرگاهی

۳

انتهای روند

برگشت در سه مرحله

کندل بعدی یا شکست یک سطح

سه سرباز سفید و سه کلاغ سیاه

۳

بعد از روند مخالف

زور پیوسته یک طرف

ادامه در کندل بعدی؛ بعد از حرکت طولانی مراقب هیجان باشید

تأیید یعنی چه؟ دو چکش واقعی روی نمودار بیت‌کوین

دو کندلی که در تصویر زیر مشخص شده‌اند از نمودار روزانه BTC/USDT در بایننس‌اند. هر دو چکش‌اند و هر دو بعد از ریزش آمده‌اند، ولی سرنوشتشان کاملاً فرق کرد.

نمودار روزانه بیت‌کوین در بایننس با دو کندل چکش: ۱۹ اسفند ۱۴۰۱ که با کندل بعدی تأیید شد و ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ که تأیید نشد

چکش ۱۹ اسفند ۱۴۰۱: بیت‌کوین بعد از چند روز ریزش با ۲۰٬۳۶۲ دلار باز شد، تا ۱۹٬۵۴۹ دلار پایین رفت و روی ۲۰٬۱۵۱ دلار بسته شد. بدنه قرمز بود و سایه پایین نزدیک سه برابر بدنه. فردایش کندل روی ۲۰٬۴۵۶ دلار، بالای بدنه چکش، بسته شد و الگو تأیید شد. سه روز بعد از چکش، قیمت به ۲۴٬۱۱۳ دلار رسیده بود.

چکش ۲۵ خرداد ۱۴۰۱: بعد از یک ریزش تند، کندلی با بدنه سبز کوچک ساخته شد که تا ۲۰٬۱۱۲ دلار پایین رفته بود و روی ۲۲٬۵۸۴ دلار بسته شد. سایه پایینش بیش از چهار برابر بدنه بود و شکلش حتی از چکش اسفند کلاسیک‌تر. ولی کندل روز بعد قرمز و بلند بود و روی ۲۰٬۴۰۱ دلار، زیر بدنه چکش، بسته شد. تأییدی در کار نبود و ۲۸ خرداد، سه روز بعد از چکش، قیمت تا ۱۷٬۶۲۲ دلار هم پایین رفت.

از روی شکل نمی‌شد این دو چکش را از هم جدا کرد؛ کندل روز بعد بود که فرقشان را نشان داد. کسی که منتظر تأیید می‌ماند، خرداد ۱۴۰۱ وارد معامله نمی‌شد. ولی تأیید هم تضمین نیست و پایین‌تر می‌بینید که در کل داده‌ها همیشه کمک نکرده است. پس پیش از ورود معلوم کنید کجا اشتباهتان ثابت می‌شود. اگر بر اساس چکش خرید می‌کنید، منطقی‌ترین جای حد ضرر کمی زیر کف چکش است؛ اگر قیمت زیر آن بسته شود، دلیلی که به خاطرش خریده بودید از بین رفته است.

الگوهای کندلی را با الگوهای نموداری مثل سر و شانه، مثلث یا کف دوقلو اشتباه نگیرید. الگوی کندلی از یک تا سه کندل ساخته می‌شود و درباره چند دوره کوتاه حرف می‌زند، ولی الگوی نموداری از ده‌ها کندل شکل می‌گیرد و تصویر بزرگ‌تری از رفتار قیمت می‌دهد.

الگوهای کندلی واقعاً چقدر درست درمی‌آیند؟

بعضی وقت‌ها کمی کمک می‌کنند، ولی خیلی کمتر از آنچه اسم‌های پرطمطراقشان وعده می‌دهد.

پژوهش‌ها چه می‌گویند؟

پژوهش‌های دانشگاهی درباره الگوهای کندلی به نتیجه یکسانی نرسیده‌اند:

  • سهام آمریکا، نتیجه مثبت: کاگینالپ و لوران قیمت روزانه همه سهام شاخص S&P 500 را از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ بررسی کردند. الگوهای سه‌کندلی حتی روی داده‌هایی که در ساختن قاعده‌ها به کار نرفته بود نتیجه‌ای معنادار از نظر آماری داشتند: حدود ۱ درصد سود در دو روز نگه‌داشتن (Caginalp و Laurent، Applied Mathematical Finance).
  • سهام ژاپن، نتیجه منفی: مارشال، یانگ و کاهان الگوهای کندلی را در سهام ژاپن، یعنی خانه اصلی کندل‌ها، از ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۴ آزمودند. به گفته خودشان، این الگوها نه در کل این سی سال سودی ساختند، نه در هیچ‌کدام از سه دهه جداگانه و نه در بازارهای صعودی یا نزولی (خلاصه مقاله در دانشگاه شیامن؛ مشخصات مقاله).
  • سهام تایوان، نتیجه نسبی: لو، شیو و لیو الگوهای دوکندلی را روی سهام ۵۰ شرکت بزرگ تایوان از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ بررسی کردند. از شش الگویی که آزمودند، سه الگوی برگشتی صعودی سودده بودند. نتیجه را برای محکم‌کاری روی داده‌های جداگانه و با روش‌های آماری دیگر هم امتحان کردند (Lu، Shiu و Liu، Review of Financial Economics).

یک هشدار کلی هم هست. پارک و اروین در مرور معروفشان بر پژوهش‌های تحلیل تکنیکال نوشتند که بخش زیادی از این پژوهش‌ها ایراد روش دارند: آن‌قدر قاعده امتحان می‌کنند که یکی‌شان از روی شانس خوب دربیاید، و هزینه معامله و ریسک را درست حساب نمی‌کنند (Park و Irwin، Journal of Economic Surveys). هر سه پژوهش بالا هم روی سهام بوده‌اند و هیچ‌کدام رمزارز را بررسی نکرده‌اند.

شمارش ما روی نمودار بیت‌کوین

برای رمزارز، خودمان همه ۳٬۱۳۱ کندل روزانه BTC/USDT در بایننس را از ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ تا ۲۱ مهر ۱۴۰۵ بررسی کردیم. هر الگو قاعده ساده و ثابتی داشت. مثلاً چکش را کندلی گرفتیم که بدنه‌اش حداکثر یک‌سوم کل کندل، سایه پایینش دست‌کم دو برابر بدنه و سایه بالایش حداکثر یک‌دهم کل کندل باشد و بعد از پنج روز افت قیمت بیاید. بعد دیدیم پنج روز بعد از بسته شدن الگو، قیمت به همان سمتی رفته که الگو می‌گفت یا نه. در حالت «با تأیید» فقط الگوهایی ماندند که کندل بعدی‌شان در جهت الگو، یعنی بالاتر یا پایین‌تر از بسته شدن آن، بسته شده بود؛ پنج روز را هم از بسته شدن همان کندل تأیید شمردیم.

مبنای مقایسه این است که بیت‌کوین در این دوره، بدون هیچ الگویی، در ۵۲٫۸ درصد همه بازه‌های پنج‌روزه بالا رفته بود. پس الگوی صعودی باید بیش از ۵۲٫۸ درصد و الگوی نزولی بیش از ۴۷٫۲ درصد درست دربیاید تا بشود گفت از شیر یا خط بهتر بوده است.

الگو

جهت مورد انتظار

تعداد

درست پس از ۵ روز

با تأیید کندل بعد: تعداد

با تأیید: درست

چکش

صعودی

۳۲

۶۵٫۶٪

۱۵

۵۳٫۳٪

مرد آویزان

نزولی

۳۶

۵۰٫۰٪

۲۲

۷۲٫۷٪

چکش معکوس

صعودی

۱۱

۳۶٫۴٪

۵

۴۰٫۰٪

ستاره دنباله‌دار

نزولی

۲۳

۳۴٫۸٪

۱۲

۲۵٫۰٪

پوشای صعودی

صعودی

۲۰۲

۵۳٫۰٪

۱۰۱

۵۳٫۵٪

پوشای نزولی

نزولی

۱۸۲

۴۷٫۳٪

۸۳

۵۰٫۶٪

ستاره صبحگاهی

صعودی

۱۴

۲۸٫۶٪

۷

۱۴٫۳٪

ستاره عصرگاهی

نزولی

۱۹

۵۲٫۶٪

۱۲

۵۰٫۰٪

سه سرباز سفید

صعودی

۱۰

۸۰٫۰٪

۵

۱۰۰٪

کارمزد حساب نشده و این جدول آزمون یک روش معاملاتی نیست. سه کلاغ سیاه با قاعده ما فقط دو بار پیدا شد و در جدول نیامده است.

از این جدول چهار چیز پیداست:

  • پرتکرارترین الگوها به شیر یا خط می‌مانند. پوشای صعودی در ۵۳٫۰ درصد موارد درست درآمد، در حالی که مبنا ۵۲٫۸ درصد بود. پوشای نزولی هم با ۴۷٫۳ درصد تقریباً روی همان مبنای ۴۷٫۲ درصد ایستاد. این دو الگو روی هم ۳۸۴ بار پیدا شدند، پس این نتیجه را نمی‌شود به گردن شانس انداخت.
  • عددهای چشمگیر از نمونه‌های کوچک می‌آیند. سه سرباز سفید فقط ده بار پیدا شد و هشت بارش درست درآمد، یعنی ۸۰ درصد؛ کافی بود دو مورد جور دیگری پیش برود تا این عدد ۶۰ درصد شود. ستاره صبحگاهی هم با چهار مورد درست از چهارده، همین مشکل را از طرف دیگر دارد. اگر سکه‌ای را ده بار بیندازید، حدود ۵ درصد احتمال دارد دست‌کم هشت بار شیر بیاید. پس وقتی ۹ الگو را با هم امتحان می‌کنید، طبیعی است یکی دو تایشان از روی شانس خیلی خوب یا خیلی بد دربیایند.
  • تأیید همیشه کمک نکرد. صبر برای کندل تأیید، سهم موارد درست مرد آویزان را از ۵۰ به حدود ۷۳ درصد رساند، ولی همین سهم را برای چکش از حدود ۶۶ به ۵۳ درصد پایین آورد.
  • «جای درست» هم نمونه را خیلی کوچک کرد. وقتی فقط الگوهایی را شمردیم که در پایین‌ترین یا بالاترین قیمت ۲۰ روز اخیر و با حجمی بیشتر از میانگین ۲۰ روز ساخته شده بودند، فقط ۹ چکش و ۱۰ پوشای صعودی ماند؛ آن‌قدر کم که نمی‌شد از آن نتیجه‌ای گرفت.

این شمارش ساده است: یک رمزارز، یک تایم‌فریم و تعریف‌هایی که خودمان انتخاب کرده‌ایم، و شاید چشم یک معامله‌گر باتجربه الگوها را دقیق‌تر جدا کند. با این حال نتیجه‌اش با پژوهش‌ها جور است: کندل به شما می‌گوید در بازار چه گذشته است، ولی به‌تنهایی سیگنال خرید و فروش نمی‌دهد. اگر از الگوها استفاده می‌کنید، آن‌ها را کنار سطح‌ها، روند و حجم بخوانید و پیش از ورود معلوم کنید اگر اشتباه کرده باشید چقدر ضرر می‌کنید؛ مدیریت ریسک در ارز دیجیتال این حساب را قدم‌به‌قدم توضیح می‌دهد.

نمودار را چطور شمعی کنیم؟

به گفته تریدینگ‌ویو (TradingView)، نمودار شمعی در کنار نمودار خطی و میله‌ای رایج‌ترین نوع نمودار است. اگر نمودارتان در تریدینگ‌ویو خطی است، منوی نوع نمودار (Chart type) را از نوار ابزار بالای نمودار باز کنید و Candles را انتخاب کنید. برای عوض کردن رنگ‌ها، روی آیکون چرخ‌دنده در همان نوار بزنید و به زبانه Symbol بروید. همان منو چند نوع دیگر از نمودار ژاپنی هم دارد که دو تایشان را نباید با کندل معمولی اشتباه گرفت:

  • کندل توخالی (Hollow candles): به گفته راهنمای تریدینگ‌ویو، اینجا رنگ کندل را مقایسه بسته شدنش با بسته شدن دوره قبل تعیین می‌کند و توپر یا توخالی بودنش را مقایسه با قیمت باز شدن همان دوره. برای همین ممکن است کندل سبزی ببینید که قیمت در همان دوره پایین آمده است؛ سبز بودن اینجا فقط یعنی بالاتر از دوره قبل بسته شده.
  • هایکن آشی (Heikin Ashi): کندل‌هایش از میانگین قیمت‌ها ساخته می‌شوند و باز و بسته شدنشان قیمت واقعی معامله نیست (فرمول‌ها در ویکی‌پدیا). الگوهای این مقاله را روی هایکن آشی نخوانید و حد ضرر را هم با آن تعیین نکنید.

نمودار هر صرافی هم از معاملات همان صرافی ساخته می‌شود. به همین دلیل، همان‌طور که راهنمای انواع نمودار تریدینگ‌ویو یادآوری می‌کند، کندل یک روز بیت‌کوین ممکن است در دو صرافی سقف و کف کمی متفاوتی داشته باشد. قیمت لحظه‌ای و نمودار قیمت هر رمزارز را در صفحه همان ارز در سواپ‌ولت هم می‌بینید، مثلاً صفحه بیت‌کوین. اگر می‌خواهید هوش مصنوعی نمودار را برایتان بخواند، تحلیل چارت با هوش مصنوعی نشان می‌دهد کجا کندل‌ها را درست می‌خواند و کجا اشتباه.

بعد از کندل‌خوانی، سراغ حمایت و مقاومت بروید و بعد سراغ اندیکاتورها، آن هم فقط یکی دو تای ساده. ترتیب پیشنهادی ما را در تحلیل تکنیکال چیست می‌بینید.

پرسش‌های رایج

بهترین تایم‌فریم برای کندل‌خوانی کدام است؟

برای یاد گرفتن، نمودار روزانه از همه بهتر است: هر کندلش یک روز کامل معامله را خلاصه می‌کند و وقت دارید با حوصله نگاهش کنید. خیلی از معامله‌گرها جهت کلی بازار را روی نمودار روزانه یا هفتگی می‌بینند و فقط برای پیدا کردن لحظه ورود سراغ تایم‌فریم کوتاه‌تر می‌روند.

با کندل‌شناسی به‌تنهایی می‌شود معامله کرد؟

توصیه نمی‌کنیم. حتی پژوهشی که نتیجه مثبت گرفت، حدود ۱ درصد سود در دو روز دید، آن هم روی سهام آمریکا. اگر می‌خواهید کندل‌خوانی را جدی بگیرید، اول روی نمودار گذشته تمرین کنید: الگو را پیدا کنید، پیش از دیدن کندل‌های بعدی حدس بزنید چه می‌شود و نتیجه را یادداشت کنید. در معامله واقعی هم کندل باید فقط یکی از دلیل‌های شما باشد و بدون حد ضرر به آن تکیه نکنید.

کندل هایکن آشی چه فرقی با کندل معمولی دارد؟

هایکن آشی هر کندل را از میانگین‌ها می‌سازد. «بسته شدن» آن میانگین چهار قیمت واقعی همان دوره است و «باز شدن» آن وسط بدنه کندل هایکن آشی قبلی. سقفش بزرگ‌ترین عدد میان سقف واقعی و همین دو عدد است و کفش کوچک‌ترین عدد میان کف واقعی و آن دو. نتیجه نموداری نرم‌تر با رنگ‌های یکدست‌تر است که برای دیدن روند به کار می‌آید، ولی قیمت‌هایش معامله واقعی نیستند؛ پس الگوهای کندلی، قیمت ورود و حد ضرر را روی آن نخوانید.

چرا کندل روزانه بیت‌کوین ساعت ۳:۳۰ بامداد بسته می‌شود؟

چون صرافی‌هایی مثل بایننس کندل روزانه را با ساعت جهانی (UTC) می‌سازند و هر روز را از ساعت صفر UTC حساب می‌کنند. ساعت ایران از ۱۴۰۱ دیگر جلو و عقب نمی‌رود و همیشه سه ساعت و نیم از ساعت جهانی جلوتر است، پس این لحظه در تهران ۳:۳۰ بامداد است. وقتی کسی می‌گوید «کندل روزانه بالای فلان قیمت بسته شد»، معمولاً منظورش همین لحظه است.

نمودار شمعی طلا و دلار را کجا می‌شود دید؟

هر دارایی‌ای که قیمت باز و بسته شدن و سقف و کفش ثبت شود، نمودار شمعی هم دارد. انس جهانی طلا را در تریدینگ‌ویو با نماد XAUUSD پیدا می‌کنید. قیمت تومانی گرم طلای ۱۸ عیار و دلار را هم می‌توانید در سواپ‌ولت دنبال کنید؛ این صفحه‌ها فقط برای نمایش قیمت‌اند و سواپ‌ولت طلای فیزیکی یا دلار نقد خرید و فروش نمی‌کند.

باید همه الگوهای کندلی را حفظ کنیم؟

نه. اگر بفهمید هر کندل چه داستانی از خریدار و فروشنده تعریف می‌کند، بیشتر الگوها را بدون حفظ کردن هم تشخیص می‌دهید. برای شروع، چکش، پوشا، دوجی و دو ستاره صبحگاهی و عصرگاهی کافی است. بقیه را هر وقت روی نمودار دیدید، در جدول خلاصه همین صفحه پیدا کنید.