فهرست مطالب۱۴ بخش
  1. حمایت و مقاومت به زبان ساده
  2. چرا قیمت روی حمایت و مقاومت واکنش نشان می‌دهد؟
  3. سفارش‌هایی که از قبل منتظرند
  4. حافظه معامله‌گرها
  5. همه به یک نقطه نگاه می‌کنند
  6. حمایت و مقاومت واقعاً جواب می‌دهد؟
  7. حمایت و مقاومت یک ناحیه است، نه یک خط
  8. چطور حمایت و مقاومت را رسم کنیم؟ قدم‌به‌قدم
  9. مثال واقعی: حمایت و مقاومت بیت‌کوین در ۱۴۰۵
  10. حمایت و مقاومت استاتیک و داینامیک
  11. استاتیک: ناحیه‌های افقی
  12. داینامیک: خط روند، کانال و میانگین متحرک
  13. عددهای رند: چرا ۶۰ هزار و ۸۰ هزار دلار مهم‌اند
  14. کدام حمایت و مقاومت قوی‌تر است؟
  15. تغییر نقش: وقتی مقاومت، حمایت می‌شود
  16. شکست واقعی یا شکست جعلی؟
  17. حجم معاملات: سوخت شکست
  18. سه راه برای معامله کردن یک شکست
  19. حد ضرر و حد سود را با حمایت و مقاومت چطور بگذاریم؟
  20. اشتباه‌های رایج
  21. حمایت و مقاومت در طلا و بازار تومانی

حمایت و مقاومت دو ناحیه روی نمودار قیمت‌اند که قیمت قبلاً چند بار در آن‌ها ایستاده و برگشته است. حمایت (Support) ناحیه‌ای زیر قیمت فعلی است که آن‌قدر خریدار دارد که جلوی افت قیمت را می‌گیرد. مقاومت (Resistance) برعکس آن است: ناحیه‌ای بالای قیمت که فروشنده‌ها در آن دست بالا را دارند و جلوی رشد قیمت را می‌گیرند.

این ناحیه‌ها یک عدد دقیق نیستند. قیمت معمولاً کمی داخلشان فرو می‌رود و گاهی کمی هم از آن طرف بیرون می‌زند. آینده را هم پیش‌گویی نمی‌کنند؛ فقط نشان می‌دهند بازار احتمالاً کجا واکنش نشان می‌دهد، و اگر قیمت از آنجا رد شد، معلوم می‌شود فرض شما غلط بوده است. برای همین حمایت و مقاومت پایه تعیین حد ضرر و حد سود هم هست.

همه این‌ها را پایین‌تر روی نمودار واقعی بیت‌کوین از بهمن ۱۴۰۴ تا مهر ۱۴۰۵ می‌بینید، همراه با پژوهش‌هایی که سنجیده‌اند این سطح‌ها واقعاً کار می‌کنند یا نه. اگر تازه با نمودار قیمت آشنا شده‌اید، اول تحلیل تکنیکال چیست را بخوانید.

حمایت و مقاومت به زبان ساده

فرض کنید قیمت رمزارزی به اسم X چند هفته بین ۵۰ و ۶۰ دلار بالا و پایین رفته است. هر بار که به حدود ۵۰ رسیده، خریدارها وارد شده‌اند و قیمت برگشته است. هر بار هم که به حدود ۶۰ رسیده، فروشنده‌ها زیاد شده‌اند و قیمت پایین آمده است. ۵۰ دلار حمایت این بازار است و ۶۰ دلار مقاومتش. وقتی قیمت این‌طور بین یک حمایت و یک مقاومت گیر می‌افتد، می‌گویند بازار خنثی یا به اصطلاح «رنج» است.

حمایت و مقاومت همیشه نسبت به قیمت فعلی معنا پیدا می‌کنند. مقاومتی که امروز جلوی رشد را می‌گیرد، اگر قیمت از آن بالاتر برود، ممکن است فردا حمایت شود. به این «تغییر نقش» می‌گویند و پایین‌تر سراغش می‌رویم.

چرا قیمت روی حمایت و مقاومت واکنش نشان می‌دهد؟

حمایت و مقاومت خط جادویی نیست؛ پشت هر کدام آدم‌ها و سفارش‌هایشان‌اند. سه چیز باعث می‌شود قیمت روی این ناحیه‌ها واکنش نشان دهد.

سفارش‌هایی که از قبل منتظرند

در هر صرافی، دفتر سفارش پر از سفارش‌های خرید زیر قیمت فعلی و سفارش‌های فروش بالای آن است. وقتی سفارش‌های زیادی روی یک محدوده جمع شده باشند، قیمت برای رد شدن از آنجا اول باید همه آن‌ها را پشت سر بگذارد. برای همین اغلب همان‌جا کند می‌شود یا برمی‌گردد.

کارول اوسلر، اقتصاددان فدرال رزرو نیویورک، سفارش‌های حد سود و حد ضرری را که مشتری‌ها نزد یک بانک بزرگ در بازار ارز گذاشته بودند بررسی کرد. او در یکی از گزارش‌های پژوهشی فدرال رزرو نیویورک دو الگو پیدا کرد. سفارش‌های حد سود بیشتر درست روی عددهای رند بودند. این سفارش‌ها خلاف جهت حرکت اجرا می‌شوند و جلوی ادامه آن را می‌گیرند.

سفارش‌های حد ضرر بیشتر کمی آن طرف عدد رند بودند: حد ضرر کسانی که خریده بودند کمی زیر عدد رند و حد ضرر کسانی که فروخته بودند کمی بالای آن. این سفارش‌ها هم‌جهت حرکت اجرا می‌شوند و وقتی پشت سر هم فعال شوند، حرکت را تندتر می‌کنند. اوسلر در پژوهش بعدی‌اش نشان داد وقتی نرخ ارز به جایی می‌رسد که حد ضررها آنجا جمع شده‌اند، قیمت به‌طور غیرعادی تند حرکت می‌کند. این اثر چند ساعت دوام داشت، نه چند روز.

به گفته اوسلر، همین تفاوت دو رفتار آشنای حمایت و مقاومت را در بازار ارز توضیح می‌دهد: قیمت اغلب روی سطح برمی‌گردد، و اگر از آن رد شد، تندتر حرکت می‌کند.

حافظه معامله‌گرها

کسی که X را ۶۰ دلاری خریده و دیده قیمت تا ۵۰ پایین آمده، منتظر است دست‌کم سر به سر شود. وقتی قیمت به ۶۰ برگردد، او و خیلی‌های دیگر مثل او می‌فروشند و همین فروش، مقاومت ۶۰ را می‌سازد. کسی هم که در ۵۰ نخریده و بعد رشد قیمت را دیده، دفعه بعد که قیمت به ۵۰ برگردد نمی‌خواهد فرصت را دوباره از دست بدهد. بازار حافظه ندارد، ولی آدم‌هایش دارند.

همه به یک نقطه نگاه می‌کنند

سقف قبلی، کف قبلی یا عددی مثل ۱۰۰ هزار دلار را هزاران معامله‌گر هم‌زمان می‌بینند و سفارش‌هایشان را دورش می‌گذارند. پس بخشی از اثر حمایت و مقاومت از همین است که خیلی‌ها به آن باور دارند، و سطحی که فقط شما می‌بینید احتمالاً سفارشی پشتش نیست.

اوسلر در پژوهش دیگری دید شش مؤسسه‌ای که هر روز سطح‌های حمایت و مقاومت را برای مشتری‌هایشان می‌فرستادند، فقط در حدود ۳۰ درصد موارد روی یک سطح با هم توافق داشتند. یعنی کشیدن حمایت و مقاومت، حتی میان حرفه‌ای‌ها، تا حدی سلیقه‌ای است.

حمایت و مقاومت واقعاً جواب می‌دهد؟

همین پژوهش اوسلر، که سال ۱۳۷۹ منتشر شد، خود حمایت و مقاومت را با دقت آزموده است. او سطح‌هایی را که آن شش مؤسسه از زمستان ۱۳۷۴ تا اوایل ۱۳۷۷ هر روز منتشر کرده بودند، روی نرخ دلار در برابر مارک آلمان، ین ژاپن و پوند انگلیس آزمود. بعد نتیجه را با ۱۰ هزار دسته سطح تصادفی مقایسه کرد.

قیمت بعد از رسیدن به سطح‌های منتشرشده، ۶۰٫۸ درصد مواقع برگشت. برای سطح‌های تصادفی این عدد ۵۶٫۲ درصد بود. «برگشت» در این پژوهش یعنی قیمت ۱۵ دقیقه بعد از رسیدن به سطح، هنوز از آن عبور نکرده باشد. اختلاف از نظر آماری معنادار بود و اثر سطح‌ها دست‌کم تا پنج روز کاری بعد از انتشارشان ماند. با این حال، قدرت پیش‌بینی از مؤسسه‌ای به مؤسسه دیگر و از ارزی به ارز دیگر فرق می‌کرد.

سه نکته از این پژوهش به کار شما می‌آید:

  • سطح‌های منتشرشده برتری واقعی ولی کوچکی داشتند. فاصله ۶۰٫۸ با ۵۶٫۲ درصد آن‌قدر زیاد نیست که بشود بدون حد ضرر معامله کرد.
  • قیمت از سطح‌های تصادفی هم بیشتر از نصف مواقع برگشت. پس اینکه قیمت یک بار از خطی برگشته، ثابت نمی‌کند آن خط مهم است.
  • این پژوهش درباره بازار ارزهای بزرگ دنیا در دهه ۱۳۷۰ است، نه رمزارز. صرافی‌های رمزارز هم دفتر سفارش و حد ضرر و حد سود دارند، ولی عددهای این پژوهش را نمی‌شود به بیت‌کوین تعمیم داد.

حمایت و مقاومت یک ناحیه است، نه یک خط

هر کندل یک بدنه دارد که از قیمت باز شدن تا قیمت بسته شدن است، و دو سایه که نشان می‌دهند قیمت در همان بازه تا کجا بالا و پایین رفته است. وقتی قیمت به یک حمایت می‌رسد، هر بار دقیقاً روی یک عدد نمی‌ایستد. یک بار سایه کمی پایین‌تر می‌رود و بار دیگر کندل کمی بالاتر بسته می‌شود. اگر یک خط دقیق بکشید، هر سایه‌ای آن را «می‌شکند» و مدام خیال می‌کنید حمایت از دست رفته است.

نمودار نمونه: ناحیه حمایت از جایی که بدنه کندل‌ها بسته شده تا نوک بلندترین سایه کشیده شده و یک خط دقیق وسط آن بارها رد شده است

برای همین، حمایت را به شکل یک ناحیه بکشید:

  • لبه بالای حمایت جایی است که بدنه کندل‌ها در برخوردهای قبلی بسته شده‌اند.
  • لبه پایین نوک بلندترین سایه‌هاست.
  • برای مقاومت همین را برعکس کنید: لبه پایین روی بدنه‌ها و لبه بالا روی نوک سایه‌ها.

ناحیه نباید آن‌قدر پهن شود که نصف نمودار را بگیرد. اگر برای جا دادن همه برخوردها مجبورید ناحیه را خیلی پهن کنید، احتمالاً دو سطح جدا را یکی کرده‌اید. در نمودار بیت‌کوینی که پایین‌تر می‌بینید، بیشتر ناحیه‌ها حدود ۳ تا ۴ درصد قیمت پهنا دارند.

ملاک شکستن ناحیه هم سایه نیست؛ قیمت بسته شدن کندل در تایم‌فریمی است که با آن معامله می‌کنید.

چطور حمایت و مقاومت را رسم کنیم؟ قدم‌به‌قدم

  1. از تایم‌فریم بزرگ شروع کنید. اول نمودار هفتگی را ببینید، بعد روزانه را و اگر لازم بود، چهارساعته را. سطح‌های تایم‌فریم بزرگ را آدم‌های بیشتری می‌بینند و معمولاً مهم‌ترند. ناحیه‌ای که در نمودار هفتگی پیدا کرده‌اید در نمودار روزانه هم سر جایش است، ولی خیلی از ناحیه‌های نمودار یک‌ساعته در نمودار هفتگی اصلاً دیده نمی‌شوند.
  2. سقف‌ها و کف‌های مهم را پیدا کنید. دنبال جاهایی بگردید که قیمت از آنجا با قدرت برگشته است: کندلی که سقفش از چند کندل قبل و بعدش بالاتر است، یا کفش از آن‌ها پایین‌تر. در منابع انگلیسی به این‌ها Swing High و Swing Low می‌گویند. پیچ‌های کوچک وسط یک حرکت را حساب نکنید.
  3. دنبال تکرار باشید. جایی که دو یا چند سقف و کف در یک محدوده جمع شده‌اند، احتمالاً یک ناحیه واقعی است. یک برخورد تنها فقط یک نقطه است.
  4. ناحیه را بکشید. در تریدینگ‌ویو ابزار مستطیل برای این کار مناسب است. لبه‌هایش را روی بدنه‌ها و نوک سایه‌ها بگذارید و گزینه Extend right را روشن کنید تا ناحیه تا امروز ادامه پیدا کند. اگر خط افقی را ترجیح می‌دهید، نشانگر ماوس را روی قیمت موردنظر ببرید و Alt+H را بزنید.
  5. تعداد ناحیه‌ها را کم نگه دارید. معمولاً نزدیک‌ترین ناحیه بالا و پایین قیمت، به‌علاوه دو سه ناحیه بزرگ از نمودار هفتگی کافی است. اگر نمودارتان شبیه دفتر خط‌دار شده، دیگر هیچ‌کدام از خط‌ها به کارتان نمی‌آید.
  6. عددهای رند را جدا علامت بزنید. چرایش را پایین‌تر می‌بینید.
  7. برای ناحیه هشدار بگذارید. در تریدینگ‌ویو روی خود مستطیل یا خط، از آیکون ساعت یا منوی کلیک راست هشدار بسازید تا لازم نباشد مدام نمودار را نگاه کنید.

یک آزمون ساده هم به کارتان می‌آید: نمودار را بدون هیچ خطی نگاه کنید. اگر ناحیه‌ای را بدون خط‌کش هم می‌بینید، احتمالاً بقیه بازار هم آن را می‌بینند. اگر با دستیار هوش مصنوعی تریدینگ‌ویو کار می‌کنید، این دستیار هم می‌تواند برایتان خط حمایت و مقاومت بکشد؛ فقط خودتان بسنجید چرا خط را آنجا کشیده است.

مثال واقعی: حمایت و مقاومت بیت‌کوین در ۱۴۰۵

نمودار زیر کندل‌های روزانه بیت‌کوین در برابر تتر (BTC/USDT) در صرافی بایننس را از ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ تا ۲۴ مهر ۱۴۰۵ نشان می‌دهد. پنج ناحیه را با همان روش بالا کشیده‌ایم و اتفاق‌های مهم را شماره زده‌ایم.

نمودار روزانه بیت‌کوین در بایننس از بهمن ۱۴۰۴ تا مهر ۱۴۰۵ با پنج ناحیه حمایت و مقاومت: ۵۸ تا ۶۰، ۶۵ تا ۶۷، ۷۴ تا ۷۶، ۷۹٫۵ تا ۸۲٫۵ و حدود ۸۷ هزار دلار
  • ۵۸ تا ۶۰ هزار دلار، حمایت: ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ بیت‌کوین در یک روز تا دقیقاً ۶۰٬۰۰۰ دلار پایین رفت و همان روز روی ۷۰٬۵۸۰ بسته شد. خرداد و تیر ۱۴۰۵ قیمت دوباره به این محدوده برگشت و چند بار تا ۵۸ و ۵۹ هزار دلار پایین رفت، ولی در این مدت هیچ کندل روزانه‌ای زیر ۵۸ هزار دلار بسته نشد. ۱۰ تیر سایه کندل تا ۵۷٬۸۰۰ پایین رفت، ولی کندل آن روز بالای ۶۰ هزار بسته شد.
  • ۶۵ تا ۶۷ هزار، از حمایت به مقاومت: از اواسط بهمن تا اوایل خرداد قیمت فقط دو روز (۴ و ۵ اسفند) زیر ۶۵ هزار بسته شد و ۹ فروردین کف روزش دقیقاً ۶۵٬۰۰۰ دلار بود. ۱۳ خرداد این حمایت شکست. از ۲۵ خرداد تا ۲۷ مرداد، هر بار که قیمت بالا آمد، از ۶۷٬۳۰۰ دلار بالاتر نرفت. حمایت دیروز حالا مقاومت شده بود.
  • ۷۴ تا ۷۶ هزار، از مقاومت به حمایت: اسفند ۱۴۰۴ قیمت دو بار به این ناحیه رسید و پس زده شد؛ سقف ۲۶ اسفند دقیقاً ۷۶٬۰۰۰ دلار بود. اواخر فروردین قیمت از این ناحیه بالاتر رفت و تا اوایل خرداد هر بار که برگشت، همین‌جا خریدار پیدا کرد. از ۷ خرداد قیمت چند روز پشت سر هم زیر ۷۴ هزار بسته شد و ریزش تا حدود ۵۹ هزار دلار ادامه پیدا کرد. شهریور، در مسیر برگشت، همین ناحیه دوباره کف قیمت شد.
  • ۷۹٫۵ تا ۸۲٫۵ هزار، یک شکست ناموفق و یک شکست واقعی: سقف روز ۱۲ بهمن و سقف روز ۷ اردیبهشت هر دو حدود ۷۹٫۵ هزار دلار بود. ۱۴ اردیبهشت قیمت بالای این سقف‌ها بسته شد، روزهای بعد از ۸۰ هزار هم گذشت و تا ۸۲٬۸۵۰ رسید، ولی ۲۶ اردیبهشت دوباره زیر ۷۹ هزار بسته شد. با نگاه به گذشته پیداست که قیمت فقط وارد ناحیه‌ای پهن‌تر شده بود و هیچ روزی بالای آن بسته نشد؛ کسی که فقط یک خط روی ۷۹٫۵ هزار کشیده بود، این حرکت را شکست می‌دید. شهریور همین ناحیه باز سد راه شد و ۲ شهریور سقف روز دقیقاً ۸۰٬۰۰۰ دلار بود. ۳۰ شهریور قیمت بالاخره از آن گذشت و با حجمی ۲٫۲ برابر میانگین ۲۰ روز قبل روی ۸۶٬۶۲۰ بسته شد. ۱۶ و ۲۳ مهر قیمت به حدود ۸۰ هزار برگشت و هر دو بار بالای ۸۰ هزار بسته شد. این بار ناحیه، دست‌کم تا ۲۴ مهر، حمایت بوده است.
  • حدود ۸۷ هزار، مقاومت: از ۳۰ شهریور تا ۱۳ مهر قیمت چند بار به حدود ۸۷ هزار دلار رسید و هر بار پس زده شد.

این نمودار را با نگاه به گذشته خط‌کشی کرده‌ایم و این کار بعد از اتفاق آسان است. کار سخت این است که ناحیه را پیش از رسیدن قیمت کشیده باشید و پیش از ورود بدانید اگر ناحیه شکست چه می‌کنید. یک نکته دیگر هم در این نمودار هست: سه ناحیه از پنج ناحیه فقط در همین هشت ماه نقش عوض کردند.

حمایت و مقاومت استاتیک و داینامیک

استاتیک: ناحیه‌های افقی

حمایت و مقاومت استاتیک (ایستا) همان ناحیه‌های افقی است که تا اینجا دیدید: سقف‌ها و کف‌های قبلی، بالاترین قیمت تاریخ و عددهای رند. جای این ناحیه‌ها با گذشت زمان عوض نمی‌شود و چون همه آن‌ها را کم‌وبیش یک‌جا می‌بینند، معمولاً بیشتر می‌شود به آن‌ها تکیه کرد.

داینامیک: خط روند، کانال و میانگین متحرک

حمایت و مقاومت داینامیک (پویا) با قیمت جلو می‌رود و جایش هر روز عوض می‌شود:

  • خط روند: در روند صعودی، دو کف بالاتر را به هم وصل کنید تا یک خط شیب‌دار به دست بیاید. اگر قیمت بار سوم هم از روی همین خط برگشت، خط معتبرتر می‌شود. خط را به زور از میان سایه‌ها رد نکنید؛ اگر برای کشیدنش مجبورید نصف کندل‌ها را نادیده بگیرید، چنین خطی وجود ندارد. خط خیلی تند هم معمولاً زود می‌شکند. در روند نزولی، سقف‌های پایین‌تر را به هم وصل می‌کنید و خط نقش مقاومت را دارد.
  • کانال: اگر در روند صعودی خطی موازی خط روند روی سقف‌ها بکشید (در روند نزولی روی کف‌ها)، یک کانال دارید و قیمت معمولاً بین این دو خط بالا و پایین می‌رود. خط پایین حمایت است و خط بالا مقاومت.
  • میانگین متحرک: میانگین قیمت بسته شدن چند کندل آخر است که روی نمودار به شکل یک خط نرم دیده می‌شود. در روندهای قوی، قیمت بارها تا میانگین متحرک پایین می‌آید و دوباره بالا می‌رود. میانگین‌های ۵۰ و ۲۰۰ روزه را معامله‌گرهای زیادی زیر نظر دارند، ولی در بازار خنثی قیمت مدام از این خط‌ها رد می‌شود.

ابزارهای دیگری هم روی نمودار سطح می‌سازند، مثل فیبوناچی اصلاحی، ابر ایچیموکو و اندیکاتور نقاط پیوت که سطح‌ها را از سقف، کف و قیمت بسته شدن دوره قبل حساب می‌کند. خط روند را هم دو نفر معمولاً یک‌جور نمی‌کشند. برای همین ناحیه‌های افقی تایم‌فریم بزرگ را ستون کار بگذارید و ابزارهای داینامیک را برای تأیید به کار ببرید.

عددهای رند: چرا ۶۰ هزار و ۸۰ هزار دلار مهم‌اند

آدم‌ها با عددهای رند فکر می‌کنند. کسی که بیت‌کوین خریده معمولاً می‌گوید «در ۱۰۰ هزار دلار می‌فروشم»، نه «در ۱۰۰٬۳۷۴ دلار». در پژوهش ۱۳۷۹ اوسلر، بیش از ۷۰ درصد سطح‌های حمایت و مقاومتی که مؤسسه‌ها منتشر کرده بودند به صفر ختم می‌شد و ۹۶ درصدشان به صفر یا پنج. اگر سطح‌ها تصادفی بودند، این دو عدد ۱۰ و ۲۰ درصد می‌شد.

همین را خودمان روی بیت‌کوین شمردیم. در ۹۹۹ کندل روزانه BTC/USDT در بایننس، از ۲ بهمن ۱۴۰۲ تا ۲۴ مهر ۱۴۰۵، سقف یا کف روز ۲۸ بار دقیقاً روی یک هزارتایی رند بوده است؛ مثل ۶۰٬۰۰۰، ۸۰٬۰۰۰ و ۱۰۰٬۰۰۰ دلار. در مقابل، عددهایی که به سه رقم دیگری ختم می‌شوند، مثلاً به ۴۳۷ دلار، هر کدام به‌طور میانگین کمتر از یک بار سقف یا کف روز شده‌اند. صدتایی‌های رند، یعنی عددهایی که به ۰۰ ختم می‌شوند، ۱۵۴ بار سقف یا کف روز بوده‌اند؛ هر کدام از بقیه دو رقم آخر، مثل ۳۷ یا ۸۲، به‌طور میانگین حدود ۵ بار. در نمودار بالا هم ۶۰٬۰۰۰، ۶۵٬۰۰۰، ۷۰٬۰۰۰، ۷۶٬۰۰۰ و ۸۰٬۰۰۰ دلار دقیقاً سقف یا کف یک روز بوده‌اند.

این موضوع روی جای حد سود و حد ضرر هم اثر دارد:

  • روی خود عدد رند سفارش‌های زیادی منتظرند و قیمت گاهی کمی پیش از رسیدن به آن برمی‌گردد. پس حد سود را کمی پیش از عدد رند بگذارید تا زودتر از بقیه اجرا شود.
  • در داده‌های اوسلر، حد ضررها کمی آن طرف عدد رند جمع شده بودند. اگر حد ضرر شما هم همان‌جا باشد، اولین سایه‌ای که آن حد ضررها را بزند، شما را هم از معامله بیرون می‌اندازد. بهتر است حد ضرر را پشت کل ناحیه بگذارید، نه فقط کمی آن طرف عدد رند.

کدام حمایت و مقاومت قوی‌تر است؟

هیچ فرمول دقیقی برای قدرت یک ناحیه وجود ندارد، ولی این نشانه‌ها کمک می‌کنند ناحیه‌ها را با هم مقایسه کنید:

نشانه

چرا مهم است

تایم‌فریم بزرگ‌تر

ناحیه هفتگی را آدم‌های بیشتری می‌بینند تا ناحیه یک‌ساعته.

برخوردهای بیشتر

هر برخورد یعنی بازار یک بار دیگر این ناحیه را جدی گرفته است.

واکنش تند

برگشت سریع و بلند از ناحیه، با حجم زیاد، یعنی احتمالاً سفارش‌های بزرگی آنجا بوده است.

عدد رند

سفارش‌های حد سود و حد ضرر روی عددهای رند و کنارشان جمع می‌شوند.

هم‌پوشانی

وقتی یک ناحیه افقی با خط روند، میانگین متحرک یا سطح فیبوناچی روی هم بیفتد، توجه بیشتری جلب می‌کند.

تازگی

ناحیه‌ای که بازار اخیراً به آن واکنش نشان داده، معمولاً از ناحیه‌ای که سال‌ها دست نخورده مهم‌تر است. بالاترین قیمت تاریخ استثناست.

درباره تعداد برخوردها یک نکته هم هست. هر برخورد بخشی از سفارش‌های آن ناحیه را اجرا می‌کند و از میان برمی‌دارد. اگر قیمت در فاصله کوتاهی پشت سر هم به یک ناحیه بخورد و هر بار برگشتش ضعیف‌تر شود، خیلی از تحلیلگرها آن را نشانه ضعیف شدن ناحیه می‌دانند، نه قوی‌تر شدنش.

تغییر نقش: وقتی مقاومت، حمایت می‌شود

وقتی مقاومتی با قدرت می‌شکند، همان آدم‌هایی که آن را ساخته بودند جور دیگری رفتار می‌کنند. کسی که آنجا فروخته بود و دیده قیمت بالاتر رفته، اگر قیمت به همان‌جا برگردد دوباره می‌خرد. کسی که منتظر شکست بود و جا مانده، با برگشت قیمت فرصت دوم پیدا می‌کند. این‌طور مقاومت قبلی به حمایت تبدیل می‌شود. حمایتی هم که بشکند، به همین دلیل ممکن است مقاومت شود؛ این بار خریدارهایی که در آن ناحیه گیر افتاده‌اند، با برگشت قیمت می‌فروشند تا سر به سر شوند.

به برگشت قیمت به ناحیه شکسته‌شده پولبک (Pullback) یا آزمون دوباره (Retest) می‌گویند. سمت راست تصویر زیر همین را نشان می‌دهد:

نمودار نمونه: در سمت راست مقاومت با حجم زیاد می‌شکند و در پولبک حمایت می‌شود؛ در سمت چپ قیمت با حجم کم بالای مقاومت بسته می‌شود و برمی‌گردد

در نمودار بیت‌کوین بالا سه نمونه واقعی دیدید: ۷۴ تا ۷۶ هزار و ۸۰ هزار از مقاومت به حمایت رسیدند و ۶۵ تا ۶۷ هزار برعکس. البته همه شکست‌ها پولبک نمی‌دهند؛ گاهی قیمت بعد از شکست بی‌آنکه برگردد راهش را ادامه می‌دهد.

شکست واقعی یا شکست جعلی؟

شکست (Breakout) یعنی کندل در تایم‌فریم شما بیرون ناحیه بسته شود. شکست جعلی (Fakeout یا False Breakout) وقتی است که قیمت از ناحیه بیرون می‌زند، شاید یکی دو کندل هم بیرون بسته شود، ولی زود به داخل برمی‌گردد. شکست جعلی بالای مقاومت را «تله گاوی» (Bull Trap) می‌گویند، چون خریدارها را به دام می‌اندازد. شکست جعلی زیر حمایت هم «تله خرسی» (Bear Trap) است و فروشنده‌ها را گیر می‌اندازد.

شکست جعلی از کجا می‌آید؟ یادتان هست که حد ضررها معمولاً کمی آن طرف ناحیه‌ها و عددهای رند جمع می‌شوند. وقتی قیمت به آنجا برسد، این حد ضررها پشت سر هم فعال می‌شوند و حرکت برای مدت کوتاهی تند می‌شود. اگر بعد از آن خریدار یا فروشنده تازه‌ای وارد نشود، سوخت حرکت تمام می‌شود و قیمت برمی‌گردد. سمت چپ تصویر بالا همین را نشان می‌دهد.

پیش از اینکه یک شکست را باور کنید، این‌ها را بررسی کنید. همین فهرست برای شکست الگوهای نموداری مثل مثلث و سر و شانه هم به کار می‌آید:

  1. کندل بیرون ناحیه بسته شده است، نه فقط سایه‌اش.
  2. قیمت بسته شدن با فاصله‌ای واضح بیرون ناحیه است؛ چند دلار آن طرف لبه حساب نیست.
  3. حجم معاملات کندل شکست به‌وضوح از میانگین چند هفته قبل بیشتر است.
  4. کندل‌های بعدی هم بیرون ناحیه مانده‌اند، یا قیمت در پولبک روی لبه ناحیه ایستاده است.
  5. جهت شکست با روند تایم‌فریم بزرگ‌تر یکی است. در بازار نزولی، معامله‌گرها به شکست مقاومت‌ها کمتر اعتماد می‌کنند و شکست حمایت‌ها را جدی‌تر می‌گیرند.
  6. شکست در دقیقه‌های بعد از یک خبر بزرگ اتفاق نیفتاده است. حرکت‌های خبری گاهی در چند ساعت کاملاً برمی‌گردند.

حجم معاملات: سوخت شکست

شکستی که با حجم زیاد اتفاق بیفتد یعنی آدم‌های زیادی پشتش هستند. اگر حجم کم باشد، احتمالش بیشتر است که قیمت فقط حد ضررها را زده باشد. در نمودار بیت‌کوین، عبور از ۶۷ هزار دلار در ۲۸ تا ۳۰ مرداد با حجمی ۲٫۵ تا ۳٫۹ برابر میانگین ۲۰ روزِ پیش از آن اتفاق افتاد و قیمت در سه روز به ۷۸ هزار دلار رسید. ولی حجم زیاد هم تضمین نیست: عبور اردیبهشت از سقف‌های ۷۹٫۵ هزار دلاری هم حجمی حدود ۱٫۸ برابر میانگین ۲۰ روز قبل داشت و باز دوام نیاورد. حجم کمک می‌کند شکست‌های ضعیف را کنار بگذارید، ولی حرف آخر را نمی‌زند.

سه راه برای معامله کردن یک شکست

روش

کی وارد می‌شوید

خوبی

بدی

ورود با بسته شدن کندل

به محض اینکه کندل بیرون ناحیه بسته شد

حرکت را از دست نمی‌دهید

بیشترین ضرر را از شکست جعلی می‌بینید

ورود در پولبک

وقتی قیمت به لبه ناحیه برگشت و آنجا ایستاد

تأیید بیشتر و حد ضرر نزدیک‌تر

بعضی شکست‌ها پولبک نمی‌دهند و جا می‌مانید

صبر برای کندل دوم

بعد از دو بسته شدن پشت سر هم بیرون ناحیه

شکست‌های جعلی یک‌کندلی را کنار می‌گذارید

قیمت ورودتان بدتر می‌شود

هیچ‌کدام از این سه روش بهترین نیست؛ هر کدام چیزی می‌دهد و چیزی می‌گیرد. مهم این است که پیش از ورود یکی را انتخاب کرده باشید.

حد ضرر و حد سود را با حمایت و مقاومت چطور بگذاریم؟

کاربرد اصلی حمایت و مقاومت همین‌جاست: نشان می‌دهد اگر اشتباه کرده باشید کجا معلوم می‌شود، و قیمت احتمالاً تا کجا جای حرکت دارد. بیایید با همان رمزارز فرضی X یک معامله را حساب کنیم. عددها ساختگی‌اند.

قیمت X مدتی بین حمایت ۴۸ تا ۵۰ دلار و مقاومت ۵۸ تا ۶۰ دلار رفت و آمد کرده است. حالا دوباره به ناحیه حمایت رسیده و یک کندل روزانه با سایه بلند پایینی روی ۵۰٫۵ دلار بسته شده است. فرض کنید کل سرمایه شما ۱٬۰۰۰ تتر است و نمی‌خواهید در یک معامله بیشتر از ۱ درصد آن، یعنی ۱۰ تتر، از دست بدهید.


قیمت

چرا اینجا

ورود

۵۰٫۵ دلار

بالای ناحیه حمایت، بعد از واکنش خریدارها

حد ضرر

۴۷٫۲ دلار

کمی پایین‌تر از لبه پایین ناحیه، تا سایه‌های معمول داخل ناحیه آن را نزنند

حد سود

۵۷٫۵ دلار

کمی پیش از لبه پایین مقاومت، چون فروشنده‌ها زودتر وارد می‌شوند

  • ریسک هر واحد: ۵۰٫۵ منهای ۴۷٫۲ می‌شود ۳٫۳ دلار.
  • سود احتمالی هر واحد: ۵۷٫۵ منهای ۵۰٫۵ می‌شود ۷ دلار؛ یعنی نسبت سود به ضرر حدود ۲ به ۱.
  • حجم معامله: ۱۰ تتر تقسیم بر ۳٫۳ دلار می‌شود حدود ۳ واحد، یعنی معامله‌ای حدود ۱۵۰ تتری. اگر حد ضرر فعال شود، ضررتان حدود ۱۰ تتر است، به‌اضافه کارمزد و لغزش قیمت.

حالا همین معامله را وسط محدوده، روی ۵۴ دلار، در نظر بگیرید. حد ضرر منطقی هنوز همان ۴۷٫۲ است، پس ریسک هر واحد ۶٫۸ دلار می‌شود، ولی تا حد سود فقط ۳٫۵ دلار جا هست. نسبت سود به ضرر حدود نیم به یک است و چنین معامله‌ای ارزش ورود ندارد. برای همین در بازار خنثی، معامله‌گرها نزدیک لبه‌های محدوده وارد می‌شوند و وسط آن معمولاً دست نگه می‌دارند.

چند قاعده که از همین مثال درمی‌آید:

  • فاصله حد ضرر از لبه ناحیه را با نوسان معمول همان رمزارز تنظیم کنید. بعضی معامله‌گرها برای این کار از ATR (میانگین دامنه واقعی) کمک می‌گیرند؛ اندیکاتوری که نشان می‌دهد کندل‌ها این روزها به‌طور میانگین چقدر بالا و پایین می‌روند.
  • اگر قیمت زیر ۴۸ بسته شد، بیرون بیایید و میانگین کم نکنید. حمایتی که شکسته، ممکن است حالا مقاومت شده باشد.
  • اگر فاصله تا حد ضرر آن‌قدر زیاد است که حجم معامله خیلی کوچک می‌شود و دیگر ارزشش را ندارد، از این معامله بگذرید. معامله نکردن هم یک تصمیم است.

جزئیات انواع سفارش حد ضرر، لغزش قیمت و حد ضرر متحرک را در حد ضرر و حد سود چیست و قاعده‌های تعیین حجم معامله را در مدیریت ریسک در ارز دیجیتال توضیح داده‌ایم. اگر در بازار آتی و با اهرم معامله می‌کنید، قیمت لیکویید شدن باید خیلی دورتر از حد ضرر باشد.

اشتباه‌های رایج

  • کار کردن فقط با تایم‌فریم کوچک: حمایت نمودار ۱۵ دقیقه‌ای ممکن است وسط یک مقاومت هفتگی باشد.
  • خرید درست زیر مقاومت: قیمت دارد بالا می‌رود و ترس از جا ماندن فشار می‌آورد، ولی درست جایی وارد می‌شوید که فروشنده‌ها منتظرند.
  • جابه‌جا کردن حد ضرر: قیمت به حد ضرر نزدیک می‌شود و آن را پایین‌تر می‌برید. اگر ناحیه شکسته، فرض شما اشتباه بوده و حد ضرر را برای همین روز گذاشته بودید.

حمایت و مقاومت در طلا و بازار تومانی

همین روش روی انس طلا هم کار می‌کند، چون بازار جهانی طلا خیلی بزرگ است و پشت سطح‌های مهمش سفارش زیادی جمع می‌شود. ولی قیمت طلای داخل ایران از انس جهانی و نرخ دلار با هم ساخته می‌شود و ناحیه‌هایش با هر تغییر نرخ دلار جابه‌جا می‌شوند. برای همین بهتر است ناحیه‌های اصلی را روی نمودار انس بکشید.

نمودار تومانی رمزارزها هم همین وضع را دارد: قیمت تومانی بیت‌کوین تقریباً قیمت دلاری‌اش ضرب در نرخ تومانی تتر است. حمایتی که روی نمودار BTC/USDT می‌بینید، روی نمودار تومانی در یک عدد ثابت نمی‌ماند. ناحیه‌ها را روی نمودار دلاری بکشید و بازار تومانی را برای خرید و فروش به کار ببرید. در بازارهای کم‌حجم‌تر هم با سفارش‌های کمتری می‌شود قیمت را از یک ناحیه بیرون هل داد، پس آنجا منتظر شکست‌های جعلی بیشتری باشید.

برای تمرین، نمودار هفتگی و روزانه بیت‌کوین را باز کنید، فقط سه ناحیه بکشید و دو هفته ببینید قیمت با آن‌ها چه می‌کند. قیمت لحظه‌ای و نمودار بیت‌کوین را در صفحه بیت‌کوین سواپ‌ولت هم می‌بینید.

پرسش‌های رایج

حمایت و مقاومت به انگلیسی چه می‌شود؟

حمایت را Support و مقاومت را Resistance می‌گویند و گاهی هر دو را با هم S/R می‌نویسند. وقتی منظور یک محدوده باشد، در منابع انگلیسی Support Zone و Resistance Zone می‌گویند.

بهترین تایم‌فریم برای رسم حمایت و مقاومت کدام است؟

بستگی دارد معامله‌تان چقدر طول بکشد. اگر معامله را چند روز تا چند هفته نگه می‌دارید، نمودار روزانه جای اصلی کشیدن ناحیه‌هاست و نمودار هفتگی تصویر بزرگ را نشان می‌دهد. اگر معامله‌هایتان چندساعته است، باز هم اول ناحیه‌های روزانه را علامت بزنید و بعد سراغ چهارساعته و یک‌ساعته بروید.

اندیکاتوری هست که حمایت و مقاومت را خودکار رسم کند؟

بله. اندیکاتور نقاط پیوت سطح‌ها را با یک فرمول ثابت حساب می‌کند و اسکریپت‌هایی که کاربران تریدینگ‌ویو نوشته‌اند، سقف‌ها و کف‌های مهم را خودکار علامت می‌زنند. ولی این ابزارها نمی‌دانند بازار کدام سطح را جدی می‌گیرد. خروجی‌شان را پیش‌نویس بدانید و هر سطح را با خود نمودار بسنجید: قیمت چند بار آنجا واکنش نشان داده و آخرین بارش کی بوده است؟

اگر سایه کندل زیر حمایت برود، حمایت شکسته است؟

نه. تا وقتی کندل داخل یا بالای ناحیه بسته می‌شود، حمایت سر جایش است. سایه‌ای که زیر حمایت می‌رود و کندل دوباره بالا بسته می‌شود معمولاً یعنی فروشنده‌ها قیمت را پایین بردند و خریدارها پسش گرفتند. نگرانی وقتی جدی می‌شود که کندل‌ها یکی‌یکی پایین‌تر داخل ناحیه بسته شوند یا یک کندل زیر لبه پایین آن بسته شود. برای همین حد ضرر را کمی زیر نوک سایه‌ها می‌گذارند تا سایه بعدی شما را از معامله بیرون نیندازد.

حمایت و مقاومت در فارکس و بورس هم همین است؟

بله. هر جا خریدار و فروشنده و سفارش باشد، حمایت و مقاومت هم شکل می‌گیرد. پژوهش اوسلر که بالاتر گفتیم، اتفاقاً روی بازار ارز انجام شده است. فرق اصلی در ساعت معاملات است: رمزارز شبانه‌روزی معامله می‌شود، ولی بازار سهام فقط در ساعت‌های مشخصی باز است. برای همین قیمت سهم گاهی با فاصله از قیمت بسته شدن روز قبل باز می‌شود و یک‌باره از روی یک ناحیه می‌پرد.

چقدر طول می‌کشد تا رسم حمایت و مقاومت را یاد بگیرم؟

اصل کار را در یکی دو روز یاد می‌گیرید. سخت‌ترش این است که چشمتان ناحیه مهم را از کم‌اهمیت جدا کند، و این فقط با تمرین می‌آید. هر بار ناحیه‌ای کشیدید، تاریخش را بنویسید و انتظارتان را از قیمت هم یادداشت کنید. چند هفته بعد، از روی همین یادداشت‌ها می‌بینید کدام ناحیه‌ها جواب دادند؛ تا آن موقع پولی وسط نگذارید.