فهرست مطالب۱۰ بخش
  1. میانگین متحرک چطور حساب می‌شود؟
  2. انواع میانگین متحرک: ساده، نمایی و وزنی
  3. میانگین متحرک ساده (SMA)
  4. میانگین متحرک نمایی (EMA)
  5. میانگین متحرک وزنی (WMA)
  6. مثال عددی: سه میانگین، یک جهش و یک ریزش
  7. کدام نوع را انتخاب کنیم؟
  8. مهم‌ترین دوره‌های میانگین متحرک: ۹، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰
  9. میانگین ۲۰۰ هفته‌ای
  10. میانگین متحرک را روی نمودار چطور بخوانیم؟
  11. جهت و شیب خط
  12. قیمت بالای میانگین یا زیر آن
  13. حمایت و مقاومت متحرک
  14. نوار میانگین‌ها (MA Ribbon)
  15. تقاطع طلایی و تقاطع مرگ (گلدن کراس و دث کراس)
  16. این تقاطع‌ها در عمل چه نتیجه‌ای داشتند؟
  17. تقاطع EMA زودتر از SMA می‌رسد؟
  18. ضعف‌های میانگین متحرک: تأخیر و سیگنال غلط
  19. برای هر تایم‌فریم کدام میانگین متحرک را بگذاریم؟
  20. چطور میانگین متحرک را در تریدینگ‌ویو اضافه کنیم؟
  21. میانگین متحرک واقعاً جواب می‌دهد؟
  22. اشتباه‌های رایج در کار با میانگین متحرک

میانگین متحرک (Moving Average یا MA) میانگین قیمت چند کندل آخر است که با آمدن هر کندل تازه یک قدم جلو می‌رود. اگر این عددها را کندل به کندل به هم وصل کنید، خط نرمی روی نمودار می‌افتد که بالا و پایین‌های ریز را کنار می‌زند و نشان می‌دهد قیمت در مجموع بالا می‌رود، پایین می‌آید یا درجا می‌زند. خیلی‌ها به آن «مووینگ اوریج» یا فقط «مووینگ» می‌گویند.

میانگین متحرک آینده را پیش‌بینی نمی‌کند. فقط گذشته نزدیک را خلاصه می‌کند و همیشه کمی دیرتر از خود قیمت خبر می‌دهد. با این حال یکی از ساده‌ترین و پرکاربردترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است و ابزارهایی مثل مکدی و باندهای بولینگر هم روی آن ساخته شده‌اند. پایین‌تر انواعش را با یک مثال عددی مقایسه می‌کنیم و بعد می‌بینیم ۱۸ تقاطع طلایی و تقاطع مرگ بیت‌کوین از ۱۳۹۷ تا مهر ۱۴۰۵ واقعاً به کجا رسیدند.

میانگین متحرک چطور حساب می‌شود؟

ساده‌ترین نوعش را با یک مثال ببینید. فرض کنید قیمت پایانی رمزارزی در پنج روز گذشته ۱۰۰، ۱۰۲، ۱۰۱، ۱۰۳ و ۱۰۴ دلار بوده است. جمع این پنج عدد ۵۱۰ است، پس میانگین پنج‌روزه امروز ۱۰۲ دلار است. اگر فردا قیمت روی ۱۱۲ بسته شود، قدیمی‌ترین روز (۱۰۰) از حساب بیرون می‌رود و ۱۱۲ جایش را می‌گیرد. میانگین تازه می‌شود ۱۰۴٫۴ دلار. کلمه «متحرک» از همین‌جا آمده است: پنجره پنج‌روزه هر روز یک خانه جلو می‌رود.

در تنظیمات هر میانگین متحرک سه چیز را انتخاب می‌کنید:

  • دوره (Length): چند کندل در میانگین حساب شود. روی نمودار روزانه، میانگین ۵۰ یعنی ۵۰ روز و روی نمودار یک‌ساعته یعنی ۵۰ ساعت.
  • قیمت مبنا (Source): معمولاً قیمت بسته شدن کندل است که به آن قیمت پایانی هم می‌گویند. می‌شود میانگین را روی قیمت باز شدن، سقف و کف کندل، و حتی روی حجم یا یک اندیکاتور دیگر هم حساب کرد.
  • نوع میانگین: ساده، نمایی، وزنی یا چند نوع دیگر که در بخش بعد می‌آیند.

میانگین کوتاه، مثلاً ۱۰ روزه، نزدیک قیمت حرکت می‌کند و زود می‌چرخد. میانگین بلند، مثلاً ۲۰۰ روزه، کند و آرام است و فقط با حرکت‌های بزرگ و طولانی جهتش عوض می‌شود. راهنمای میانگین‌های متحرک StockCharts میانگین کوتاه را به قایق تندرو تشبیه می‌کند و میانگین بلند را به نفتکشی که دیر دور می‌زند.

انواع میانگین متحرک: ساده، نمایی و وزنی

میانگین متحرک ساده (SMA)

همان حسابی است که بالا دیدید: جمع قیمت‌های پایانی تقسیم بر تعدادشان. در SMA پنج‌روزه هر روز دقیقاً ۲۰ درصد وزن دارد و قیمت دیروز همان‌قدر مهم است که قیمت چهار روز پیش. این برابری هم حسن است و هم عیب: خط آرام‌تری می‌دهد، ولی دیرتر به اتفاق امروز واکنش نشان می‌دهد.

میانگین متحرک نمایی (EMA)

EMA به قیمت‌های تازه‌تر وزن بیشتری می‌دهد. هر روز فقط بخشی از فاصله قیمت امروز با EMA دیروز را جبران می‌کند:

EMA امروز = EMA دیروز + ضریب × (قیمت امروز − EMA دیروز)

ضریب از فرمول ۲ تقسیم بر (دوره + ۱) به دست می‌آید. برای EMA ۱۰ روزه ۱۸٫۱۸ درصد است، برای ۲۰ روزه ۹٫۵۲ درصد، برای ۵۰ روزه حدود ۳٫۹ درصد و برای ۲۰۰ روزه حدود ۱ درصد. یعنی هر بار که دوره دو برابر شود، وزن قیمت امروز تقریباً نصف می‌شود. EMA باید از جایی شروع شود، پس اولین مقدارش را برابر SMA همان دوره می‌گذارند.

یک ریزه‌کاری فنی هم دارد. EMA امروز به همه EMAهای قبلی بستگی دارد، پس اگر دو سایت حساب را از روزهای متفاوتی شروع کرده باشند، EMA یک روز مشخص را کمی متفاوت نشان می‌دهند. StockCharts می‌گوید برای دقت کافی دست‌کم ۲۵۰ دوره داده قبلی را در حساب می‌آورد.

میانگین متحرک وزنی (WMA)

WMA به هر روز وزنی متناسب با تازگی‌اش می‌دهد. در WMA پنج‌روزه، امروز وزن ۵ دارد، دیروز ۴، پریروز ۳ و همین‌طور تا قدیمی‌ترین روز که وزنش ۱ است. جمع وزن‌ها ۱۵ است؛ پس سهم امروز ۵ از ۱۵، یعنی حدود ۳۳ درصد است و سهم قدیمی‌ترین روز حدود ۷ درصد. WMA کمتر از دو نوع دیگر سر زبان‌هاست، ولی در تریدینگ‌ویو و بیشتر پلتفرم‌ها پیدایش می‌کنید.

مثال عددی: سه میانگین، یک جهش و یک ریزش

همان قیمت‌ها را ادامه می‌دهیم: پنج روز اول ۱۰۰، ۱۰۲، ۱۰۱، ۱۰۳ و ۱۰۴ دلار. روز ششم قیمت به ۱۱۲ می‌پرد، روز هفتم به ۱۱۸ می‌رسد و روز هشتم به ۱۰۶ برمی‌گردد. هر سه میانگین پنج‌روزه‌اند. ضریب EMA پنج‌روزه یک‌سوم است و آن را از SMA روز پنجم شروع کرده‌ایم. عددها فرضی‌اند و فقط برای دیدن رفتار این سه نوع انتخاب شده‌اند.

روز

قیمت پایانی

SMA

EMA

WMA

پنجم

۱۰۴

۱۰۲

۱۰۲

۱۰۲٫۶

ششم

۱۱۲

۱۰۴٫۴

۱۰۵٫۳

۱۰۵٫۹

هفتم

۱۱۸

۱۰۷٫۶

۱۰۹٫۶

۱۱۰٫۵

هشتم

۱۰۶

۱۰۸٫۶

۱۰۸٫۴

۱۰۹٫۹

جدول دو چیز را نشان می‌دهد. اول اینکه در روزهای جهش SMA از دو نوع دیگر عقب می‌ماند و WMA از همه به قیمت نزدیک‌تر است، چون سهم روزهای قدیمی را تندتر کم می‌کند. دومی مهم‌تر است: روز هشتم قیمت ۱۲ دلار ریخته، ولی SMA باز هم بالا رفته است. دلیلش این است که قیمتی که از حساب بیرون رفت ۱۰۱ بود و قیمتی که جایش آمد ۱۰۶. EMA و WMA همان روز رو به پایین چرخیده‌اند. پس SMA ممکن است حتی بعد از برگشت قیمت، چند روز هنوز روند قبلی را نشان بدهد.

کدام نوع را انتخاب کنیم؟

هیچ‌کدام همیشه بهتر نیست. EMA زودتر می‌چرخد و برای معامله‌های کوتاه‌مدت محبوب‌تر است. SMA میانگین واقعی کل دوره است و به گفته StockCharts شاید برای پیدا کردن سطح‌های حمایت و مقاومت مناسب‌تر باشد. ولی زودتر چرخیدن EMA همیشه به معنای تقاطع زودتر نیست؛ مثالش را روی بیت‌کوین در بخش تقاطع‌ها می‌بینید. یک نوع را انتخاب کنید و با همان کار کنید تا رفتارش را بشناسید.

تریدینگ‌ویو انواع دیگری هم دارد، مثل میانگین هال (Hull)، میانگین وزنی با حجم (VWMA) و میانگین هموار (Smoothed). هر کدام قیمت‌ها را جور دیگری وزن می‌دهند؛ مثلاً VWMA به کندل‌های پرحجم وزن بیشتری می‌دهد و Hull طوری ساخته شده که هم نرم بماند و هم زودتر بچرخد. برای شروع لازمشان ندارید.

مهم‌ترین دوره‌های میانگین متحرک: ۹، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰

دوره

کاربرد رایج

روی نمودار روزانه رمزارز یعنی

۹ و ۱۰

حرکت‌های خیلی کوتاه، معمولاً به شکل EMA

حدود یک هفته و نیم

۲۰

روند کوتاه‌مدت؛ خط وسط باندهای بولینگر

حدود سه هفته

۵۰

روند میان‌مدت؛ یکی از دو خط گلدن کراس

حدود هفت هفته

۱۰۰

میان روند میان‌مدت و بلندمدت

حدود سه ماه و ده روز

۲۰۰

روند بلندمدت؛ پربیننده‌ترین میانگین بازار

حدود شش ماه و نیم

این عددها قانون علمی نیستند و بیشترشان از عادت بازار سهام آمده‌اند. میانگین ۱۰ روزه زمانی محبوب بود، چون حسابش راحت بود: قیمت‌ها را جمع می‌کردند و ممیز را یک رقم جابه‌جا می‌کردند. ۲۰ روز معاملاتی در بورس حدود یک ماه است. ۵۰ و ۲۰۰ هم آن‌قدر به کار رفته‌اند که حالا همین شهرت مهمشان کرده است. وقتی این‌همه معامله‌گر به میانگین ۲۰۰ روزه نگاه می‌کنند و نزدیک آن می‌خرند و می‌فروشند، همین رفتار جمعی به خط اعتبار می‌دهد؛ مثل پیش‌بینی‌ای که چون همه باورش دارند، درست درمی‌آید.

یک فرق ظریف میان بورس و بازار رمزارز هم معمولاً از قلم می‌افتد. بورس‌ها بیشتر هفته‌ای پنج روز باز هستند، پس ۲۰۰ روز معاملاتی سهام حدود ۴۰ هفته یا ۹ ماه می‌شود. بازار رمزارز تعطیلی ندارد و ۲۰۰ کندل روزانه بیت‌کوین فقط ۲۰۰ روز تقویمی، یعنی حدود شش ماه و نیم است؛ بازه‌ای کوتاه‌تر از میانگین هم‌اسمش در بازار سهام.

میانگین ۲۰۰ هفته‌ای

روی نمودار هفتگی، میانگین ۲۰۰ هفته‌ای نزدیک به چهار سال قیمت را در بر می‌گیرد و برای بیت‌کوین یکی از معروف‌ترین خط‌های بلندمدت است. خیلی‌ها آن را کف بازارهای خرسی می‌دانند، ولی این خط هم شکسته شده است. طبق حساب ما روی قیمت‌های پایانی هفتگی بایننس، بیت‌کوین در خرداد ۱۴۰۱ زیر این میانگین بسته شد و در هفته منتهی به ۲۹ آبان ۱۴۰۱، بعد از ورشکستگی FTX، حدود ۳۲ درصد پایین‌تر از آن بود. در ۱۴۰۵ هم قیمت پایانی دو هفته زیر آن ماند: هفته‌های منتهی به ۷ تیر و ۲۵ مرداد. ماجرای این بازارهای خرسی را در بول ران و بازار خرسی چیست بخوانید.

میانگین متحرک را روی نمودار چطور بخوانیم؟

جهت و شیب خط

ساده‌ترین استفاده از میانگین متحرک، دیدن جهت روند است: میانگین رو به بالا یعنی روند صعودی و رو به پایین یعنی نزولی. میانگین صاف و افقی معمولاً یعنی بازار خنثی است و در یک محدوده بالا و پایین می‌رود؛ در چنین بازاری از خود میانگین متحرک هم کار زیادی برنمی‌آید و گاهی بهترین کار این است که منتظر بمانید.

شیب هم مهم است. میانگین ۲۰۰ روزه‌ای که تند بالا می‌رود، روند قوی‌تری نشان می‌دهد تا میانگینی که به‌زحمت سر بلند کرده است. وقتی خط کوتاه (مثلاً ۲۰ یا ۵۰) و خط بلند (۲۰۰) هر دو رو به بالا باشند و کوتاه بالای بلند باشد، همه‌چیز از روند صعودی خبر می‌دهد. وقتی جهتشان با هم نمی‌خواند، بازار هنوز تکلیفش را روشن نکرده است.

قیمت بالای میانگین یا زیر آن

اگر قیمت بالای میانگین ۲۰۰ روزه باشد و این میانگین هم رو به بالا برود، بیشتر معامله‌گرها بازار را در روند صعودی بلندمدت می‌دانند و برعکس. داده‌های بیت‌کوین نشان می‌دهد این وضعیت در بازار روندار چقدر پایدار می‌ماند: در کل سال ۱۳۹۷ قیمت پایانی روزانه حتی یک بار بالای میانگین ۲۰۰ روزه نرفت و در سال ۱۳۹۹، سال شروع بول ران، فقط یک بار از یک طرف آن به طرف دیگر رفت.

یک روش رایج این است که میانگین بلند را قطب‌نما کنید و فقط سیگنال‌های هم‌جهت آن را جدی بگیرید. مثلاً وقتی قیمت بالای میانگین ۲۰۰ روزه است، برگشت قیمت به بالای میانگین ۵۰ روزه را نشانه ادامه روند بدانید و افت زیر میانگین ۵۰ روزه را اصلاحی در دل روند صعودی ببینید، نه پایان آن.

حمایت و مقاومت متحرک

در روند صعودی، قیمت بارها تا نزدیکی میانگین متحرک پایین می‌آید و از همان حوالی برمی‌گردد؛ در روند نزولی هم بالا می‌آید و نزدیک آن پس زده می‌شود. به همین خاطر به میانگین‌ها «حمایت و مقاومت متحرک» (Dynamic Support and Resistance) می‌گویند. فرقشان با حمایت و مقاومت معمولی این است که سطحشان هر روز جابه‌جا می‌شود.

چند نمونه واقعی از بیت‌کوین:

  • مهر ۱۴۰۲: از ۲۴ تا ۲۸ مهر، کف کندل‌ها چند روز پشت سر هم کنار میانگین ۲۰۰ روزه، حدود ۲۸ هزار دلار، نشست. قیمت از آنجا ظرف سه ماه حدود ۴۶ درصد بالا رفت.
  • اسفند ۱۴۰۳ تا فروردین ۱۴۰۴: قیمت چند هفته دور میانگین ۲۰۰ روزه بالا و پایین رفت و بارها از رویش رد شد. حمایت متحرکی که ضعیف شده، روی نمودار همین شکل را دارد. از ۸ فروردین ۱۴۰۴ قیمت زیر خط ماند تا اینکه ۲ اردیبهشت دوباره بالای آن بسته شد.
  • اردیبهشت ۱۴۰۵: وسط بازار خرسی، قیمت از محدوده ۶۴ تا ۶۶ هزار دلار در اسفند و فروردین بالا آمد و ۲۰ اردیبهشت تقریباً به میانگین ۲۰۰ روزه، حدود ۸۲٫۸ هزار دلار، چسبید. در آن هفته‌ها سقف روزانه قیمت چند بار تا چند دهم درصدی خط بالا رفت، ولی حتی یک روز هم قیمت بالای آن بسته نشد. بعد ریخت و ۹ تیر به ۵۸٫۶ هزار دلار رسید.

میانگین را یک ناحیه ببینید، نه یک خط دقیق. StockCharts هم توصیه می‌کند از میانگین‌ها، به‌خصوص بلندترها، انتظار عدد دقیق نداشته باشید.

نوار میانگین‌ها (MA Ribbon)

بعضی معامله‌گرها به‌جای یک یا دو خط، چند میانگین با دوره‌های پشت سر هم روی نمودار می‌گذارند، مثلاً هشت EMA از ۲۰ تا ۵۵، که روی هم شبیه یک نوار رنگی می‌شوند. اگر خط‌ها به ترتیب، از کوتاه به بلند، روی هم چیده شده باشند و از هم فاصله بگیرند، روند قوی است. اگر در هم بپیچند و مدام از روی هم رد شوند، بازار روند ندارد. فشرده شدن نوار هم گاهی خبر از تغییری در راه می‌دهد. تریدینگ‌ویو برای این کار اندیکاتور آماده‌ای به اسم Moving Average Ribbon دارد، ولی نوار چیز تازه‌ای به نمودار اضافه نمی‌کند و فقط جهت و فاصله میانگین‌ها را جلوی چشم می‌آورد.

تقاطع طلایی و تقاطع مرگ (گلدن کراس و دث کراس)

وقتی میانگین کوتاه‌مدت میانگین بلندمدت را از پایین به بالا قطع کند، به آن تقاطع طلایی یا گلدن کراس (Golden Cross) می‌گویند. اگر از بالا به پایین قطعش کند، اسمش تقاطع مرگ یا دث کراس (Death Cross) است. معروف‌ترین جفت، میانگین‌های ساده ۵۰ و ۲۰۰ روزه است، ولی همین منطق را برای جفت‌های کوتاه‌تر هم به کار می‌برند، مثل EMAهای ۹ و ۲۱ یا ۲۰ و ۵۰. هرچه دوره‌ها کوتاه‌تر باشند، سیگنال‌ها زودتر و بیشتر می‌رسند و کمتر می‌شود به آن‌ها اعتماد کرد.

اندیکاتور مکدی (MACD)، که اسم کاملش «میانگین متحرک همگرا واگرا» است، در اصل همین تقاطع را می‌سنجد. خط اصلی مکدی فاصله میان دو EMA است و درست لحظه‌ای که EMA کوتاه از EMA بلند جلو می‌زند، مثبت می‌شود. پس اگر مکدی را کنار دو میانگین متحرک بگذارید، بیشتر یک چیز را دو بار دیده‌اید.

نمودار زیر قیمت روزانه بیت‌کوین و میانگین‌های ساده ۵۰ و ۲۰۰ روزه را از ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ تا ۲۴ مهر ۱۴۰۵ نشان می‌دهد. در این هشت سال و نیم، دو خط ۱۸ بار همدیگر را قطع کرده‌اند: ۹ تقاطع طلایی و ۹ تقاطع مرگ.

نمودار روزانه بیت‌کوین از اسفند ۱۳۹۶ تا مهر ۱۴۰۵ با میانگین‌های ساده ۵۰ و ۲۰۰ روزه و هجده تقاطع طلایی و مرگ

جدول زیر همه این تقاطع‌ها را نشان می‌دهد. ستون آخر می‌گوید قیمت تا تقاطع بعدی چند درصد تغییر کرد. در تقاطع طلایی، عدد مثبت یعنی خریدن در آن روز و نگه داشتن تا تقاطع مرگ بعدی سود داده است. در تقاطع مرگ، عدد مثبت یعنی قیمت بعدش بالاتر رفته و فروختن اشتباه از آب درآمده است.

ردیف

تاریخ

نوع تقاطع

قیمت پایانی آن روز (دلار)

فاصله تا تقاطع بعدی (روز)

تغییر قیمت تا تقاطع بعدی

۱

۱۱ فروردین ۱۳۹۷

مرگ

۶٬۹۲۴

۳۸۹

−۲۲٪

۲

۴ اردیبهشت ۱۳۹۸

طلایی

۵٬۴۱۵

۱۸۵

+۷۰٪

۳

۴ آبان ۱۳۹۸

مرگ

۹٬۲۳۰

۱۱۵

+۱۰٪

۴

۲۹ بهمن ۱۳۹۸

طلایی

۱۰٬۱۶۵

۳۶

−۳۴٪

۵

۶ فروردین ۱۳۹۹

مرگ

۶٬۶۷۷

۵۷

+۳۶٪

۶

۱ خرداد ۱۳۹۹

طلایی

۹٬۰۶۹

۳۹۴

+۲۹۱٪

۷

۲۹ خرداد ۱۴۰۰

مرگ

۳۵٬۴۸۴

۸۸

+۳۶٪

۸

۲۴ شهریور ۱۴۰۰

طلایی

۴۸٬۱۲۱

۱۲۱

−۱۱٪

۹

۲۴ دی ۱۴۰۰

مرگ

۴۳٬۰۶۰

۳۸۹

−۴۶٪

۱۰

۱۸ بهمن ۱۴۰۱

طلایی

۲۳٬۲۴۰

۲۱۷

+۱۱٪

۱۱

۲۱ شهریور ۱۴۰۲

مرگ

۲۵٬۸۴۰

۴۸

+۳۳٪

۱۲

۸ آبان ۱۴۰۲

طلایی

۳۴٬۴۷۵

۲۸۵

+۷۷٪

۱۳

۲۰ مرداد ۱۴۰۳

مرگ

۶۰٬۹۲۴

۷۹

+۱۵٪

۱۴

۷ آبان ۱۴۰۳

طلایی

۶۹٬۹۶۲

۱۶۱

+۱۳٪

۱۵

۱۸ فروردین ۱۴۰۴

مرگ

۷۹٬۱۶۳

۴۵

+۴۱٪

۱۶

۱ خرداد ۱۴۰۴

طلایی

۱۱۱٬۶۹۶

۱۷۸

−۱۶٪

۱۷

۲۵ آبان ۱۴۰۴

مرگ

۹۴٬۲۶۱

۲۹۶

−۱۷٪

۱۸

۱۷ شهریور ۱۴۰۵

طلایی

۷۸٬۴۵۶

هنوز ادامه دارد

+۴٪ تا ۲۴ مهر ۱۴۰۵

عددها قیمت پایانی روزانه جفت BTC/USDT در بایننس‌اند و میانگین‌ها و تاریخ‌ها را خودمان از همین داده حساب کرده‌ایم. سایت‌های دیگر ممکن است به خاطر منبع قیمت یا ساعت بسته شدن کندل روزانه، تقاطع‌ها را چند روز جلوتر یا عقب‌تر نشان بدهند.

این تقاطع‌ها در عمل چه نتیجه‌ای داشتند؟

از ۸ تقاطع طلایی که دوره‌شان با تقاطع مرگ بعدی تمام شده است، ۵ تا سود دادند و ۳ تا ضرر. بدترینش ردیف ۴ بود: تقاطع طلایی ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ رخ داد و سه هفته بعد، در سقوط کرونایی اسفند ۱۳۹۸، قیمت پایانی به کمتر از نصف قیمت روز تقاطع رسید.

تقاطع‌های مرگ کارنامه عجیب‌تری دارند. از ۹ تقاطع مرگ، فقط در ۳ مورد (ردیف‌های ۱، ۹ و ۱۷) قیمت در تقاطع طلایی بعدی پایین‌تر از روز تقاطع مرگ بود و در ۶ مورد دیگر بالاتر. دلیلش تأخیر میانگین‌هاست: تا میانگین ۵۰ روزه به زیر ۲۰۰ روزه برسد، بخش بزرگی از ریزش گذشته است. تقاطع مرگ ۶ فروردین ۱۳۹۹، ۱۳ روز بعد از پایین‌ترین قیمت پایانی سقوط کرونا آمد و تقاطع مرگ ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ درست همان روزی رخ داد که قیمت در طول روز به کف آن اصلاح رسید.

ولی سه تقاطع مرگی که درست درآمدند، همان‌هایی بودند که به بازار خرسی واقعی رسیدند. بعد از تقاطع مرگ ۱۱ فروردین ۱۳۹۷، قیمت پایانی تا کف آذر ۱۳۹۷ حدود ۵۴ درصد دیگر پایین رفت. این عدد برای تقاطع مرگ ۲۴ دی ۱۴۰۰ تا کف آبان ۱۴۰۱ حدود ۶۳ درصد بود و برای تقاطع مرگ ۲۵ آبان ۱۴۰۴ تا کف تیر ۱۴۰۵ حدود ۳۸ درصد.

نمودار زیر چرخه آخر را از نزدیک نشان می‌دهد تا اندازه تأخیر را ببینید.

کندل‌های روزانه بیت‌کوین از شهریور ۱۴۰۴ تا مهر ۱۴۰۵ با سقف، تقاطع مرگ، برگشت از میانگین ۲۰۰ روزه، کف و تقاطع طلایی

این چهار نقطه را روی نمودار پیدا کنید:

  • سقف: قیمت پایانی ۱۴ مهر ۱۴۰۴ به حدود ۱۲۴٫۷ هزار دلار رسید.
  • تقاطع مرگ: ۲۵ آبان ۱۴۰۴، وقتی قیمت ۲۴ درصد زیر سقف بود.
  • کف: قیمت پایانی ۹ تیر ۱۴۰۵ حدود ۵۸٫۶ هزار دلار بود.
  • تقاطع طلایی: ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، وقتی قیمت ۳۴ درصد بالای کف بود.

در چرخه قبلی هم همین را می‌بینید: تقاطع مرگ ۲۴ دی ۱۴۰۰ وقتی آمد که قیمت ۳۶ درصد زیر سقف آبان ۱۴۰۰ بود و تقاطع طلایی ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ وقتی که قیمت ۴۷ درصد از کف آبان ۱۴۰۱ بالا آمده بود. تقاطع‌ها سقف و کف را پیدا نمی‌کنند؛ فقط با تأخیر تأیید می‌کنند که روند عوض شده است.

یک حساب ساده هم کارنامه را خلاصه می‌کند. فرض کنید از اولین تقاطع جدول، ۱۱ فروردین ۱۳۹۷، فقط از هر تقاطع طلایی تا تقاطع مرگ بعدی بیت‌کوین نگه داشته بودید و بقیه وقت‌ها تتر. تا ۲۴ مهر ۱۴۰۵ پولتان حدود ۷٫۷ برابر می‌شد. کسی که همان روز بیت‌کوین خریده و دست به آن نزده بود، حدود ۱۱٫۸ برابر سرمایه داشت. در عوض بیشترین افت سرمایه در روش تقاطع حدود ۶۷ درصد بود و در نگه‌داری ساده حدود ۷۷ درصد. کارمزد معامله و مالیات هم در این حساب نیامده است. این نتیجه فقط مال یک دارایی در یک دوره است و چیزی را درباره آینده تضمین نمی‌کند، ولی تصویر روشنی می‌دهد: این روش از بخشی از ریزش‌های بزرگ دورتان نگه می‌داشت و بخشی از رشد را هم از دستتان می‌گرفت.

تقاطع EMA زودتر از SMA می‌رسد؟

با EMAهای ۵۰ و ۲۰۰ روزه تصویر یک‌طرفه نیست. تقاطع طلایی EMAها ۱۱ مهر ۱۴۰۲ رخ داد، ۲۷ روز زودتر از ردیف ۱۲. ولی در چرخه آخر، تقاطع مرگ EMA یک روز و تقاطع طلایی‌اش چهار روز دیرتر از نسخه ساده آمد، چون در EMA خط بلند هم زودتر واکنش نشان می‌دهد. EMAها افت‌های مرداد ۱۴۰۳ و فروردین ۱۴۰۴ را بدون تقاطع پشت سر گذاشتند و از فروش‌های اشتباه ردیف‌های ۱۳ و ۱۵ در امان ماندند. در عوض در بهار ۱۳۹۷ یک خرید و فروش اضافه ساختند، از ۹ اردیبهشت تا ۳ خرداد، که حدود ۲۰ درصد ضرر داد.

ضعف‌های میانگین متحرک: تأخیر و سیگنال غلط

تأخیری که در تقاطع‌ها دیدید از خود تعریف میانگین می‌آید و با تنظیمات از بین نمی‌رود: میانگینی را که سریع‌تر کنید، سیگنال غلط بیشتری می‌دهد. کار میانگین متحرک این است که وقتی روند بزرگی راه افتاد، شما را همراه آن نگه دارد.

سیگنال غلط بیشتر مال بازار خنثی است. وقتی قیمت در یک محدوده بالا و پایین می‌رود، مدام از این طرف میانگین به آن طرف می‌رود و هر عبور یک «سیگنال» می‌سازد که چند روز بعد باطل می‌شود. در انگلیسی به این حالت Whipsaw می‌گویند. از ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ تا ۲۴ مهر ۱۴۰۵، قیمت پایانی روزانه بیت‌کوین ۶۴ بار از یک طرف میانگین ۲۰۰ روزه به طرف دیگرش رفته و ۳۸ بارِ آن ظرف ده روز برگشته است. بیشتر این عبورها مال دو سال پرنوسان و بی‌جهت بود: ۱۹ بار در ۱۴۰۰ و ۱۷ بار در ۱۴۰۳.

چند راه برای کم کردن این سیگنال‌ها هست که هر کدام تأخیر بیشتری می‌آورد:

  • صبر کردن: مثلاً عبور را فقط وقتی قبول کنید که قیمت سه روز پشت سر هم آن طرف میانگین بسته شود.
  • حاشیه گذاشتن: عبور را وقتی جدی بگیرید که قیمت دست‌کم چند درصد از میانگین فاصله بگیرد.
  • تایم‌فریم بالاتر: به‌جای بسته شدن روزانه، بسته شدن هفتگی را ببینید.
  • تأیید از ابزار دیگر: عبوری را جدی بگیرید که حجم معاملات بالایی پشتش باشد یا هم‌جهت روند بزرگ‌تر باشد.

برای هر تایم‌فریم کدام میانگین متحرک را بگذاریم؟

اول تایم‌فریم و افق معامله‌تان را مشخص کنید، بعد میانگین را. جدول زیر انتخاب‌های رایج را نشان می‌دهد؛ این‌ها قاعده نیستند و فقط نقطه شروع‌اند.

سبک معامله

تایم‌فریم نمودار

میانگین‌های رایج

خیلی کوتاه‌مدت (اسکالپ)

۱ تا ۱۵ دقیقه

EMA ۹ و ۲۰

روزانه (دی‌تریدینگ)

۱۵ دقیقه تا ۱ ساعت

EMA ۲۰ و ۵۰

چندروزه تا چندهفته‌ای (سوئینگ)

۴ ساعته و روزانه

۲۰ و ۵۰، با ۲۰۰ روزانه برای جهت کلی

بلندمدت

روزانه و هفتگی

SMA ۵۰ و ۲۰۰ روزانه، ۵۰ و ۲۰۰ هفته‌ای

یک حساب کوچک جلوی خیلی از سردرگمی‌ها را می‌گیرد: دوره میانگین به تعداد کندل است، نه به روز. میانگین ۲۰۰ روی نمودار ۴ ساعته فقط حدود ۳۳ روز را می‌پوشاند و روی نمودار ۱۵ دقیقه‌ای حدود دو روز. میانگین ۵۰ هفته‌ای هم تقریباً یک سال است. اگر می‌خواهید میانگین ۵۰ روزه را روی نمودار ۴ ساعته ببینید، دوره را ۳۰۰ بگذارید؛ چون هر روز شش کندل ۴ ساعته دارد.

یک وسوسه را هم کنار بگذارید: دوره‌ها را آن‌قدر بالا و پایین نکنید که روی نمودار گذشته «بهترین» نتیجه را بدهند. دوره‌ای که روی گذشته بی‌نقص است، معمولاً فقط با همان گذشته جور شده و در آینده آن‌قدر خوب کار نمی‌کند. دوره‌های استاندارد دست‌کم این حسن را دارند که بقیه بازار هم آن‌ها را می‌بینند.

چطور میانگین متحرک را در تریدینگ‌ویو اضافه کنیم؟

  1. نمودار جفت BTCUSDT را باز کنید و تایم‌فریم را روی روزانه (1D) بگذارید.
  2. روی دکمه Indicators بالای نمودار بزنید، در کادر جست‌وجو Moving Average بنویسید و از فهرست، نوع ساده (Simple) یا نمایی (Exponential) را انتخاب کنید.
  3. نشانگر را روی اسم اندیکاتور در گوشه بالای نمودار ببرید و آیکون چرخ‌دنده را بزنید تا تنظیمات باز شود. Length را ۵۰ و Source را close بگذارید.
  4. یک بار دیگر همین کار را بکنید و Length را ۲۰۰ بگذارید. برای هر خط رنگ جدایی انتخاب کنید.

اندیکاتور آماده‌ای به اسم MovingAvg Cross هم هست که دو میانگین را با هم رسم می‌کند. اگر پلن پولی تریدینگ‌ویو و دستیار هوش مصنوعی‌اش را دارید، همین کار را با یک جمله هم می‌توانید از آن بخواهید؛ جزئیاتش را در هوش مصنوعی تریدینگ‌ویو گفته‌ایم.

میانگین را روی نمودار دلاری یا تتری رمزارز بکشید، نه نمودار تومانی. قیمت تومانی بیت‌کوین هم از قیمت جهانی‌اش اثر می‌گیرد و هم از نرخ دلار در ایران، و میانگینی که روی آن بکشید این دو را با هم قاطی می‌کند. این موضوع را در تحلیل تکنیکال چیست بیشتر توضیح داده‌ایم.

میانگین متحرک واقعاً جواب می‌دهد؟

شواهد پژوهشی دوپهلوست. یکی از معروف‌ترین پژوهش‌ها را براک، لاکونیشاک و لبارون در سال ۱۹۹۲ منتشر کردند. آن‌ها قاعده‌های ساده میانگین متحرک را روی شاخص داوجونز از ۱۸۹۷ تا ۱۹۸۶ امتحان کردند و دیدند بازده بعد از سیگنال‌های خرید به‌طور منظم بیشتر از بازده بعد از سیگنال‌های فروش بوده است (Brock و همکاران، Journal of Finance). پژوهشی روی داده‌های درون‌روزی بیت‌کوین هم شواهد معناداری به نفع قاعده‌های میانگین متحرک پیدا کرد (Corbet و همکاران، Finance Research Letters).

ولی پژوهش‌هایی که قاعده‌ها را روی داده گذشته امتحان می‌کنند ایرادهای شناخته‌شده‌ای دارند. به گفته مرور پارک و اروین، که در تحلیل تکنیکال چیست آورده‌ایم، بیشتر این پژوهش‌ها آن‌قدر قاعده امتحان کرده بودند که یکی‌شان از روی شانس خوب دربیاید و هزینه معامله را هم درست حساب نکرده بودند.

برداشت ما این است که میانگین متحرک بیشتر به درد فهمیدن «الان کجای روند هستیم» می‌خورد تا پیدا کردن لحظه دقیق خرید و فروش. ترکیب رایجش این است که میانگین متحرک جهت روند را نشان بدهد و ابزاری از خانواده دیگر، مثل RSI برای شتاب حرکت یا باندهای بولینگر برای نوسان، بقیه تصویر را کامل کند.

اشتباه‌های رایج در کار با میانگین متحرک

  • شلوغ کردن نمودار: پنج میانگین، مکدی و یک نوار میانگین همه از میانگین قیمت ساخته شده‌اند و یک حرف را می‌زنند. دو میانگین کافی است.
  • حد ضرر درست روی خط: قیمت بارها چند درصد از میانگین رد می‌شود و برمی‌گردد. حد ضرری که درست روی خط باشد، ممکن است با یک نوسان معمولی فعال شود.
  • معامله بدون حد ضرر: میانگین متحرک بارها اشتباه می‌کند. پیش از هر معامله بدانید کجا اشتباهتان ثابت می‌شود و چقدر حاضرید ضرر کنید. حد ضرر و حد سود و مدیریت ریسک در ارز دیجیتال را برای همین نوشته‌ایم.

یک تمرین خوب برای شروع: نمودار روزانه بیت‌کوین را با میانگین‌های ساده ۵۰ و ۲۰۰ باز کنید، ردیف‌های ۱۷ و ۱۸ جدول بالا را رویش پیدا کنید و چند هفته، بدون اینکه معامله‌ای بکنید، فقط ببینید قیمت کنار میانگین ۲۰۰ روزه چه رفتاری دارد. قیمت لحظه‌ای بیت‌کوین را هم در صفحه بیت‌کوین سواپ‌ولت می‌بینید.

پرسش‌های رایج

بهترین میانگین متحرک برای ارز دیجیتال کدام است؟

میانگینی که برای همه بهترین باشد وجود ندارد؛ انتخاب به افق معامله شما بستگی دارد. برای روند بلندمدت روی نمودار روزانه SMA ۵۰ و ۲۰۰ رایج‌ترند و برای معامله‌های کوتاه‌مدت EMA ۹ و ۲۰. اگر تازه شروع کرده‌اید، میانگین ساده ۲۰۰ روزه کافی است؛ بیشتر بازار هم به همان نگاه می‌کند.

چرا عدد میانگین متحرک در دو سایت با هم فرق دارد؟

معمولاً به سه دلیل: قیمت از صرافی‌های مختلف می‌آید، ساعت بسته شدن کندل روزانه در همه سایت‌ها یکی نیست و EMA به نقطه شروع حساب حساس است. اگر نوع میانگین هم فرق کند (SMA در برابر EMA)، اختلاف بیشتر می‌شود.

گلدن کراس یعنی وقت خرید است؟

نه لزوماً. گلدن کراس می‌گوید روند میان‌مدت از روند بلندمدت جلو زده است و معمولاً وقتی رخ می‌دهد که قیمت مدتی است از کف بالا آمده. در داده‌های بیت‌کوین از ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۵، کسی که با هر گلدن کراس خریده و با دث کراس بعدی فروخته بود، از ۸ بار ۳ بار ضرر کرد.

میانگین ۲۰۰ روزه با ۲۰۰ هفته‌ای چه فرقی دارد؟

میانگین ۲۰۰ روزه در بازار رمزارز حدود شش ماه و نیم قیمت را در بر می‌گیرد و ۲۰۰ هفته‌ای نزدیک به چهار سال را. اولی روند بلندمدت فعلی را نشان می‌دهد و قیمت در هر چرخه چند بار از آن رد می‌شود. دومی خیلی کندتر است و بیشتر برای مقایسه چرخه‌های چندساله به کار می‌رود.

برای نمودار ۴ ساعته چه میانگینی بگذارم؟

بستگی دارد دنبال حرکت‌های چندروزه باشید یا روند بزرگ‌تر. EMA ۲۰ و ۵۰ روی نمودار ۴ ساعته حدود ۳ و ۸ روز را می‌پوشانند و برای معامله‌های چندروزه رایج‌اند. اگر می‌خواهید همان میانگین ۵۰ روزه را روی این نمودار داشته باشید، دوره را ۳۰۰ بگذارید.

میانگین متحرک را روی کدام قیمت حساب کنیم؟

روی قیمت بسته شدن کندل، مگر دلیل مشخصی برای کار دیگری داشته باشید. بیشتر تحلیل‌ها و عددهایی که در سایت‌ها می‌بینید با قیمت بسته شدن حساب شده‌اند و اگر شما قیمت دیگری بگذارید، خطتان با بقیه بازار جور درنمی‌آید.