اثبات کار (Proof of Work یا PoW) و اثبات سهام (Proof of Stake یا PoS) دو جواب متفاوت به یک سؤال‌اند: در شبکه‌ای که هیچ مدیری ندارد، چه کسی حق دارد بلاک بعدی را بسازد و چرا بقیه باید حرفش را قبول کنند؟ در اثبات کار این حق به کسی می‌رسد که برق و دستگاه خرج کرده و زودتر از بقیه یک معمای محاسباتی را حل کرده است؛ بیت‌کوین همین‌طور کار می‌کند. در اثبات سهام، اعتبارسنج‌ها مقداری از رمزارز خود شبکه را وثیقه می‌گذارند و اگر تقلب کنند، بخشی از آن یا همه‌اش را از دست می‌دهند؛ اتریوم از ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ این‌طور کار می‌کند.

خلاصه‌اش این است که امنیت اثبات کار از هزینه‌ای می‌آید که بیرون از شبکه پرداخت شده، یعنی برق و سخت‌افزار. امنیت اثبات سهام از پولی می‌آید که داخل خود شبکه گرو گذاشته شده. نمی‌شود گفت یکی از دیگری بهتر است؛ هر کدام چیزی به دست آورده و چیزی را از دست داده. اثبات کار ساده‌تر و قدیمی‌تر است و برق زیادی مصرف می‌کند. اثبات سهام برق ناچیزی می‌خورد و تراکنش را در زمان مشخصی نهایی می‌کند، ولی قواعدش پیچیده‌تر است و برای شرکت در آن باید از قبل رمزارز داشته باشید.

مقایسه‌ی اثبات کار و اثبات سهام در یک نگاه


اثبات کار (PoW)

اثبات سهام (PoS)

چه چیزی گرو گذاشته می‌شود؟

برق و دستگاه ماینینگ

رمزارز خود شبکه، مثلاً اتر

بلاک را چه کسی می‌سازد؟

ماینری که زودتر جواب معما را پیدا کند

اعتبارسنجی که شبکه به‌طور تصادفی انتخاب می‌کند

متقلب چه چیزی از دست می‌دهد؟

هزینه‌ی برقش هدر می‌رود، ولی دستگاه‌هایش سر جایشان می‌مانند

بخشی از وثیقه یا همه‌ی آن سوزانده می‌شود

تراکنش کی نهایی می‌شود؟

هیچ‌وقت صددرصد؛ با هر بلاک تازه برگرداندنش سخت‌تر می‌شود

در نقطه‌ای مشخص؛ در اتریوم حدود ۱۵ دقیقه

مصرف برق

بسیار زیاد

ناچیز

شرط ورود

دستگاه و برق ارزان؛ داشتن سکه لازم نیست

داشتن رمزارز همان شبکه

خطر تمرکز قدرت

چند استخر بزرگ ماینینگ

چند سرویس بزرگ استیکینگ و صرافی

نمونه‌ها

بیت‌کوین، لایت‌کوین، دوج‌کوین، مونرو

اتریوم، کاردانو، سولانا، TON

اصلاً چرا شبکه به سازوکار اجماع نیاز دارد؟

بلاکچین دفتر حسابی است که هزاران کامپیوتر نسخه‌ای از آن را نگه می‌دارند. حالا فرض کنید کسی همزمان یک بیت‌کوین را برای دو نفر بفرستد. در بانک، سیستم بانک تصمیم می‌گیرد کدام انتقال حساب است. در بلاکچین هیچ‌کس این اختیار را ندارد، پس همه‌ی کامپیوترها باید طبق یک قانون مشترک به یک جواب برسند. به این قانون و انگیزه‌هایی که پشتش است «سازوکار اجماع» می‌گویند.

راه ساده‌ی رأی‌گیری، یعنی هر کامپیوتر یک رأی، اینجا جواب نمی‌دهد، چون هر کسی می‌تواند هزاران کامپیوتر یا هویت جعلی بسازد. ساتوشی ناکاموتو در وایت‌پیپر بیت‌کوین همین را نوشته است: اگر رأی بر اساس آدرس IP باشد، هر کس IP بیشتری جور کند برنده است. راه‌حل او این بود که وزن رأی به قدرت پردازش بستگی داشته باشد، یعنی رأی دادن هزینه داشته باشد. اثبات سهام هم همین ایده را دارد، با این فرق که وزن رأی به مقدار سکه‌ی قفل‌شده بستگی دارد.

اثبات کار چطور کار می‌کند؟

در بیت‌کوین، ساختن هر بلاک این مراحل را دارد:

  1. ماینرها تراکنش‌های در صف را جمع می‌کنند و از آن‌ها یک بلاک پیشنهادی می‌سازند.
  2. حالا باید عددی پیدا کنند که اگر در سرآیند بلاک بگذارند، «هش» بلاک، یعنی اثر انگشت دیجیتال آن، از عدد هدف شبکه کوچک‌تر شود. هیچ میان‌بری وجود ندارد؛ باید عدد را عوض کنند و دوباره امتحان کنند. دستگاه‌های امروزی هر ثانیه تریلیون‌ها بار این کار را تکرار می‌کنند.
  3. هر کس زودتر جواب را پیدا کند، بلاک را برای بقیه می‌فرستد. پیدا کردن جواب سخت است، ولی بقیه‌ی نودها در یک لحظه می‌توانند درستی‌اش را بررسی کنند.
  4. سازنده‌ی بلاک پاداش می‌گیرد: مقداری بیت‌کوین تازه به‌اضافه‌ی کارمزد تراکنش‌های داخل بلاک. همین پاداش است که بیت‌کوین تازه را بدون بانک مرکزی وارد چرخه می‌کند.
  5. اگر دو بلاک تقریباً همزمان ساخته شوند، نودها زنجیره‌ای را درست می‌دانند که بیشترین کار پشتش انجام شده باشد. بلاک دیگر کنار گذاشته می‌شود.

شبکه نمی‌گذارد سرعت ساخت بلاک با اضافه شدن دستگاه‌های تازه بالا برود. طبق مستندات توسعه‌دهندگان بیت‌کوین، بعد از هر ۲۰۱۶ بلاک سختی معما طوری تنظیم می‌شود که ۲۰۱۶ بلاک بعدی حدود دو هفته طول بکشد. دو هفته تقسیم بر ۲۰۱۶ بلاک یعنی به‌طور متوسط هر ۱۰ دقیقه یک بلاک. پاداش بلاک هم ثابت نیست و هر چند سال یک بار نصف می‌شود.

اینکه پاداش بیت‌کوین چرا و کی نصف می‌شود موضوع مقاله‌ی هاوینگ بیت‌کوین است. اگر می‌خواهید بدانید ماینینگ در عمل چه دستگاه و برقی لازم دارد و در ایران چه وضعی دارد، راهنمای ماینینگ را بخوانید.

اثبات سهام چطور کار می‌کند؟

اتریوم شناخته‌شده‌ترین شبکه‌ی اثبات سهام است و مستندات رسمی‌اش سازوکار را دقیق توضیح می‌دهد:

  1. وثیقه گذاشتن. کسی که می‌خواهد اعتبارسنج (Validator) شود، ۳۲ اتر در قرارداد سپرده‌ی شبکه می‌گذارد و سه نرم‌افزار را روی کامپیوترش اجرا می‌کند. بعد باید در صف فعال‌سازی منتظر بماند.
  2. نوبت‌دهی. زمان در اتریوم به بازه‌های ۱۲ ثانیه‌ای تقسیم می‌شود و هر ۳۲ بازه یک «دوره» (Epoch) است، یعنی ۶٫۴ دقیقه. در هر بازه یک اعتبارسنج به‌طور تصادفی انتخاب می‌شود تا بلاک پیشنهاد کند. گروهی دیگر از اعتبارسنج‌ها بلاک را بررسی می‌کنند و به آن رأی می‌دهند.
  3. نهایی شدن. اولین بلاک هر دوره نقطه‌ی بازرسی است. وقتی اعتبارسنج‌هایی که دست‌کم دوسوم کل اتر سپرده‌شده را دارند به دو نقطه‌ی بازرسی پشت‌سرهم رأی بدهند، بلاک‌های قبل از آن‌ها نهایی می‌شوند.
  4. پاداش و جریمه. اعتبارسنجی که درست و به‌موقع کار کند، اتر بیشتری می‌گیرد. اگر آفلاین باشد، پاداش را از دست می‌دهد و جریمه‌ی کوچکی هم می‌پردازد. ولی اگر تقلب کند، مثلاً در یک بازه دو بلاک متفاوت پیشنهاد بدهد یا رأی‌های متناقض بدهد، بخشی از وثیقه‌اش سوزانده می‌شود و از شبکه بیرون می‌رود. به این جریمه Slashing می‌گویند.

اندازه‌ی این جریمه به این بستگی دارد که چند اعتبارسنج همزمان تقلب کرده باشند. ethereum.org می‌گوید اعتبارسنجی که تنها خطا کرده باشد ممکن است کمتر از ۰٫۱ درصد وثیقه‌اش را از دست بدهد، ولی در یک تقلب گروهی ممکن است کل وثیقه از بین برود. یعنی خطای اتفاقی یک نفر ارزان تمام می‌شود و حمله‌ی هماهنگ بسیار گران.

کسی که ۳۲ اتر ندارد هم می‌تواند از طریق استخرهای استیکینگ، توکن‌های استیکینگ نقدشونده یا صرافی‌ها سهمی از این پاداش بگیرد.

اینکه پاداش استیکینگ دقیقاً از کجا می‌آید، چه روش‌هایی دارد و چه ریسک‌هایی همراهش است در راهنمای استیکینگ آمده است.

امنیت: تقلب در هر روش چه هزینه‌ای دارد؟

اول ببینیم مهاجم اصلاً چه کاری از دستش برمی‌آید

یک تصور غلط رایج این است که اگر کسی کنترل شبکه را به دست بگیرد، می‌تواند پول کیف پول شما را بردارد. این‌طور نیست. وایت‌پیپر بیت‌کوین و صفحه‌ی امنیت اتریوم هر دو تأکید می‌کنند که مهاجم نمی‌تواند سکه از هیچ بسازد یا پولی را که مال خودش نبوده خرج کند، چون همه‌ی نودها امضا و قوانین هر تراکنش را خودشان بررسی می‌کنند و بلاک نامعتبر را قبول نمی‌کنند.

کاری که مهاجم می‌تواند بکند این‌هاست: پرداخت اخیر خودش را برگرداند و همان پول را دوباره خرج کند (حمله‌ی دوبار خرج کردن)، تراکنش‌های بعضی افراد را وارد بلاک نکند، یا ترتیب بلاک‌های اخیر را عوض کند. قربانی اصلی معمولاً صرافی یا فروشنده‌ای است که پرداخت را زود قطعی حساب کرده است.

حمله‌ی ۵۱ درصدی در اثبات کار

در اثبات کار، مهاجم باید بیش از نیمی از کل قدرت پردازش شبکه را در اختیار بگیرد. هزینه‌اش خرید یا اجاره‌ی دستگاه و پرداخت برق است. در شبکه‌ای به بزرگی بیت‌کوین این هزینه بسیار سنگین است. ولی شبکه‌های کوچک‌تر بارها آسیب دیده‌اند. اتریوم کلاسیک، شاخه‌ای که تیر ۱۳۹۵ از اتریوم جدا شد و هنوز با اثبات کار کار می‌کند، در دی ۱۳۹۷ و دوباره در تابستان ۱۳۹۹ چند بار حمله‌ی ۵۱ درصدی را تجربه کرد و صرافی‌ها در آن حمله‌ها با دوبار خرج کردن ضرر کردند.

نکته‌ی مهم این است که بعد از حمله، دستگاه‌ها سر جایشان می‌مانند. مهاجم می‌تواند دوباره حمله کند و شبکه راه مستقیمی ندارد که سرمایه‌ی او را از بین ببرد. تنها چیزی که از دست داده، برق و فرصت کسب پاداش است.

آستانه‌های حمله در اثبات سهام

در اثبات سهام، قدرت مهاجم به سهمش از کل اتر سپرده‌شده بستگی دارد و ethereum.org چند آستانه را از هم جدا می‌کند:

  • حدود یک‌سوم: کافی است مهاجم همه‌ی اعتبارسنج‌هایش را همزمان خاموش کند تا بلاک‌ها دیگر نهایی نشوند، هرچند ساخت بلاک ادامه پیدا می‌کند. اگر نهایی شدن بیش از چهار دوره متوقف بماند، سازوکاری به اسم «نشت عدم فعالیت» (Inactivity Leak) کم‌کم از وثیقه‌ی اعتبارسنج‌های غایب کم می‌کند تا بقیه دوباره به دوسوم برسند.
  • ۳۴ درصد: مهاجم از نظر تئوری می‌تواند کاری کند که دو شاخه‌ی متفاوت همزمان نهایی شوند. در این حالت جامعه‌ی اتریوم باید بیرون از زنجیره هماهنگ شود.
  • ۵۱ درصد: مهاجم می‌تواند تعیین کند کدام شاخه زنجیره‌ی اصلی باشد و جلوی تراکنش‌های خاصی را بگیرد. ولی اعتبارسنج‌های درستکار می‌توانند با هماهنگی هم شاخه‌ی مهاجم را نادیده بگیرند، او را از شبکه بیرون کنند و وثیقه‌اش را بسوزانند.
  • ۶۶ درصد: مهاجم می‌تواند زنجیره‌ی دلخواهش را نهایی کند. در این حالت فقط دو چیز جلوی او را می‌گیرد: هزینه‌ی سرسام‌آور خریدن این همه اتر، و اینکه جامعه با هماهنگی، شبکه را به شاخه‌ی دیگری ببرد.

فرق اصلی با اثبات کار همین است: مهاجم شکست‌خورده در اثبات کار دستگاه‌هایش را نگه می‌دارد، ولی در اثبات سهام سرمایه‌ی حمله، یعنی همان سکه‌های قفل‌شده، داخل خود شبکه است و می‌شود آن را سوزاند. روی دیگر سکه این است که در بدترین حالت، دفاع اثبات سهام به هماهنگی انسانی جامعه برمی‌گردد و ethereum.org هم این را پنهان نمی‌کند. مشکل دیگری هم مخصوص اثبات سهام است: نودی که تازه به شبکه وصل می‌شود، برای اینکه با تاریخچه‌ی جعلی فریب نخورد، باید یک نقطه‌ی بازرسی جدید را از منبعی معتبر بگیرد. در اثبات کار کافی است زنجیره‌ای را انتخاب کند که بیشترین کار پشتش است.

تراکنش شما کی واقعاً برگشت‌ناپذیر می‌شود؟

برای کاربر عادی، فرق دو روش اینجا از همه‌جا ملموس‌تر است. در اثبات کار فقط می‌شود گفت برگشتن تراکنش چقدر احتمال دارد. در اثبات سهام می‌شود گفت برگرداندنش چقدر برای مهاجم خرج دارد.

اثبات کار: احتمالی که با هر بلاک کوچک‌تر می‌شود

ساتوشی در بخش ۱۱ وایت‌پیپر حساب کرده است که مهاجمی با سهم مشخصی از قدرت پردازش، چقدر شانس دارد زنجیره‌ی جعلی‌اش از زنجیره‌ی اصلی جلو بزند. عددهای جدول زیر از همان محاسبه است و ستون آخر را ما با فرض هر بلاک ۱۰ دقیقه اضافه کرده‌ایم:

سهم مهاجم از قدرت شبکه

تأیید لازم تا شانس مهاجم زیر ۰٫۱ درصد شود

زمان تقریبی در بیت‌کوین

۱۰ درصد

۵

حدود ۵۰ دقیقه

۲۰ درصد

۱۱

نزدیک ۲ ساعت

۳۰ درصد

۲۴

حدود ۴ ساعت

۴۰ درصد

۸۹

حدود ۱۵ ساعت

۴۵ درصد

۳۴۰

حدود ۲ روز و ۹ ساعت

یک مثال از همان محاسبه: اگر مهاجم ۱۰ درصد قدرت شبکه را داشته باشد و فقط یک تأیید صبر کنید، حدود ۲۰ درصد شانس دارد پرداخت را برگرداند. بعد از ۶ تأیید، که در بیت‌کوین حدود یک ساعت است، این شانس به حدود ۰٫۰۲ درصد می‌رسد. به همین دلیل صرافی‌ها واریز بیت‌کوین را بعد از چند تأیید به حساب می‌زنند. این حساب فقط تا وقتی کار می‌کند که مهاجم کمتر از نصف قدرت شبکه را داشته باشد؛ با بیش از نصف، هیچ تعداد تأییدی کافی نیست.

اثبات سهام: نقطه‌ای مشخص با قیمتی مشخص

در اتریوم بلاک بعد از دو دوره نهایی می‌شود که طبق ethereum.org حدود ۱۵ دقیقه طول می‌کشد. از آن به بعد، کسی که بخواهد بلاک را برگرداند باید از دست دادن دست‌کم یک‌سوم کل اتر سپرده‌شده را بپذیرد. با یک عدد فرضی ساده: اگر ۳۰ میلیون اتر در شبکه سپرده شده باشد، برگرداندن یک تراکنش نهایی‌شده دست‌کم ۱۰ میلیون اتر برای مهاجم آب می‌خورد. عدد واقعی هر روز تغییر می‌کند، ولی منطقش همین است: سؤال دیگر این نیست که برگشتن تراکنش چقدر احتمال دارد، بلکه این است که برای مهاجم چقدر خرج دارد.

در شبکه‌هایی که برای سرعت طراحی شده‌اند، این لحظه خیلی زودتر می‌رسد. مثلاً تراکنش در ترون حدود یک دقیقه، در BNB Smart Chain حدود یک ثانیه و در TON معمولاً در کمتر از یک ثانیه نهایی می‌شود. اگر می‌خواهید بدانید هر صرافی چند تأیید می‌خواهد و چرا، مقاله‌ی تأیید یا Confirmation در بلاکچین را بخوانید.

مصرف برق: فرق واقعاً چقدر است؟

گزارش ۱۴۰۴ مرکز مالی جایگزین دانشگاه کمبریج مصرف برق سالانه‌ی بیت‌کوین را حدود ۱۳۸ تراوات‌ساعت برآورد کرده است، یعنی نزدیک ۰٫۵۴ درصد کل برق دنیا. همین گزارش می‌گوید بیش از ۸۰ درصد هزینه‌های نقدی جاری شرکت‌های ماینینگ صرف برق می‌شود. در مقابل، ethereum.org به نقل از مؤسسه‌ی CCRI مصرف کل شبکه‌ی اتریوم را حدود ۰٫۰۰۲۶ تراوات‌ساعت در سال می‌داند و می‌گوید انتقال به اثبات سهام مصرف برق اتریوم را بیش از ۹۹٫۹۸۸ درصد کم کرد. با این دو برآورد، بیت‌کوین بیش از ۵۰ هزار برابر اتریوم برق مصرف می‌کند.

اینکه این برق هدر می‌رود یا نه، محل بحث است. منتقدان آن را اسراف می‌دانند. طرفداران می‌گویند همین برق است که بازنویسی تاریخچه‌ی بیت‌کوین را گران می‌کند و ماینرها دنبال ارزان‌ترین برق، از جمله برق مازاد، می‌روند. ماینرهایی که در نظرسنجی کمبریج شرکت کرده‌اند گفته‌اند ۵۲٫۴ درصد برقشان را از انرژی تجدیدپذیر و هسته‌ای می‌گیرند؛ البته این عدد را خودشان گزارش کرده‌اند و کسی جداگانه آن را نسنجیده است. چیزی که محل بحث نیست این است که اثبات کار بدون مصرف برق زیاد امن نمی‌ماند و اثبات سهام چنین نیازی ندارد.

بلاک‌ها را در عمل چه کسی می‌سازد؟

روی کاغذ هر دو روش باز و غیرمتمرکزند، ولی در عمل هر دو به سمت تمرکز می‌روند.

در اثبات کار، ماینینگ بیت‌کوین فقط با دستگاه‌های تخصصی (ASIC) و برق ارزان به‌صرفه است و هر چه مزرعه‌ی ماینینگ بزرگ‌تر باشد، هزینه‌ی هر واحد کارش کمتر می‌شود. ماینرهای کوچک هم برای اینکه درآمد منظم‌تری داشته باشند، در استخرهای ماینینگ جمع می‌شوند. طبق داده‌های mempool.space در ۱۲ ماه منتهی به ۱۶ مهر ۱۴۰۵، دو استخر بزرگ حدود ۴۶ درصد بلاک‌ها و پنج استخر بزرگ حدود ۷۷ درصد آن‌ها را ساخته‌اند. استخر صاحب همه‌ی دستگاه‌ها نیست و ماینرها می‌توانند استخرشان را عوض کنند، ولی انتخاب اینکه کدام تراکنش‌ها در بلاک بیایند با مدیر استخر است.

در اثبات سهام، ثروت جای دستگاه را می‌گیرد. ethereum.org هشدار می‌دهد که جمع شدن حجم زیادی از اتر سپرده‌شده در دست چند سازمان، مثلاً چند استخر بزرگ، راه را برای سانسور تراکنش‌ها باز می‌کند و اگر یکی از آن‌ها دچار مشکل شود، بخش بزرگی از شبکه با آن زمین می‌خورد. این حرف که «در اثبات سهام پولدارها پولدارتر می‌شوند» هم نیمه‌درست است. پاداش به نسبت وثیقه داده می‌شود، پس سهم هر کس از کل ثابت می‌ماند. بازنده کسی است که سکه دارد ولی استیک نمی‌کند، چون سکه‌های تازه سهم او را کم‌رنگ می‌کنند.

یک فرق دیگر هم هست که ethereum.org به آن اشاره می‌کند. برای شروع ماینینگ لازم نیست از قبل سکه داشته باشید و می‌شود از صفر شروع کرد. در اثبات سهام اول باید سکه‌ی همان شبکه را بخرید.

خانواده‌ی اثبات سهام: DPoS، PoSA و بقیه

خیلی از شبکه‌های جدیدتر اثبات سهام را با تغییراتی به کار می‌برند. بعضی‌شان، مثل ترون و BNB Smart Chain، ساخت بلاک را به چند ده اعتبارسنج سپرده‌اند؛ سریع‌تر شده‌اند و در عوض، قدرت در دست افراد کمتری جمع شده است.

  • اثبات سهام نمایندگی‌شده (DPoS) در ترون: دارندگان TRX با رأی‌شان ۲۷ نماینده انتخاب می‌کنند و فقط همین ۲۷ نماینده به نوبت هر ۳ ثانیه بلاک می‌سازند. جزئیاتش را در مقاله‌ی ترون نوشته‌ایم.
  • اثبات سهام و اعتبار (PoSA) در BNB Smart Chain: هر روز ۴۵ اعتبارسنج بر اساس سهام انتخاب می‌شوند و ۲۱ نفرشان که بیشترین سهام را دارند، بیشتر بلاک‌ها را می‌سازند. اینکه این ساختار چطور کارمزد را پایین نگه داشته در چرا کارمزد BSC کم است آمده و خود BNB را در مقاله‌ی BNB معرفی کرده‌ایم.
  • سولانا: اثبات سهام دارد و برای مرتب کردن تراکنش‌ها از یک ساعت مبتنی بر هش به اسم «اثبات تاریخ» کمک می‌گیرد. توضیح کاملش در مقاله‌ی سولانا چیست آمده است.
  • TON: اعتبارسنج‌ها با وثیقه‌ی بزرگ از طریق یک قرارداد هوشمند انتخاب می‌شوند. جزئیاتش در مقاله‌ی TON چیست آمده است.

هر رمزارز معروف از کدام روش استفاده می‌کند؟

شبکه

روش اجماع

تراکنش کی برگشت‌ناپذیر می‌شود؟

بیت‌کوین

اثبات کار

احتمالی؛ هر بلاک حدود ۱۰ دقیقه

لایت‌کوین و دوج‌کوین

اثبات کار (الگوریتم Scrypt)

احتمالی

مونرو

اثبات کار (الگوریتم RandomX)

احتمالی

اتریوم کلاسیک

اثبات کار

احتمالی

اتریوم

اثبات سهام

حدود ۱۵ دقیقه

کاردانو

اثبات سهام (Ouroboros)

طبق قواعد خود شبکه

سولانا

اثبات سهام به‌همراه اثبات تاریخ

حدود ۱۳ ثانیه

TON

اثبات سهام

معمولاً کمتر از یک ثانیه

BNB Smart Chain

اثبات سهام و اعتبار (PoSA)

حدود یک ثانیه

ترون

اثبات سهام نمایندگی‌شده (DPoS)

حدود یک دقیقه

زمان‌های این جدول از مستندات خود شبکه‌هاست و با ارتقاهای بعدی ممکن است عوض شود.

چند باور رایج که درست نیست

  • «اثبات سهام یعنی کارمزد کم.» کارمزد به تقاضا و ظرفیت شبکه بستگی دارد، نه به روش اجماع. ethereum.org صریحاً می‌گوید انتقال اتریوم به اثبات سهام پارامترهای ظرفیت را تغییر نداد و کارمزد را کم نکرد. اگر کارمزد اتریوم برایتان سؤال است، چرا کارمزد اتریوم زیاد می‌شود را ببینید.
  • «اثبات سهام خیلی سریع‌تر است.» فاصله‌ی بلاک‌های اتریوم بعد از تغییر روش از حدود ۱۳٫۳ ثانیه فقط به ۱۲ ثانیه رسید. سرعت شبکه‌هایی مثل سولانا یا BNB Smart Chain از طراحی خاص خودشان می‌آید، که در BNB Smart Chain شامل تعداد کم اعتبارسنج‌ها هم هست، نه از خود اثبات سهام.
  • «با حمله‌ی ۵۱ درصدی می‌شود کیف پول هر کسی را خالی کرد.» همان‌طور که بالاتر دیدید، مهاجم فقط می‌تواند پرداخت‌های خودش را برگرداند یا جلوی تراکنش‌ها را بگیرد.
  • «در اثبات سهام سکه‌ی تازه ساخته نمی‌شود.» ساخته می‌شود؛ پاداش اعتبارسنج‌ها از همین سکه‌های تازه و کارمزدها پرداخت می‌شود.
  • «یکی از این دو روش قطعاً امن‌تر است.» امنیت هر شبکه بیشتر به این بستگی دارد که حمله به آن چقدر گران است و قدرت چقدر پخش شده. یک شبکه‌ی کوچک اثبات کار می‌تواند از یک شبکه‌ی بزرگ اثبات سهام آسیب‌پذیرتر باشد و برعکس.

این فرق برای شما چه اهمیتی دارد؟

برای اینکه رمزارز بخرید، نگه دارید یا بفرستید، لازم نیست روش اجماع را از حفظ باشید. ولی در چند موقعیت به کارتان می‌آید:

  • واریز به صرافی. در شبکه‌های اثبات کار مثل بیت‌کوین، صرافی برای واریز چند تأیید صبر می‌کند و ممکن است حدود یک ساعت طول بکشد. در شبکه‌هایی مثل ترون یا TON خیلی سریع‌تر است. این تأخیر خرابی نیست؛ همان حساب احتمالی است که در جدول بالا دیدید.
  • کسب درآمد از رمزارز. در شبکه‌های اثبات کار راهش ماینینگ است که دستگاه و برق می‌خواهد. در شبکه‌های اثبات سهام راهش استیکینگ است که سکه می‌خواهد و ریسک قفل شدن و جریمه دارد.
  • بررسی یک پروژه‌ی تازه. وقتی پروژه‌ای می‌گوید اجماعش «انقلابی» است، چهار سؤال بپرسید: بلاک‌ها را چند نفر و چطور می‌سازند؟ متقلب چه چیزی از دست می‌دهد؟ تراکنش کی نهایی می‌شود و آیا شبکه تا حالا متوقف شده است؟ قدرت چقدر در دست چند استخر یا اعتبارسنج جمع شده است؟

جواب این سؤال‌ها معمولاً در وایت‌پیپر و مستندات پروژه هست. اینکه وایت‌پیپر را چطور بخوانید در راهنمای وایت‌پیپر آمده است. اگر هم تصمیمتان را گرفته‌اید، می‌توانید بیت‌کوین یا اتریوم را با تومان در سواپ‌ولت بخرید.

پرسش‌های رایج

آیا بیت‌کوین هم ممکن است به اثبات سهام برود؟

هر تغییری در قواعد اجماع بیت‌کوین باید مورد قبول اکثریت بزرگی از نودها، ماینرها و کاربران باشد و تا امروز هیچ پیشنهادی برای رفتن بیت‌کوین به اثبات سهام چنین پشتیبانی‌ای نگرفته است. خیلی از طرفداران بیت‌کوین اثبات کار را بخشی از هویت آن می‌دانند.

هنوز می‌شود اتریوم را ماین کرد؟

نه. از ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ بلاک‌های اتریوم را اعتبارسنج‌ها می‌سازند و دیگر ماینری در کار نیست. اتریوم کلاسیک، که شبکه‌ی جدایی است، هنوز با اثبات کار ادامه می‌دهد.

استیکینگ با اثبات سهام یکی است؟

نه دقیقاً. اثبات سهام قواعد شبکه است و استیکینگ کاری است که شما انجام می‌دهید تا در این قواعد شرکت کنید و پاداش بگیرید، چه مستقیم و چه از طریق یک استخر یا صرافی.

کدام روش امن‌تر است؟

جواب کلی ندارد. بیت‌کوین با اثبات کار و اتریوم با اثبات سهام هر دو شبکه‌های بزرگی‌اند که حمله به آن‌ها بسیار گران است. شبکه‌های کوچک، با هر روشی، آسیب‌پذیرترند. بهتر است به هزینه‌ی حمله و پراکندگی قدرت در همان شبکه نگاه کنید.

چرا شبکه‌های اثبات سهام کارمزد کمتری دارند؟

همه‌شان ندارند. کارمزد کم در شبکه‌هایی مثل ترون یا BNB Smart Chain بیشتر نتیجه‌ی ظرفیت بالا و تعداد کم اعتبارسنج است. اتریوم با اینکه اثبات سهام دارد، در زمان شلوغی می‌تواند گران باشد.

برای استیک کردن چقدر سرمایه لازم است؟

برای اعتبارسنج مستقل در اتریوم ۳۲ اتر. با استخرهای استیکینگ و صرافی‌ها می‌شود با مبلغ خیلی کمتر هم شرکت کرد، ولی در این حالت به آن سرویس اعتماد کرده‌اید و ریسکش را هم پذیرفته‌اید.

اثبات سهام نمایندگی‌شده (DPoS) چه فرقی با اثبات سهام دارد؟

در DPoS دارندگان سکه خودشان بلاک نمی‌سازند. به چند نماینده رأی می‌دهند و همان نماینده‌ها بلاک می‌سازند؛ در ترون ۲۷ نماینده. نتیجه‌اش شبکه‌ای سریع‌تر و متمرکزتر است.